به گزارش همشهری آنلاین، از ۳هزار سال پیش، سنگهای سنگین ۲ تنی آسبادها با نیروی همین باد میچرخید و گندم را آرد میکرد. در رهگذر پرشتاب تکنولوژی و صنعت، آسبادها هم یکی پس از دیگری خاموش شدند. اما هنوز ولی محمد گندمی، آسبان ۷۱ ساله نشتیفان خواف، چراغ آسبانی را روشن نگهداشتهاست. او تنها فردی است که دانش مرمت آسبادها را دارد، برای آسباد شعر میگوید و قصه آسبادها را برای گردشگران تعریف میکند.

هفت نسل آسبانی
از پدرش یاد گرفته است، پدرش هم از پدرش. برای همین هم نام خانوادگیشان گندمی است. تا هفت نسل آسبان بودهاند. ولی محمد گندمی میگوید: «پدرم مسئول کندن سنگ آسخانه از کوه سینا بود. سنگ صاف چند تنی را با دیلم و کلنگ از کوه جدا میکرد و با کمک اهالی به نشتیفان میآورد.»
تنها میراثدار آسبادهای ایران با لهجه غلیظ خراسانی ادامه میدهد: «از ۳۲ آسباد روستا فقط یکی سرپاست که گاهی با آن برای خودمان و آشناها گندم آرد میکنیم. از سال ۱۳۶۵ آسبادها دیگر کاملا تعطیل شد. آسیابهای برقی جای آن را گرفت، اما آسباد برای من زندگی است.» او هرچند سالهاست در مغازه خواربار فروشی مینشیند، اما هوش و حواسش در آسباد جا ماندهاست.

استاد مرمت به شیوه سنتی
نشتیفان یا نشتیفو، شهری کوچک در جنوب خراسان رضوی به همین آسبادها معروف است که حالا جنبه گردشگری دارند و مقصد تورهای خوافگردی شدهاند. ولی محمد گندمی هم نه فقط در نشتیفان تنها آسبان باقیمانده است، بلکه در خطه شرق کشور تنها آسبانی است که هنوز دستار سفید بر سر میبندد و با لباس محلی سفیدش از پلههای آسباد بالا میرود و بادهای ۱۲۰ روزه را برای آرد کردن گندم به خدمت میگیرد. همین آسبادهایی که مقصد تور گردشگری شدهاند به دستان پینه بسته ولی محمد گندمی مرمت میشوند.
- بیشتر بخوانید: ۱۴۰۴، سال ثبت جهانی آسبادهای خراسان رضوی
او میگوید: «فوت و فن کار و شیوه سنتی مرمت را به ۲ نفر یاد دادهام. جوانترها هم علاقهای ندارند. فکر نکنم چیزی یاد گرفته باشند. از من فیلم گرفتند که بعدها بدانند باید چه بکنند. آسباد با گل و خشت ساخته شده و به همین شکل هم باید مرمت شود.» گندمی در مرمتهایی که از سوی میراث فرهنگی انجام شده، نظارت داشتهاست.

آخرین آسبان هستم
در کتاب تاریخ مهندسی ایران، قدمت آسیاهای بادی در ایران ۳ هزار سال ذکر شده. آسبادها با بادهای ۱۲۰ روزه جان میگرفتند و از اردیبهشت تا اواخر شهریور فعال بودند. بعد هم برای اینکه بیهوده نچرخند و مستهلک نشوند، دریچه آسباد را میبستند. علاقه ولی محمد گندمی به آسبانی تمامی ندارد. برای آسباد شعرها سروده و برایمان میخواند: «مرحبا با هم بچرخید و بنالید ای آسباد/ از زمان و از کسان بسیار گویید ای آسباد/ افتخاری بهر ما و اجدادمان ای آسباد»
گندمی آروزی خودش را اینطور میگوید: «ای کاش آسباد هیچ وقت خاموش نشود و بعد از من هم بچرخد. من آخرین آسبان و متولد اول شهریور ۱۳۳۳ هستم. حیف از این میراث که قدرش را ندانیم. دو چیز است که ندارد جهان/ قنوات است و آسبادهای نشتیفان.»

بازتاب جهانی شیوه زیست سنتی آخرین آسبان
مستند میراث باد از زندگی ولی محمد گندمی به نویسندگی و کارگردانی نسیم سهیلی توانسته جوایز بینالمللی زیادی از جمله جشنواره فیلم کوهستان در آمریکا، جشنواره قومشناسی صربستان و همچنین جایزه بهترین مستند بخش بینالملل چهلمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران را کسب کند و موفق به حضور در جشنوارههای فیلم مستند و انیمیشن در کشورهای آمریکا، پرتغال، اروگوئه، ایتالیا، روسیه، چین و ترکیه نیز شدهاست. در این مستند زندگی ولی محمد گندمی به عنوان آخرین آسباد که زندگی خود را وقف نگهداری و مراقبت از این آثار ارزشمند تاریخی کرده است، پرداخته میشود.
نسیم سهیلی که خود ساکن شهر مشهد است و علاقهاش از روزنامهنگاری به سمت مستندسازی رفته به همشهری میگوید: «در یکی از سفرها به نشتیفان رفتم و دیدم که با وجود ظرفیت بالای گردشگری تا چه اندازه مهجور مانده است. با آقای گندمی که شیوه ساخت و مرمت آسباد را به صورت سنتی و تجربی گفتوگو کردم. ایشان از پدران خود یاد گرفته که چطور سنگ آسباد را از کوه جدا کند و بتراشد و در واقع گنجینهای از اطلاعات درباره آسباد است، اما فرزندانش به مشهد مهاجرت کردند و همه جوانان روستا هم تریلی خریدند.»
به گفته این مستندساز، ولی محمد گندمی اسناد دستنویس از آسبادها را جمعآوری کرده و اطلاعات دقیقی از بادهای محلی دارد در حالی که فقط سواد خواندن و نوشتن دارد.
او میگوید: «وقتی حرف از ثبت میراث جهانی آسباد میشود که هنوز به نتیجه نرسیده، ایشان بغض میکرد و میگفت کاش آسبادها خراب نشوند. من هم امیدوارم با اکران این مستند، روند ثبت جهانی که فعلا در مرحله آزادسازی حریم آسبادهاست، روند سریعتری پید کند.»
سهیلی ادامه میدهد: «احتمالا اواخر امسال مستند میراث باد اکران شود. اما در جشنوارههای بینالمللی شیوه زیست سنتی ولی محمد گندمی بسیار بازتاب داشت و در بحثهای قومیتی و فرهنگ و بومشناسی به آن پرداخته میشد.»
سهیلی پیش از این مستندهای عمه اشرف (پیرزنی اهل سنگان که زندگی خود را وقف نگهداری امامزادههای خواف کرده)، ایل بانو (زنان فعال اجتماعی در کهگیلویه و بویر احمد)، مات (خانم دکتر فعال محیطزیست در چابهار) را کارگردانی کرده و این روزها مشغول پژوهش در حوزه موسیقی خراسان است.