بهگزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: بیستوهشتم صفر، سالروز رحلت جانگداز پیامیر عظیمالشأن اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) است. سعید تهرانینسب، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات فیزیک پلاسمای واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد و مترجم کتاب «محمد (ص): زندگی و سیره» نوشته مارتین لینگز اسلامپژوه انگلیسی، از تفاوتهای این اثر با دیگر بیوگرافیها میگوید؛ کتابی که با زبان انگلیسی فاخر، منابع کهن اسلامی و رویکرد سنتگرایانه نویسنده، سیره رسول خدا (ص) را با صداقت و زیبایی روایت میکند و به اعتقاد مترجم، نتیجه معاملهای الهی است.
تفاوت این کتاب با دیگر آثار حوزه شناخت و معرفی پیامبر (ص) چیست؟
اولاً طی یکی دو هزاره گذشته، هیچگاه زبان انگلیسی تا این حد (هم اجتماعی، هم علمی) فراگیر نبوده. در نیمه دوم قرن بیستم بود که انگلیسی زبان فاتحان و ابرقدرتمندان هم شد. ثانیاً نویسنده کتاب در نویسندگی به این زبان، یک ستاره استثنایی است؛ و تازه نهتنها نویسندگی، بلکه شاعری. پس این اثر به وفور واجد شرط ذوق و هنر و زیبایی است که برای روایت سیرت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله واجباند. و اما از اینها که بگذریم، در مرتبه والاتر، عنصر حقجویی و صداقت؛ این صفات را نباید دست کم گرفت. اینها فضیلتهای عظیماند. امروز وقتی آدمی به نوشتههای نولدکه یا گلدزیهر یا حتی توماس کارلایل یا حتی جرج برنارد شاو و دیگران (فقط در قرن نوزدهم و بیستم میلادی، دهها، بلکه صدها بیوگرافی به زبانهای آلمانی، فرانسه و انگلیسی) درباره پیامبر (ص) نگاه میکند، احساس شگفتی و شرم مینماید. این حجم از جهل و عناد از این «بزرگان» حیرتآور است. در زمان ما، از این لحاظ اوضاع بیاندازه بهتر است. ما نویسندگانی چون کارن آرمسترانگ و جان اسپوزیتو و آن شیرزن علامه آنِماری شیمل را دیدهایم. اما کسی که اثر آقای لینگز را بخواند میبیند عیار این اثر چیز دیگر است. من گمان میکنم او جایی در عمرش با خدا معاملهای کرده که خدا نامش و اثرش را اینگونه ممتاز کرده است.
اهمیت کتاب در چیست؟
بدیهی است چنین کتابی با چنین عنوان باید کاملاً مستند باشد. نویسنده باید سختکوش، تیزهوش، دقیق، صادق، وفادار، و البته هنرمند و زیباییشناس باشد. اینها برای انتقال درست «اقوال و افعال» ضروریاند. اما برای انتقال «احوال»، درک امر قدسی هم لازم است. در یک کلام، نویسنده باید از عاشقی هم بهرهای داشته باشد. از آنچه بهقول مولوی فراتر از «بی صحیحین و احادیث و روات، بلک اندر مشرب آب حیات» آمده.
در کتاب، به «کهنترین منابع» اشاره شده. این منابع کداماند؟
منابع در آخر کتاب و پاورقیها آمدهاند. در درجه اول، ابناسحاق، ابنهشام، واقدی و ابنسعد. همچنین بهندرت از تاریخ و تفسیر طبری و «اخبار مکه» ازرقی و چند منبع دیگر هم اخذ کرده است.
مارتین لینگز خود سنتگراست. رویکرد سنتگرایانه وی تا چه میزان در این کتاب غالب است؟
بله، آثار گرایش سنتگرایانه نویسنده، مخصوصاً جاهایی که سخن از حضرت عیسی علیهالسلام و حضرت مریم علیهاالسلام بهمیان میآید، مشهود است. اما این موارد نادرند و از عیار خلوص و دقت کتاب هم نمیکاهند، شاید حتی از جهاتی بر عمق یا غنای آن افزوده باشند، چون خود سنتگرایی نویسنده محصول غرض یا تعصب نبوده، بلکه برعکس، عبور از تعصب و حتی رها کردن مذهب رایج در جامعه او، وی را به انتخاب شجاعانه مشرب سنتگراییاش رسانده بود.
آیا در کتاب، منابع عبری، سریانی، لاتین و یهودی هم دیده شده است؟
شاید از «عهد عتیق» و «عهد جدید» به زبان لاتینی (نه انگلیسی) استفاده کرده باشد، ولی تا آنجا که میدانیم از منابعی غیر از عربی استفاده نکرده است.
دلیل علاقهمندیتان به این کتاب که آن را برای ترجمه انتخاب کردید، چه بود؟
خدا پیامبرش را حبیب محبوب دلها کرد، او را مسألهآموز صد مدرّس کرد، سرزمین ما و آبا و اجداد ما را با پیامش آشنا کرد، در ما هم طلب و نیاز و حاجت نهاد و گاه حتی آتش به پا کرد؛ و از سوی دیگر ما را با لینگز و این اثر ممتازش هم آشنا کرد. با این اوصاف، مگر میشد این اثر را به فارسی ترجمه نکرد؟!
∎