آخرین روزهای صفر، طنین غم دارد…
زمین ساکت است و آسمان سر به زیر
گویی جهان برای لحظهای، دَم فروبسته تا سوگوارهی دو مصیبت را باور کند؛
رحلت پیامبر مهربانی، حضرت محمد مصطفی (ص)،
و شهادت مظلومانهی فرزند پاکش، کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی (ع).
پیامبر رفت…
نه فقط یک انسان، که تمامیِ مهربانی، معرفت، عدالت و مهرِ الهی در قامت او تجسم یافته بود.
او که از دل تاریکیها برخاست تا انسان را به نور بخواند.
پیامبری که لبخندش امید بود و سکوتش پُر از معنا…
اما حالا، مدینه بیصدای او، یتیمتر از همیشه است.
و امت، انگار هنوز نمیداند که با فقدانش، کدام آسمان فرو ریخته است.
و در همین روزهای سنگین، داغی دیگر قلب شیعه را میفشارد؛
شهادت امام حسن (ع)، آن بزرگمردی که صلحش شجاعانهتر از هر جنگ بود.
او که زخمِ سکوت را به جان خرید،
تا خونها بر زمین نریزد،
اما در عوض، زهر خیانت را نوشید و در تنهایی پرپر شد.
او مردی بود با چهره پیامبر،
با دلی آکنده از حلم و رأفت،
و با غربتی که از مدینه تا کربلا امتداد یافت…
او مظلوم زیست، مظلومتر از برادرش حسین،
و رفت در حالی که هنوز بسیاری نه او را شناختند، نه صلحش را فهمیدند.
این روزها، تنها روزهای عزا نیست…
روزهای اندیشهاند؛
که ما از آنها چه آموختهایم؟
آیا کلام نرم پیامبر را در رفتارمان زنده نگه داشتهایم؟
آیا گذشت و صبر امام حسن را در ایمانمان جاری کردهایم؟
سوگواریم…
برای دو خورشیدی که در یک غروب خاموش شدند،
اما هنوز نورشان، راه را نشان میدهد.
اندوه دو خورشید در یک غروب،
در سوگ رحلت پیامبر رحمت (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع)/ یادداشت
پایگاه اطلاع رسانی مفدا کاشان، به مناسبت رحلت پیامبر رحمت (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) یادداشتی را تقدیم می کند:
صاحبخبر -
∎