به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در روزگاری که شبکههای اجتماعی تعیینکننده مدهای جهانی هستند، عروسک «لبوبو» تنها در چند ماه از ویترینهای شرق آسیا به خیابانهای اروپا و صفحات مجازی ایران راه یافته است.
این عروسک با ظاهر عجیب و خاص خود بهسرعت از یک اسباببازی ساده به کالایی کمیاب و حتی نمادین تبدیل شد. صفهای طولانی در لندن برای خرید نسخههای محدود آن نشان میدهد تب لبوبو دیگر صرفاً علاقهای کودکانه نیست، بلکه به یک پدیده اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است.
بازار مجازی ایران هم بهسرعت پر از نمونههای اصلی و تقلبی شد؛ جایی که نوجوانان و حتی بزرگسالان حاضرند برای داشتن آن هزینههای میلیونی بپردازند. اما پشت این موج، پرسشهای جدی درباره روانشناسی، مصرفگرایی و حتی نمادشناسی نهفته است.
عروسکی که بیشتر برای استوری خریداری میشود تا بازی
عباس بابایی، فروشنده با سابقه اسباببازی در گفتگو با خبرنگار صبح قزوین میگوید: تا همین پنج، شش ماه پیش هیچکس اسم لبوبو را هم نشنیده بود، اما حالا بچهها عکسش را در گوشی نشان میدهند و میگویند همین را میخواهیم. نسخه اصلی این عروسک خیلی کمیاب است و پیدا کردنش سخت، برای همین بیشتر مشتریها سراغ نمونههای ارزانتر یا کپیشده میروند. حتی بعضیها اصلاً برای بازی نمیخرند، فقط میخواهند روی میز دکور بگذارند یا برای عکس گرفتن استفاده کنند.
او ادامه میدهد: بیشتر خریداران نوجوانها هستند. خیلی از آنها اصلاً سنشان به اسباببازی نمیخورد و علاقهای هم به بازی ندارند، اما لبوبو را میخرند چون میخواهند در پست و استوری اینستاگرام نشان بدهند. بعضی وقتها حس میکنم بیشتر از اینکه به خود عروسک علاقه داشته باشند، میترسند از موجی که در شبکههای اجتماعی راه افتاده عقب بمانند. انگار داشتن لبوبو برایشان نوعی مد و نشانه همراهی با جمع شده است.
تب لبوبو؛ نمایش اجتماعی یا مد؟
مهدی صالحی در گفتگو با خبرنگار ما درباره تب جهانی عروسک لبوبو گفت: این موضوع فراتر از یک مد گذراست. ماجرا نشان میدهد که سبک مصرف نسل جدید تغییر کرده و بسیاری از جوانان امروز با خرید چنین کالاهایی احساس میکنند بخشی از جامعه جهانی و یک جریان بزرگ هستند.
وی ادامه داد: وقتی هویت افراد به جای ریشهها و ارزشهای اصیل، بر اساس مصرف و داشتن کالا تعریف شود، آرامآرام یک بحران هویتی شکل میگیرد. در این شرایط، افراد نه بر اساس آنچه هستند، بلکه بیشتر بر اساس آنچه دارند قضاوت میشوند. همین مسئله باعث میشود فاصله میان نسلها بیشتر شود و گفتگو و درک متقابل سختتر شکل بگیرد.
این جامعهشناس با اشاره به مفهوم «گفتمان تمایز» توضیح داد: بسیاری از افراد میخواهند متفاوت باشند و برای نشان دادن این تفاوت، سراغ کالاهایی میروند که کمیاب یا خاص هستند. داشتن چیزی که دیگران ندارند، برایشان نشانهای از برتری است. با گسترش فضای مجازی، این رفتار شدت گرفته؛ چون هر خرید و هر کالا در شبکههای اجتماعی به یک نمایش عمومی تبدیل میشود.
صالحی در پایان تأکید کرد: جامعه ما نیازمند آموزش و تقویت هویت بومی است. اگر جوانان فقط با کالاهای خارجی احساس تعلق کنند، مصرفگرایی روزبهروز عمیقتر میشود. ما باید از یک طرف الگوهای بومی جذاب برای نسل جدید خلق کنیم و از طرف دیگر، سواد رسانهای آنها را تقویت کنیم تا بتوانند میان نیاز واقعی و موجهای تبلیغاتی تمایز بگذارند.
راز پنهان عروسک لبوبو؛ از سرگرمی کودکانه تا جریانسازی رسانهای
حدیثه پیلهچی در گفتگو با خبرنگار صبح قزوین با اشاره به معنای پنهانی عروسکها و گفتمان رسانهای اظهار کرد: عروسک لبوبو تنها یک اسباببازی ساده نیست؛ بلکه یک پدیده فرهنگی و نمادی از جریانسازی رسانهای در عصر جدید است. ظاهر غیرکلیشهای و رازآلود این عروسک با چشمان درشت، دندانهای تیز و حالت شیطنتآمیز، دارای دو جنبه آشکار و پنهان است.
وی افزود: جنبه آشکار آن طراحی خاص، کارکرد سرگرمی، استفاده به عنوان دکور و آیتم کلکسیونی برای نسل جدید است؛ اما جنبه پنهان آن انتقال مفاهیم زیباییشناسی غیررسمی، جابهجایی مرزهای زیبایی و تحریک کنجکاوی و احساس تعلق به گروههای خاص به شمار میرود.
این مدرس سواد رسانه ادامه داد: این محصول نمونهای روشن از تأثیر رسانه و صنعت تبلیغات است که میتواند نیاز کاذب و رفتاری تقلیدی یا طوطیوار در مخاطبان ایجاد کند؛ به این معنا که افراد نه بر اساس نیاز واقعی، بلکه تحت تأثیر گرایهها، سلبریتیها و شبکههای اجتماعی مجازی به خرید روی میآورند.
از ویترین مجازی تا ویترین خانهها؛ نقش سلبریتی مارکتینگ
پیلهچی در بخش دیگری ازاین گفتگو با تأکید بر نقش فضای مجازی در گسترش تب لبوبو گفت: رشد انفجاری خرید و محبوبیت این عروسک کاملاً وابسته به فضای مجازی است.
به گفته او، سلبریتی مارکتینگ یکی از عوامل کلیدی در این روند است؛ معرفی و نمایش مکرر لبوبو توسط اینفلوئنسرها و هنرمندانی مانند لیسا از گروه بلکپینک موجب شد محصولی خاص به پدیدهای فراگیر تبدیل شود. همچنین ویدئوهای آنباکسینگ و میمهای طنز در اینستاگرام و تیکتاک، موج گستردهای از محتوا ایجاد کردند که حس کنجکاوی و تمایل به متفاوت بودن را در جوانان تقویت کرد.
وی اضافه کرد: خرید و نمایش این عروسک در شبکههای اجتماعی، نوعی هویتسازی مجازی ایجاد میکند؛ جایی که مخاطب با صرف زمان و هزینه، احساس تعلق به جامعه گرایه پیدا کرده و حتی برای خود اعتبار دیجیتال به دست میآورد.
فریب کمیابی و شانس؛ سازوکار بلایند باکس
این کارشناس در تحلیل رفتار خرید تقلیدی یا طوطیوار اظهار کرد: در این موج، افراد صرفاً به این دلیل که دوست یا سلبریتی محبوبشان این عروسک را دارد، اقدام به خرید میکنند. از سوی دیگر، تکنیکهای بازاریابی همچون عرضه محدود و بستهبندی بلایند باکس (Blind Box) حس لاتاری و هیجان برندهشدن را القا میکند. امید به یافتن نسخه کمیاب یا دریافت بهترین عروسک، نوعی وابستگی روانی و رفتار مصرفگرایانه ایجاد میکند.
پیلهچی خاطرنشان کرد: ضعف سواد رسانهای، ناآگاهی از تبلیغات پنهان، تکنیکهای بازاریابی و فقدان تفکر انتقادی سبب میشود افراد به راحتی تحت تأثیر جریانهای رسانهای قرار گیرند.
وی با اشاره به سازوکار شانس و رؤیای یافتن عروسک کمیاب افزود: در هر سری، تنها یک یا دو مدل کمیاب وجود دارد و باقی مدلها معمولی هستند. همین ساختار انگیزهای شبیه لاتاری ایجاد میکند؛ حس امید به برندهشدن، میل به برتری، تعلق به گروه خاص و حتی نمایش اجتماعی، محرک اصلی این رفتار مصرفی است.
سواد رسانهای؛ سپری در برابر گرایهها و تبلیغات پنهان
این مدرس سواد رسانهای در ادامه چند توصیه ارائه کرد: آگاهیرسانی و آموزش تفکر انتقادی ضروری است؛ مخاطبان باید از پشت پرده تبلیغات، اهداف اقتصادی برندها و پیامدهای مصرفگرایی مطلع شوند. شناخت تکنیکهای رسانهای همچون کمیابی مصنوعی، سلبریتی مارکتینگ و بازی با احساسات، از ضرورتهای جدی برای نسل جدید است.
وی ادامه داد: تقویت مهارت تحلیل گفتمان نیز اهمیت دارد؛ جوانان باید بیاموزند پیش از خرید یا پیوستن به ترندها، به معانی پنهان و انگیزههای واقعی کمپینهای بازاریابی بیندیشند و تصمیمی مستقل از فشار اجتماعی اتخاذ کنند.
پیلهچی در پایان گفت: لبوبو نمونهای بارز از قدرت رسانههای نوین در شکلدهی به رفتار جمعی است. سواد رسانهای با تحلیل ساختار تبلیغات و انگیزههای مصرفگرایانه میتواند مخاطب را از خرید طوطیوار و پیروی بیتفکر محافظت کند و جامعه را به سمت انتخابهای عقلانی، آگاهانه و تحلیلی سوق دهد.
نتیجهگیری
لبوبو تنها یک اسباببازی نیست، بلکه آئینهای است از شیوهای که رسانهها، تبلیغات و شبکههای اجتماعی قادرند یک محصول عادی را به موجی جهانی بدل کنند. این پدیده نشان میدهد مصرفگرایی امروز دیگر بر پایه نیاز واقعی نیست، بلکه بر اساس نمایش، تعلق اجتماعی و تأثیر رسانه شکل میگیرد.
جامعه برای مواجهه با چنین موجهایی نیازمند دو رویکرد همزمان است: تقویت هویت بومی و ارتقای سواد رسانهای نسل جدید. تنها در این صورت است که میتوان میان سرگرمی و هویت، میان انتخاب آگاهانه و مصرفگرایی تقلیدی مرز روشنی ترسیم کرد.