خسرو رفیعی - کارشناس آب: قبل از هر سخن اگر دیگران میگویند دریای خزر یادآوری میکنم در نقشههای بین المللی نام این دریاچه " کاسپین " است، چرا اصرار داریم و مرتب میگوییم " خزر" این دریا در شمال مازندران و گیلان قرار دارد و در کتابهای درسی قدیمی به نام" مازندران" نوشته میشد. هرچند " کاسپین "نیز نام زیبای ایرانی است و خزر نام قومی وحشی در شمال شرق این دریاچه بوده است. وقتی ما نمیگوییم دریای مازندران انتظار دارید دیگران بگویند "خلیج فارس "
کشور عزیز ما با مساحت یک میلیون و ۶۴۲ هزار کیلومتر مربع روی کمربند خشکی جهان واقع شده، متوسط بارندگی آن در سالهای اخیر به ۲۰۰ میلیمتر کاهش و خشکسالیها تداوم یافته است. از این میزان نزدیک به بیش از ۵۰ درصد ان تبخیر و تعرق و دوباره وارد جو میشود. آثار خشکسالی فقط شامل ما انسانها نیست و فشار شدید بر حیات وحش آورده و تنوع زیست محیطی را در معرض خطر قرار داده است. ما باید آگاه باشیم آب، زندگی است و به همه موجودات تعلق دارد. اعم از کشاورزی، گیاهان، جنگلها، فضای سبز، حیوانات مختلف و انسان که حیات همه به آب وابسته است از پارکهای حفاظت شده ملی، تالابها، چشمهها، حیات وحش پوششهای گیاهی، وضعیت جغرافیایی و توپوگرافی کشور تا وضعیت خاک و خاکشناسی، میزان تبخیر آبهای سطحی، میزان رطوبت، میزان هدر روی آب در سدها واز همه مهمتر ابخوان داری و ابخیزداری که باید در دستور کار قرار دهیم و سرانه آب در بخشهای اشاره شده را در نظر بگیریم.
انتقال آب در برخی از شرایط بحران، راهکاری است که همواره به آن اشاره شده و مورد استفاده قرار گرفته است ولی نه آنکه بحران را به فاجعه تبدیل کنیم اگر دریاچه مازندران را مانند دریاچه ارومیه خشک کنیم، تکلیف چیست؟ به راستی کشورهای همسایه شمالی ایران چه خواهند کرد؟ به طور کلی به امایش سرزمین توجه کردهایم. معلوم نیست مردم شمال ایران چه گناهی کردهاند که برخی به خود اجازه میدهند پیشنهاد کنند از این دریاچه آب منتقل شود. امروز گیلان، مازندران، خراسان شمالی و اردبیل جملگی با بحران کمبود آب روبهرو هستند و باید بتوانند از رودخانههایی که به این دریاچه ورود میکنند حداکثر بهرهوری را داشته باشند و در آخر آبی برای انتقال باقی نخواهد بود. کشور روسیه آب رودخانههای بزرگ شمال دریاچه را مسدود کرده و اجازه نمیدهد آب وارد این دریاچه شود. از سوی دیگر کشور ترکیه بر روی رودخانه ارس آنقدر سد زده که در انتهای این رودخانه که به دریاچه واریز میشود آب چندانی نیست. سایر کشورها هم به همین صورت عمل میکنند.
اگر آب را از دریای عمان منتقل کنیم که به نظر راقم حرکتی برای مبارزه با تشدید بحران است این آب به آبهای آزاد متصل و خطرهای جانبی آن بسیار کمتر است. برنامهریزیهایی که قبل از انقلاب ۱۳۵۷ برای اب پیش بینی شده بود پیش بینی میکردند جمعیت ایران نباید از ۵۰ میلیون نفر بیشتر شود و حتی با توجه به حوضههای آبریز شهر تهران، این جمعیت را حدود ۵ میلیون نفر بیشتر قابل افزایش نمیدانستند. امروز تهران و شهرهای اطراف آن نزدیک به ۲۰ میلیون نفر را در خود جای داده و در کشور نزدیک به ۹۰ میلیون نفر ساکن گردیدهاند. مشخص است با توجه به اینکه کشور ما بر روی کمربند خشکی قرار گرفته، و امکان افزایش جمعیت وجود ندارد، دراین شرایط فرونشست زمین را داریم، خشکسالی کشاورزی بیداد میکند آب شرب در دسترس نیست و صنایع ما و حتی برق ما نیز آسیب فراوان دیدهاند. ما باید بتوانیم برنامههای قبلی را که موجب افزایش جمعیت و موجب رشد مصرف گرایی گردیده هرچه سریعتر تعطیل و از رشد جمعیت جلوگیری کنیم.
انتقال آب از دیرباز روش مناسبی برای جبران کمبود آب بوده است. حفر قنات و آبخوانداری، دانشی است که توسط ایرانیان به آن پرداخته شده و بسیاری از کشورها از آن الگو گرفتهاند. در تهران بیش از ۴۵۰ رشته قنات بوده که جملگی به دلیل اشتباه مسئولان در بخشهای مختلف از جمله مجوزهای غیر اصولی برای ساخت و سازهای بیرویه از بین رفته است و امروز آبی هم در منابع زیرزمینی تهران وجود ندارد و شهر در حال فرو نشست مستمر است. انتقال آب از دریای مازندران فاجعه است و هر کس که این پیشنهاد را ارائه کرده خیانت به اصل محیط زیست، امایش سرزمین، بهرهوری اصولی و اصول پایداری از آب کرده است. دریای عمان هم با هزینههای سرسامآوری که دارد حرکت اصولی نیست، اما چگونه؟ و چرا؟ ما باید بتوانیم قبل از برنامه ریزی انتقال آب از دریای عمان، با فناوریهای جدید، اصلاح روشهای استفاده از آب، اصلاح ساختارهای حکمرانی بر آب، استفاده از تکنولوژیهای نوین، باز چرخانی آب، استفاده از پساب و آب خاکستری، تمرکز کنیم. به طور مثال از میزان آبی که در شبانه روز در تهران استفاده میکنیم چند درصد آن دفع میشود، آبی که وارد ساختمانهای مسکونی میشود بیش از ۹۰ درصد آن تبدیل به فاضلاب و آبی را که کارخانهها استفاده میکنند بیش از ۹۰ درصد آن میتواند باز چرخانی شده و مجدداً استفاده کنند. در بخش کشاورزی هم که بیشترین مصرف آب و بیشترین هدر روی آب را داریم، باید بتوانیم از جدیدترین روشهای آبیاری استفاده کنیم. هرچند در تهران آبی برای سهمیه کشاورزی دیگر وجود ندارد و در این شهر تقریباً کشاورزی و باغداری از بین رفته و کشاورزی در شهرهای دیگر استان نیز به صورت بسیار محدودی بهرهبرداری میشود. شهرهای قرچک، ورامین و حتی گرمسار از یک سو و اسلامشهر و شهرهای اطراف و روستاهای اطراف آن میتوانند به راحتی از پساب تصفیهخانه فاضلاب جنوب تهران استفاده کنند. از سوی دیگر شهرداری تهران هم برای فضای سبز باید چاره اساسی در نظر گرفته و از پساب تصفیهخانههای فاضلاب استفاده کنند. ساختمانها و برجهای بزرگ نیز از پساب ایجاد شده برای فضای سبز و موارد بهداشتی به جز آب شرب ملزم شوند. اگر در تهران و سایر شهرهای بزرگ روشهای اصولی استفاده از آب را آموزش ببینیم، یاد بگیریم و اجرا کنیم، بیش از ۶۰ درصد مشکل کمبود آب برطرف میشود. شاید نیازی به استفاده از انتقال آب از مناطق دور دست نباشیم، اما امروز آنقدر خرابکاری و اشتباه کردهایم که یکی از راهکارهای جبران این کمبود افزایش سطح آبهای زیر زمینی این مناطق با انتقال آب از دریای عمان است. علیرغم تمام هزینههایی که در بر میگیرد، شاید بخشی از این مشکل جبران شود.
ما در کشور بودجههای مختلفی را در بخشهای مختلف هزینه میکنیم که با تامین آب، قابل مقایسه نیست و پیشنهاد میکنم سازمان برنامه و بودجه برای این بخش هر انچه در اختیار دارد بودجه تعریف کند واز سایر بخشها کاسته و به بخش آب اضافه کند. به راستی ما فرق آب را با سایر بخشها درک میکنیم؟ اگرسایر بخشهای کشور با وزارت نیرو همراهی و راهکارهای اصولی را پیاده کنند. در بخش صنعت در بخش کشاورزی و حتی بخشهای اقتصادی اجتماعی و فرهنگی کشور ما میتوانیم در مقابل خشکسالی مقاومت کنیم. وگرنه به زودی شاهد مرگ و میر، مهاجرت و خشک شدن تمام ایران زمین خواهیم بود. بار دیگر یادآوری میکنم چشم خود را بر روی انتقال آب از دریای مازندران برداریم که گناهی بزرگ و نابخشودنیست از نهادهای اجتماعی کشور میخواهیم که کمک کنند تا بتوانیم ارزش آب را به دیگران یادآوری کنیم. آب سیاسی نیست، آب اجتماعی است، آب زندگی است. باید شرکتهای خصوصی، نهادهای مدنی، تمام انجمنها، به این امر پرداخته و برای جبران بحران آب نقش مهمی ایفا کنند، و با مشاوره و ارائه راه کارهای اصولی با نهادهای مسئول همکاری داشته باشند.