به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ پرونده جفری آپستین یکی از تاریکترین رسواییهای تاریخ معاصر آمریکا است. رسواییای که به ظاهر با سوءاستفادههای جنسی یک میلیاردر آغاز شد، اما هرچه جلوتر رفت، پای سیاستمداران، بانکها، نهادهای اطلاعاتی و بهویژه شبکههای صهیونیستی را به میان کشید. امروز دیگر کمتر کسی تردید دارد که آپستین صرفاً یک فرد منحرف نبود، بلکه بخشی از یک شبکه پیچیده و فراملی بود که برای کنترل سیاسی، کسب ثروت و پیشبرد اهداف خاص در آمریکا و جهان فعالیت میکرد.
آپستین، مردی با هزار چهره
جفری آپستین در ابتدا معلم ریاضی بود، اما خیلی زود به دنیای مالی راه یافت و به واسطه هوش بالا و روابط گسترده، به جمع مدیران سرمایهگذاری پیوست. آنچه او را از دیگران متمایز میکرد، تواناییاش در ایجاد ارتباط با ثروتمندان و سیاستمداران بود.
اما در پس این ظاهر محترمانه، چهرهای تاریک پنهان بود: قاچاق دختران خردسال، برگزاری مهمانیهای مخفیانه و ایجاد شبکهای برای بهرهبرداری جنسی و سیاسی. جزیره خصوصی او در کارائیب، به نام «جزیره فساد»، به مکانی تبدیل شد که بسیاری از مقامات سیاسی و اقتصادی در آن گرفتار شدند.
موساد و عملیات باجگیری
یکی از جدیترین فرضیهها درباره پرونده آپستین، ارتباط او با موساد است.
گزارشهای رسانهای و شهادت برخی از نزدیکانش نشان میدهد که در عمارتهای او دوربینهای مخفی نصب بود.
هدف از این کار، ضبط صحنههای غیراخلاقی و استفاده از آنها برای باجگیری سیاسی عنوان شده است.
نام ایهود باراک، نخستوزیر سابق اسرائیل، در این میان بارها مطرح شده. تصاویر حضور او در خانه آپستین و گزارشهایی که از رفتوآمد او در جزیره خصوصی منتشر شد، گمانهها درباره نقش اسرائیل را تقویت میکند.
کارشناسان امنیتی معتقدند موساد از این طریق به ابزاری بیسابقه برای کنترل مقامات آمریکایی دست یافت؛ ابزاری که میتوانست در بزنگاههای حساس، از رأیگیری در کنگره گرفته تا سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، مورد استفاده قرار گیرد.
والاستریت و بانکهای همکار
اگر موساد مغز متفکر این عملیات بود، والاستریت و بانکها ستون مالی آن را تشکیل میدادند.
جیپی مورگان چیس، بزرگترین بانک آمریکا، بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۹ حدود ۲.۴ میلیارد دلار تراکنش مرتبط با آپستین را پردازش کرد.
این تراکنشها شامل انتقال مبالغ هنگفت به حسابهای افراد و نهادهایی بود که برخی از آنها ارتباط مستقیم با قربانیان داشتند.
در سال ۲۰۲۳، بانک با پرداخت ۳۶۵ میلیون دلار به قربانیان و دادستان جزایر ویرجین، پرونده را مختومه کرد. اما هیچیک از مدیران ارشد بانک بازخواست نشدند.
این رویکرد، به گفته منتقدان، نشاندهنده پیوند عمیق میان قدرت مالی والاستریت و شبکه آپستین بود؛ پیوندی که بدون حمایت سیاسی امکانپذیر نبود.
لزلی وکسنر؛ میلیاردر یهودی و حامی اسرائیل
آپستین بسیاری از ثروت و داراییهای خود را مدیون رابطه با لزلی وکسنر بود. او مالک برندهایی چون «ویکتوریا سیکرت» و یکی از بزرگترین سرمایهگذاران یهودی در آمریکا محسوب میشود.
وکسنر علاوه بر فعالیتهای تجاری، ارتباطات گستردهای با اسرائیل داشت. بنیاد وکسنر نهتنها به حمایت از پروژههای امنیتی اسرائیل میپرداخت، بلکه در طراحی استراتژیهای تبلیغاتی برای مشروعیتبخشی به جنگ عراق و سایر سیاستهای آمریکا در خاورمیانه نقش داشت.
ارتباط نزدیک او با آپستین این گمانه را تقویت میکند که سرمایه و نفوذ مالی وکسنر، پشتوانهای برای فعالیتهای شبکه آپستین در راستای منافع اسرائیل بوده است.
لئون بلک و سرمایهگذاری در پروژههای صهیونیستی
لئون بلک، میلیاردر والاستریت و بنیانگذار شرکت «آپولو»، طی سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷ حدود ۱۷۰ میلیون دلار به آپستین پرداخت کرد. دلیل رسمی، «مشاوره مالیاتی» بود. اما چنین مبلغی بسیار فراتر از عرف بازار مالی است.
در همان سالها، بلک سرمایهگذاریهای کلانی در بخش فناوری و امنیت اسرائیل انجام داد. برخی کارشناسان معتقدند آپستین در این میان نقش واسطه مالی و سیاسی را ایفا میکرد؛ واسطهای که سرمایههای والاستریت را به سمت پروژههای راهبردی اسرائیل هدایت میکرد.
لابی صهیونیستی و سیاست آمریکا
پرونده آپستین تنها یک شبکه مالی و جنسی نبود؛ بلکه بخشی از سازوکار بزرگتر لابی صهیونیستی در آمریکا به شمار میرود.
نفوذ در بانکها و شرکتهای بزرگ؛
جمعآوری اطلاعات و اسناد علیه سیاستمداران؛
تأمین سرمایه برای پروژههای اسرائیل؛
شکلدهی به افکار عمومی و توجیه جنگها و مداخلات نظامی؛
این عناصر نشان میدهد که شبکه آپستین بخشی از یک پازل وسیعتر بوده است؛ پازلی که هدف نهایی آن، تضمین حمایت بیچونوچرا از اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا بود.
مرگ مشکوک و پرسشهای بیپاسخ
مرگ آپستین در زندان فدرال نیویورک، رسماً «خودکشی» اعلام شد. اما جزئیات ماجرا شبهات فراوانی ایجاد کرد:
دوربینهای زندان در همان شب از کار افتادند.
نگهبانان وظایف خود را انجام ندادند.
پزشکی قانونی شواهدی از خفگی غیرعادی یافت.
این رویداد به باور بسیاری تلاشی برای «خاموش کردن یک شاهد کلیدی» بود. کسی که اگر لب به سخن میگشود، میتوانست پای سیاستمداران بزرگ، بانکداران والاستریت و حتی مقامات اسرائیلی را به میان بکشد.
پیامدها و بازتاب اجتماعی
پرونده آپستین ضربه سنگینی به اعتماد عمومی وارد کرد. بسیاری از آمریکاییها دریافتند که قانون تنها برای افراد عادی اعمال میشود و نخبگان از مصونیت کامل برخوردارند.
در سطح جهانی نیز این پرونده تصویری تازه از اسرائیل و شبکههای صهیونیستی ارائه داد: نه تنها یک بازیگر منطقهای، بلکه قدرتی که از طریق فساد و باجگیری، به عمق سیاست و اقتصاد آمریکا نفوذ کرده است.
جفری آپستین امروز دیگر نماد یک فرد منحرف نیست، بلکه نماد یک ساختار بیمار در آمریکا است. ساختاری که در آن، والاستریت، سیاستمداران، لابی صهیونیستی و سرویسهای اطلاعاتی دست به دست هم دادهاند.
پرسش پایانی این است: اگر آپستین تنها یک مهره بوده، پس بازیگران اصلی کجا هستند؟ و چه کسانی هنوز در سایه، شبکهای مشابه را برای منافع خود و اسرائیل اداره میکنند؟
گزارش از امیر صفره