شفقنا- استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم گفت: تمامی مجاهدتهای علمی امام رضا(ع) را میتوان مصداق بارز «جهاد تبیین» دانست. امروز نیز عالمان دینی موظفند با اقتدا به سیره رضوی، پرچمدار جهاد تبیین در جنگ شناختی علیه جبهه باطل باشند.
امام رضا(ع) اسوهای بی نظیر در تلفیق علم و عمل، مبارزه و مردم داری بودند. ایشان با سیاست ورزی هوشمندانه، هرگز حکومت جور را به رسمیت نشناختند، اما از هر فرصتی برای تبلیغ اسلام ناب و کسب حقوق شیعیان بهر بردند. مناظرات علمی با اندیشمندان مختلف، خدمت به محر.مان و ترسیم توحید ناب در حدیث سلسله الذهب، از برجسته ترین جلوههای سیره ایشان است.
گفتگوی شفقنا با حجت الاسلام والمسلمین سعید صلح میرزایی نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری و استاد مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه را به مناسبت شهادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت علی بن موسی الرضا(ع) می خوانید:
چنان که می دانیم امام رضا (ع) ولایتعهدی را با اجبار پذیرفتهاند و از مداخله در امور حکومتی پرهیز ورزیدند. این رویکرد چگونه میتواند بهعنوان الگویی از مبارزه با قدرتطلبی سیاسی، سوءاستفاده از دین، و تظاهر به مشروعیت دینی تفسیر شود؟
همه امامان معصوم (علیهمالسلام) ادامهدهندگان راه بعثت حضرت رسول اکرم (ص) بودند. ایشان دو مأموریت عمده داشتند؛ اول تبیین دین و مراقبت از آن و دوم هدایت اجتماعی و سیاسی جامعه با اولویت تشکیل حکومت اسلامی.
امام رضا (ع) میراثدار زحمات پیشینیان خود، بهویژه موسی بن جعفر (ع)، بودند. بهخاطر زحمات امامان قبلی، جمعیت شیعه مجاهد که بعد از عاشورا به سه نفر رسیده بود، به جمعیت عظیم و متشکلی تبدیل شده بود.
مأمون عباسی به خیال خود، با الزام حضرت به پذیرش ولیعهدی، به دنبال مهار حرکات انقلابی شیعیان و مخدوش کردن چهره انقلابی حضرت رضا (ع) بود. به برکت قیام امام حسین (ع)، اعتبار دینی دستگاه خلافت از بین رفته و در ذهن مردم به پادشاه تقلیل یافته بود. فلذا مأمون که تازه از درگیری با امین عباسی رها شده بود، به دنبال هموار کردن راه خود بود؛ اما با تدبیر امام رضا (ع) به نتیجه نرسید، بلکه آنقدر عرصه را بر خود تنگ دید که دست به قتل حضرت زد.
پذیرش تحمیلی ولایتعهدی از سوی امام رضا (ع)، چه ابعاد راهبردی و چه پیامدهایی داشت؟ آیا میتوان این حضور را نوعی «مقاومت درونساختاری» و بیاعتبارسازی خلافت مأمون دانست؟
امام رضا (ع) با نشان دادن عدم رضایت خود، به همگان فهماندند که با تهدید مجبور به پذیرش ولایتعهدی شدهاند. اما ایشان هم در مسیر حرکت و هم پس از حضور در مرو، اقدامات متعددی انجام دادند که هم پرده از تزویر عباسیان برداشت و نیز موجب تقویت شبکه ولایت در اقصی نقاط جهان اسلام شد. همچنین آزادی نسبی امامزادگان و خواص شیعه در دوره سهساله ولایتعهدی، زمینهساز تبلیغ اسلام ناب در ایران گردید و مناظرات متعدد حضرت، برتری علمی ایشان را به روشنی اثبات نمود. علاوه بر آن سیره اجتماعی و سیاسی حضرت آنچنان جذاب بود که حتی مخالفان را نیز جذب کرد و نماز باران و حضور پیامبرگونه حضرت برای نماز عید، جلوههای الهی ایشان را بیش از پیش آشکار ساخت.
در سیره امام رضا (ع)، چگونه میان حفظ عزت دینی و تعامل با حاکمیت استبدادی، توازن برقرار شده است؟ امروز در شرایط مشابه، نخبگان دینی و فرهنگی چه درسهایی میتوانند از این تعادل بیاموزند؟
امام رضا و دیگر امامان معصوم (علیهمالسلام) هیچگاه دستگاه خلافت را به رسمیت نشناختند و تا حد امکان از تعامل با آن پرهیز داشتند؛ اما هرگاه مصلحت اسلام و مسلمین اقتضا میکرد، از مشورت دادن به خلفای جور دریغ نمیکردند. همچنین، هرگاه فرصتی فراهم میشد، با حفظ عزت ، امتیازاتی برای تشکیلات شیعه کسب مینمودند. اکنون که به برکت قیام ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره) و با تکیه بر آبروی هزارساله روحانیت شیعه، حکومت اسلامی تشکیل شده است، وظیفه نخبگان دینی و عالمان مبلغ این است که از این نعمت، نهایت بهره را برای تعمیق باورهای دینی و روحیه جهادی و مقاومت ملت ایران و دیگر امتهای اسلامی کنند.
چگونه میتوان از این ویژگی در گفتوگوهای امروز میان مذاهب و ادیان برای مقابله با افراطگرایی بهره گرفت؟
مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) چنان عقلانی و استوار است که اگر حقیقت آن به درستی به پیروان هر آیینی عرضه شود، بیتردید بدان گرایش خواهند یافت. همانگونه که امام رضا (ع) فرمودند: «خداوند رحمت کند بندهای را که امر ما را زنده کند!» پرسیدم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمودند: «علوم ما را بیاموزد و به مردم تعلیم دهد؛ چرا که اگر مردم زیباییهای کلام ما را میدانستند، قطعاً از ما پیروی میکردند.» (عيون أخبار الرضا عليهالسلام: ۱/۳۰۷) در این مسیر، رعایت اخلاق و پرهیز از تحریک احساسات منفی مخاطبان، نقش بسزایی در تأثیرگذاری دارد.
مناظرات علمی امام رضا (ع) با متکلمان، فلاسفه و اهل ادیان دیگر چه پیامی برای جهان امروز دارد؟ آیا امام را میتوان الگویی برای رواداری اندیشه و عقلانیت دینی دانست؟
مسلماً اگر رواداری به معنای تسامح و تساهل در اصول دینی باشد، مورد تأیید اهلبیت (علیهمالسلام) نیست. ایشان همواره با صاحبان ادیان و نحلههای مختلف بهصورت جدی برخورد میکردند، اما هیچگاه باب گفت وگوی علمی و مناظره متین را نمیبستند. همانطور که پیشتر اشاره شد، غنای محتوایی مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) بهحدی است که عالمان شیعه در طول تاریخ، با اطمینان خاطر به میدان مناظره و بحث علمی قدم گذاشتهاند و میدان مناظره و گفتگو را رها نکرده و این سنت را تداوم بخشیدهاند.
امام رضا (ع) در فضای اختناق سیاسی، چگونه توانست جریان فرهنگی، علمی و فکری را در جامعه اسلامی فعال نگه دارد؟ این الگو چه مسئولیتی بر دوش اندیشمندان و فرهیختگان امروز میگذارد؟
امام رضا (ع) از هر فرصتی برای ترویج اسلام ناب محمدی بهره میبردند؛ چه در مواجهه با عالمان مکتب خلفا، چه در برخورد با پیروان دیگر ادیان، شاعران و اقشار مختلف جامعه. کتاب عیون اخبار الرضا (ع) بخشی از این تلاشهای علمی و فرهنگی حضرت را به روایت کرده است. تمامی مجاهدتهای علمی ایشان را میتوان مصداق بارز «جهاد تبیین» دانست، چرا که در بستر مبارزه سیاسی همهجانبه با نظام ستمگر خلفا شکل گرفته بود. امروز نیز بر عالمان دینی است که با اقتدا به سیره رضوی، پرچمدار جهاد تبیین در جنگ شناختی علیه جبهه باطل باشند.
رأفت و کرامت امام رضا (ع) در مواجهه با مردم و مخالفان چگونه بود؟ این سلوک چه تأثیری در جذب دلها و گسترش اندیشه اهل بیت (ع) داشت؟
زندگی امام رئوف (ع)، تجلی اسم رحمانی الهی، سرشار از حکایتهای مهربانیهای بیحد و حصر ایشان است؛ بهویژه نسبت به شیعیان و اقشار محروم جامعه. همسفره شدن با کارگران و خادمان، رسیدگی به معیشت مردم و حتی خدمت به مردم و محرومان، قلبها را به سوی ایشان جذب میکرد. انسانها پیش از آنکه با عقل، مکتبی را بپذیرند، با قلب و احساساتشان آن را میپذیرند. پس از شهادت نیز کرامات و حاجترواییهای حضرت، حتی عالمان اهل تسنن مانند ابن حبّان را به سوی این مغناطیس الهی جذب نمود.
نسبت اخلاق، سیاست، و قدرت در نگاه امام رضا (ع) چگونه تعریف میشود؟ آیا میتوان با الهام از سیره ایشان، الگویی برای اخلاق سیاسی، عدالتمحور و مردمی در دوران معاصر ارائه داد؟
امام رضا (ع) به امیرالمؤمنین (ع) اقتدا کرده بودند. عدالتورزی و اولویتدادن به عامه مردم نسبت به خواص، زهد مثالزدنی، اخلاق کریمانه، صراحت در بیان حق، پرهیز از هرگونه تبعیض و مردمداری و پیگیری مسائل جامعه همراه با روحیه جهادی، از شاخصهای بارز این مکتب جاودانه است. این مفاهیم آرمانی که همواره گمشدهی بشریت بوده است، باید با تطبیق بر شرایط امروزین، در قالب الگوهای عملیاتی ارائه گردد.
بر اساس آموزه های امام رضا (ع)، اولویتهای اصلاحی برای امروز چیست؟
مشهورترین روایت منسوب به حضرت، حدیث سلسلةالذهب است که با مشروط کردن توحید به ولایت، مسیر نجات فرد و جامعه را در اطاعت محض از خداوند و تحقق عینی توحید در تمام عرصههای زندگی ترسیم میکند. بر این اساس، اولویت نخست، زدودن مظاهر شرک از ساحتهای فردی، خانوادگی و اجتماعی است. گام اول، التزام به سبک زندگی اسلامی و اجتناب از الگوی منحط غربی است. گام بعدی، رهایی از علوم انسانی ذاتا مسموم غربی که بر پایه عقلانیت مادی و انکار غیب استوار است و گام نهایی، تولید و بهکارگیری علوم انسانی اسلامی است که رسالت اصلی اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی محسوب میشود. همچنین، نپذیرفتن سلطه طاغوتهای زمان که امروزه در قالب نظام استکباری تجلی یافته از وظایف اساسی است که از طریق تقویت جبهه توحید، اسلام ناب و مقاومت، با محوریت ایران اسلامی قدرتمند محقق میگردد.