به گزارش خبرگزاری ایمنا، اقتصاد ایران در دهههای گذشته بیشتر بر پایه منابع طبیعی شکل گرفته است. نفت، گاز، معادن و سایر ذخایر زیرزمینی در ظاهر ثروتآفرین هستند، اما در عمل کشور را به «زندگی بچهپولداری» عادت دادهاند؛ این وضعیت موجب شده است که توجه به سرمایه انسانی، فناوری و بهرهوری به حاشیه برود و وابستگی به درآمدهای بادآورده در صدر اولویتها باقی بماند.
این ساختار، با وجود مزایای کوتاهمدت، در بلندمدت آسیبزا بوده و کشور را در برابر شوکهای بیرونی و داخلی همچون تحریمها و بحرانهای بهداشتی و زیستمحیطی آسیبپذیر کرده است، در چنین شرایطی، شرکتهای دانشبنیان بهعنوان یکی از مهمترین ظرفیتهای توسعه پایدار و نجاتبخش اقتصاد ایران مطرح شدهاند، برخلاف صنایع بزرگ دولتی که با کوچکترین فشار بیرونی به سمت تعطیلی یا رکود میروند، شرکتهای دانشبنیان در بحرانهایی همچون دوران کرونا ایستادگی کردهاند.
این شرکتها توانستند نیاز کشور را در زمینههایی همچون تولید ماسک، تجهیزات پزشکی، کیتهای تشخیص و حتی واکسن تا حدودی تأمین کنند، این ایستادگی نه بر پایه تزریق منابع ارزی، بلکه بر اساس دانش، تخصص، نوآوری و روحیه خوداتکایی شکل گرفته است، با این حال جایگاه شرکتهای دانشبنیان در ساختار اقتصاد کلان کشور همچنان ضعیف و کماثر است، نبود باور نهادینهشده در میان مدیران دولتی، نبود زیرساختهای حمایتی منسجم و ناهماهنگی میان دانشگاه، صنعت و سیاستگذاری موجب شده است که این شرکتها کمتر از ۱۵ درصد ظرفیت واقعی خود فعالیت کنند.
تجربه کشورهای پیشرفته نشان میدهد که گذار از اقتصاد منابعمحور به اقتصاد دانشمحور از طریق تقویت فکر، انسان و ساختارهای فناورانه انجام میشود، نه از مسیر واردات تجهیزات، در بحران کنونی که اقتصاد ایران با رکود، تورم، بیکاری و فشارهای خارجی روبرو است، بیتوجهی به اقتصاد دانشبنیان فرصتسوزی بزرگی به شمار میرود، اکنون بیش از هر زمان دیگری وقت آن رسیده است که از «وابستگی به صفرهای پول نفت» عبور کنیم و به «یکِ باارزش دانش» تکیه کنیم.
اقتصاد دانشبنیان تنها راه نجات است
نوید نجاتبخش، رئیس هیئت مدیره انجمن شرکتهای دانشبنیان اصفهان با انتقاد از وابستگی طولانیمدت اقتصاد کشور به منابع طبیعی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: تا زمانی که سرمایه انسانی بهعنوان محور توسعه اقتصادی کشور شناخته نشود، نمیتوان به عبور از اقتصاد منبعمحور و تحقق اقتصاد دانشبنیان امیدوار بود.
وی افزود: ما در اقتصاد دو منبع اساسی داریم؛ منابع خدادادی و تجدیدناپذیر همچون نفت و گاز، و منابع انسانی که ظرفیت بیپایان دارد، در دهههای گذشته، بهجای تمرکز بر سرمایه انسانی، بیشتر بر منابع طبیعی تکیه کردهایم و در عمل به شیوه «زندگی بچهپولدارها» رفتار کردهایم.
ئیس هیئت مدیره انجمن شرکتهای دانش بنیان اصفهان با بیان اینکه براساس اسناد بالادستی از جمله چشمانداز ۱۴۰۴ قرار بود سهم اقتصاد دانشبنیان به ۵۰ درصد از کل اقتصاد برسد، عنوان کرد: امروز با نگاهی خوشبینانه، این سهم از یک تا دو درصد فراتر نمیرود. در واقع، اقتصاد دانشبنیان ما هنوز در حاشیه اقتصاد منبعمحور حرکت میکند و نتوانسته در بدنه تصمیمگیری و اجرا نهادینه شود. اگر در یک کارخانه، نیروی انسانی را حذف کنیم، آن کارخانه تعطیل میشود. این یعنی انسان ارزشمندترین دارایی است، نه دستگاهها. اما در عمل، همیشه نیروی انسانی را قربانی کردهایم. در صورت زیان، اولین گزینه «تعدیل نیرو» بوده است.
نجات بخش با نقد سازوکارهای دولت خاطر نشان کرد: وقتی دولتها با پولی تصمیم میگیرند که از خودشان نیست، انتظار تصمیمگیری عاقلانه و آیندهنگرانه نباید داشت. ساختارهای تصمیمگیری ما بیشتر بهجای آنکه سرمایه انسانی را تقویت کنند، همچنان بر خرید تجهیزات خارجی تکیه دارند. فناوری ترجمه زبان علم به صنعت است و ما تا زمانی که این زبان مشترک را شکل ندهیم، نمیتوانیم شاهد بومیسازی واقعی تکنولوژی باشیم. واردات خط تولید بهمعنای دستیابی به فناوری نیست؛ ما اپراتور تکنولوژی هستیم و صاحب آن نیستیم.
وی با مروری تاریخی بر اشتباهات صنعتی کشور ادامه داد: از دهه ۳۰ تاکنون بارها تجهیزات صنعتی نو وارد کردیم، اما هر بار پس از ۳۰ سال دوباره از جهان عقب افتادیم، چرا؟ چون فکر کردیم اگر یک خط تولید وارد کنیم، صاحب فناوری شدهایم. در حالیکه طراح آن خط تولید، روز بعد نسخه جدیدش را تولید میکند و ما عقبتر میمانیم.
سرمایه انسانی باید بهعنوان محور اصلی توسعه اقتصادی کشور شناخته شود تا امکان عبور از اقتصاد منبعمحور و تحقق اقتصاد دانشبنیان فراهم شود.
ئیس هیئت مدیره انجمن شرکتهای دانش بنیان اصفهان درباره ارتباط صنعت و دانشگاه تصریح کرد: ساختار آموزش عالی ما هنوز نسل اول و دوم است، ولی انتظار داریم خروجی آن نسل سوم و چهارم باشد. وقتی استاد دانشگاه بهجای تعامل با صنعت، فقط دنبال انتشار مقاله و تأمین نیازهای شخصی است، نمیتوان انتظار حل مسئله صنعتی را از او داشت. ما از استاد دانشگاه انتظار داریم که بهجای چالشگری علمی، بیاید پروژه صنعتی اجرا کند، این کارکرد طبیعی نیست. همانطور که نمیتوان از ماهی انتظار پرواز داشت، از همه استادان هم نمیتوان انتظار فعالیت کاربردی داشت.
رئیس هیئت مدیره انجمن شرکتهای دانشبنیان اصفهان با اشاره به نقش حیاتی این شرکتها در دوران کرونا بیان کرد: در اسفند ۹۸، وقتی دنیا تجهیزات پزشکی را به ما نمیداد و حتی امکان ثبت سفارش هم نداشتیم، کارخانههای بزرگ ما تعطیل شدند، اما شرکتهای دانشبنیان ایستادند. در آن دوران، تولید ماسک در کشور روزانه ۲۰۰ هزار عدد بود. با ورود شرکتهای دانشبنیان، این عدد تا مهرماه ۹۹ به ۴۰ میلیون عدد رسید. هیچ شرکت پولدار یا وابستهای واکسن تولید نکرد، اما شرکتهای کوچک دانشبنیان توانستند خطوط تولید ماسک، دارو و تجهیزات پزشکی را راهاندازی کنند.
نجاتبخش با اشاره به شکلگیری معاونت علمی ریاستجمهوری بهعنوان اقدامی هوشمندانه عنوان کرد: در سطح کلان نظام، فهم صحیحی از نقش فناوری شکل گرفته، اما این نگاه در بدنه اجرایی دولت و مدیران میانی هنوز جاری نشده است. ما بهترین قوانین حمایتی را تصویب کردهایم، اما در اجرا با چالش جدی مواجه هستیم شرکتهای دانشبنیان با کمتر از ۱۵ درصد ظرفیت خود فعالاند، چون نظام بروکراسی هنوز آنها را بهعنوان بازیگران اصلی اقتصاد به رسمیت نمیشناسد. اگر نگاهها اصلاح نشود، اقتصاد دانشبنیان به شعار و ویترین تبدیل خواهد شد.
به گزارش ایمنا، تجربه اقتصاد ایران نشان داده که تکیه صرف بر منابع طبیعی، راهی به توسعه پایدار نمیبرد. وابستگی شدید به منابع طبیعی، بهویژه نفت، موجب بروز پدیدهای به نام «نفرین منابع طبیعی» شده است که در آن، کشورهای غنی از منابع طبیعی بهجای استفاده بهینه از آنها، با مشکلات اقتصادی و اجتماعی مواجه میشوند. در ایران نیز، این وابستگی به منابع طبیعی باعث کاهش بهرهوری، فساد اقتصادی و نوسانات اقتصادی شده است.
در این راستا، اقتصاد دانشبنیان بهعنوان راهحلی برای رهایی از این وابستگی مطرح شده است، اقتصاد دانشبنیان اقتصادی است که در آن، خلق دانش و بهرهبرداری از آن در جهت ایجاد ثروت و رشد اقتصادی نقش غالب را ایفا میکند. محصولات این اقتصاد جنبه نرم دارند و از حیث تحریمها نیز کمتر اثر میپذیرند.
با این حال، ساختارهای تصمیمگیری در ایران هنوز برای نقشآفرینی شرکتهای دانشبنیان آماده نیستند. نبود تطابق بین سیاستهای آموزشی، ضعف در زیرساختهای نوآوری و کمبود حمایتهای مالی از جمله موانع پیشروی این شرکتها هستند. در خوشبینانهترین حالت، کمتر از ۱۰ درصد سهم اقتصاد کشور به اقتصاد دانشبنیان اختصاص دارد.