شناسهٔ خبر: 74292396 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: آنا | لینک خبر

توافق زنگزور؛ ائتلافی که معادلات قفقاز را بر هم زد |۵ راهکار کلیدی برای خنثی‌سازی تهدید

با ابتکار عمل دونالد ترامپ جمهوری‌خواه، زنگزور به نقطه تلاقی منافع آمریکا، ترکیه و ایران در شطرنج قفقاز تبدیل شد و واقعیت ژئوپلیتیک جدیدی را پیش روی تهران قرار داد. اکنون، در بازه انفعال تا ابتکار عمل دستگاه دیپلماسی، مدیریت این چالش، آزمونی خطیر و سرنوشت‌‎ساز برای تأمین امنیت و اقتصاد ایران است.

صاحب‌خبر -

«سید مصطفی میرزاباقری برزی» تحلیلگر ارشد سیاسی، به‌طور اختصاصی یادداشتی جامع درباره توافق راهبردی آمریکا، آذربایجان و ارمنستان درباره کریدور حساس زنگزور در اختیار خبرگزاری آنا قرار داد. این یادداشت تحلیلی، با نگاهی به تهدید‌ها و فرصت‌های این پروژه، راهبرد‌هایی برای تقویت جایگاه ایران در شطرنج پیچیده منطقه قفقاز ارائه می‌دهد که در ادامه می‌خوانید:

در قلب کوه‌های زنگزور، جایی که مرز‌های ایران، ارمنستان و جمهوری آذربایجان به هم گره می‌خورند، کریدوری در حال شکل‌گیری است که می‌تواند معادلات قدرت در قفقاز را برای دهه‌ها دگرگون کند. کریدور زنگزور فراتر از یک مسیر ترانزیتی، صحنه‌ای برای نبرد ژئوپلیتیکی است که ایران را در برابر آزمونی خطیر قرار داده است.

امضای تاریخی در کاخ سفید: ۹۹ سال اجاره کریدور به آمریکا

روز گذشته (۸ اوت ۲۰۲۵ - ۱۷ مرداد ۱۴۰۴) در نشستی سرنوشت‌ساز در کاخ سفید با حضور دونالد ترامپ، نیکول پاشینیان و الهام علی‌اف، توافقی راهبردی امضا شد که به ایالات‌متحده اجازه می‌دهد به مدت ۹۹ سال کریدور زنگزور را توسعه و مدیریت کند؛ مسیری حیاتی که جمهوری آذربایجان را از طریق ارمنستان به نخجوان و ترکیه متصل می‌کند. این گذرگاه تحت عنوان رسمی «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه جهانی» «Trump Route for International Peace and Prosperity» (TRIPP) شناخته می‌شود.

زنگزور؛ شاه‌کلید ژئوپلیتیک قفقاز و زنگ خطری برای ایران

کریدور زنگزور، واقع در استان سیونیک ارمنستان و در مجاورت مرز ایران، حلقه‌ای حیاتی برای اتصال زمینی جمهوری آذربایجان به نخجوان و ترکیه است. این مسیر که در رسانه‌های غربی به «راه ابریشم نوین ترک» شهرت یافته، با حذف ایران از مسیر ترانزیتی شرق به غرب، امکان اتصال مستقیم آسیای مرکزی به اروپا را فراهم می‌کند.

توافق اخیر میان ارمنستان، آذربایجان و ایالات‌متحده، که مدیریت این کریدور را برای ۹۹ سال به واشنگتن واگذار کرده، زنگ خطری برای تهران است.

این کریدور از قوانین گمرکی و مرزی ارمنستان مستثنی است و با عنوان «مسیر صلح و شکوفایی جهانی» معرفی شده، نامی که بیش از یک شعار، بخشی از راهبرد کلان غرب برای بازآرایی قفقاز است.

تهدید‌های راهبردی برای تهران؛ از انزوای منطقه‌ای تا حضور ناتو در مرز‌ها

کریدور زنگزور چالش‌هایی چندلایه برای ایران به همراه دارد:

۱. تضعیف عمق استراتژیک: کریدور زنگزور با قطع دسترسی زمینی ایران به ارمنستان، مسیر حیاتی ارتباط تهران با قفقاز و اروپا را مسدود می‌کند و این انزوای ژئوپلیتیکی، توانایی ایران برای نفوذ در منطقه و حفظ توازن قدرت در برابر رقبا را به خطر می‌اندازد.

۲. تقویت محور ترکیه-آذربایجان: زنگزور با ایجاد پیوستگی سرزمینی بین ترکیه و آسیای مرکزی، پروژه پان‌ترکیسم را تقویت کرده و ترکیه را به مرکز ترانزیت انرژی و کالا تبدیل می‌کند که این امر ایران را از زنجیره‌های تجاری و ترانزیتی منطقه کنار زده و وابستگی کشور‌های منطقه به ترکیه را افزایش می‌دهد.

۳. حضور ناتو در نزدیکی مرزها: مدیریت کریدور توسط آمریکا به معنای استقرار غیرمستقیم ناتو در نزدیکی مرز‌های ایران است و این حضور، تهدید امنیتی مستقیم برای ایران ایجاد کرده و بخشی از استراتژی مهار سه‌جانبه ایران، روسیه و چین محسوب می‌شود.

۴. کاهش درآمد‌های ترانزیتی: زنگزور با ارائه مسیر‌های جایگزین برای انتقال انرژی و کالا، نقش ایران به‌عنوان کریدور اصلی ترانزیتی منطقه را تضعیف می‌کند که این امر می‌تواند میلیارد‌ها دلار از درآمد‌های ترانزیتی ایران را کاهش داده و اقتصاد کشور را تحت‌فشار قرار دهد.

۵. فشار بر محور ایران – روسیه - چین: کریدور زنگزور با رقابت با ابتکار «کمربند و راه» چین، توازن ژئوپلیتیکی منطقه را به نفع غرب تغییر می‌دهد و این رقابت، محور ایران – روسیه - چین را تضعیف کرده و حلقه محاصره استراتژیک علیه این کشور‌ها را تکمیل می‌کند.

به نظر نگارنده، برای مقابله، ایران نیاز به دیپلماسی فعال با ارمنستان، روسیه و چین، سرمایه‌گذاری در مسیر‌های ترانزیتی جایگزین مانند کریدور شمال-جنوب، و تقویت حضور اقتصادی در قفقاز دارد تا از انزوای استراتژیک جلوگیری کند.

فرصت‌های طلایی ایران برای مقابله با چالش‌های زنگزور

باوجود تهدیدات، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با دیپلماسی هوشمند، زنگزور را به فرصتی برای تقویت جایگاه خود تبدیل کند:

۱. احیای مسیر‌های ترانزیتی داخلی: بازسازی راه‌آهن تبریز- جلفا - نخجوان و توسعه مسیر‌های جایگزین به گرجستان و دریای سیاه، ایران را به‌عنوان کانون کریدور‌های ترانزیتی رقابتی حفظ می‌کند که این اقدام با جذب سرمایه‌گذاری خارجی، وابستگی منطقه به مسیر‌های ایران را تقویت کرده و درآمد‌های ترانزیتی را احیا می‌کند.

۲. مشارکت در زیرساخت‌ها: سرمایه‌گذاری مشترک با ارمنستان یا آذربایجان در بخش‌های غیرنظامی کریدور، ایران را به بازیگر فعال پروژه تبدیل می‌کند و این مشارکت، نفوذ اقتصادی و سیاسی ایران را افزایش داده و از حاشیه‌نشینی در معادلات منطقه‌ای جلوگیری می‌کند.

۳. دیپلماسی چندجانبه فعال: تقویت همکاری با روسیه، چین و ارمنستان از طریق توافقات تجاری و امنیتی، ایران را از انزوای ژئوپلیتیکی مصون می‌دارد. ایجاد ائتلاف‌های منطقه‌ای، توازن قدرت را به نفع محور ایران – روسیه - چین تغییر می‌دهد.

۴. نقش نظارتی رسمی: در صورت تحمیل این کریدور به واقعیت منطقه، مطالبه جایگاه ناظر در مدیریت آن، امکان رصد فعالیت‌های نظامی و امنیتی را به ایران می‌دهد و این نقش با کاهش تهدیدات ناتو، اهرم چانه‌زنی ایران در مذاکرات منطقه‌ای را تقویت می‌کند.

۵. روایت‌سازی رسانه‌ای: افشای اهداف ژئوپلیتیکی پشت کریدور از طریق رسانه‌های بین‌المللی، افکار عمومی را علیه استفاده سیاسی از زنگزور بسیج می‌کند که این استراتژی، فشار دیپلماتیک بر حامیان غربی پروژه را افزایش داده و موضع ایران را تقویت می‌کند.

نقش بازیگران منطقه‌ای: روسیه، ارمنستان، آذربایجان، ترکیه و آمریکا

۱. روسیه؛ حفظ نفوذ در سایه بحران اوکراین: روسیه با نظارت بر کریدور زنگزور و حمایت از مخالفان پاشینیان، سعی در حفظ نفوذ سنتی خود در قفقاز داشت. جنگ اوکراین منابع مسکو را تحلیل برده، اما تسلط بر زنگزور به‌عنوان اهرمی برای مقابله با نفوذ ناتو و حفظ توازن ژئوپلیتیکی در منطقه عمل می‌کرد و این استراتژی باوجود محدودیت‌ها، نشان‌دهنده تلاش مسکو برای جلوگیری از سلطه غرب در حیاط‌خلوت خود بود. اکنون باید دید مسکو با واقعیت جدید چطور کنار می‌آید؟

۲. ارمنستان؛ بلاتکلیفی میان غرب‌گرایی و وابستگی به ایران: ارمنستان تحت رهبری پاشینیان به غرب متمایل شده، اما محاصره توسط ترکیه و آذربایجان، وابستگی به مسیر‌های ترانزیتی ایران را برای حفظ اقتصاد و امنیت حیاتی کرده و این موقعیت، ایروان را در تنگنای دیپلماتیک قرار داده و نیازمند حفظ تعادل شکننده بین غرب و ایران است. هر تصمیم اشتباه می‌تواند ارمنستان را به انزوای کامل سوق دهد.

۳. آذربایجان و ترکیه؛ معماران جهان ترک: زنگزور برای آذربایجان و ترکیه کلید تحقق پان‌ترکیسم و اتصال سرزمینی ترک‌زبانان است که جایگاه ترکیه را به‌عنوان هاب انرژی و تجارت اروپا تثبیت می‌کند. باکو از این پروژه برای تقویت نقش ژئوپلیتیکی و اقتصادی خود بهره می‌برد و این همکاری، قدرت منطقه‌ای این دو کشور را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد.

۴. آمریکا و ناتو؛ مهار رقبای اوراسیایی: ایالات‌متحده و ناتو از زنگزور به‌عنوان ابزاری برای مهار ایران، روسیه و چین استفاده می‌کنند، با هدف ایجاد حلقه‌ای ژئوپلیتیکی در اوراسیا. این کریدور با تقویت حضور غرب در قفقاز، ابتکاراتی مانند «کمربند و راه» چین را تضعیف می‌کند و برای واشنگتن، زنگزور بخشی از استراتژی گسترده‌تر برای تسلط بر شاهراه‌های انرژی و تجارت منطقه است.

راهبرد‌های پیشنهادی برای ایران: از انفعال تا ابتکار عمل

۱. نظارت رسمی بر کریدور: اگر این کریدور بر واقعیت منطقه تحمیل شود، کسب جایگاه نظارتی در مدیریت آن، ایران را از حاشیه‌نشینی نجات داده و امکان رصد فعالیت‌های نظامی یا امنیتی را فراهم می‌کند و این نقش، اهرم چانه‌زنی ایران را در مذاکرات منطقه‌ای تقویت کرده و از حذف کامل تهران جلوگیری می‌کند. دیپلماسی فعال با ارمنستان و حتی آذربایجان برای تحقق این هدف ضروری است.

۲. توسعه مسیر‌های جایگزین: تکمیل زیرساخت‌های ریلی و جاده‌ای به ارمنستان و گرجستان، مانند راه‌آهن تبریز- جلفا، نقش ایران را به‌عنوان کریدور ترانزیتی حفظ می‌کند و این مسیر‌ها به‌عنوان بیمه ژئوپلیتیکی، وابستگی منطقه به ایران را تضمین کرده و اثر زنگزور را خنثی می‌کنند. جذب سرمایه‌گذاری خارجی برای تسریع این پروژه‌ها حیاتی است.

۳. مشارکت اقتصادی هدفمند: سرمایه‌گذاری در بخش‌های غیرنظامی کریدور، حتی تحت هدایت ترکیه و آذربایجان، نفوذ اقتصادی ایران را حفظ می‌کند و این مشارکت، ایران را به بازیگری فعال در پروژه تبدیل کرده و از انزوای ترانزیتی جلوگیری می‌کند. همکاری با شرکت‌های بین‌المللی می‌تواند این روند را تقویت کند.

۴. دیپلماسی چندجانبه: تقویت همکاری با سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، محور ایران – روسیه - چین را در برابر نفوذ غرب تقویت می‌کند و این دیپلماسی، توازن قدرت منطقه‌ای را به نفع ایران تغییر داده و از محاصره ژئوپلیتیکی جلوگیری می‌کند. توافقات تجاری و امنیتی چندجانبه کلید موفقیت این راهبرد است.

۵. عملیات رسانه‌ای قوی: روایت‌سازی هدفمند در رسانه‌های منطقه‌ای و جهانی برای افشای اهداف امنیتی ناتو و آمریکا، افکار عمومی را به نفع ایران بسیج می‌کند. این عملیات، فشار دیپلماتیک بر حامیان غربی زنگزور را افزایش داده و حمایت کشور‌های منطقه را جلب می‌کند و استفاده از پلتفرم‌های دیجیتال برای این هدف ضروری است.

زنگزور؛ آزمونی سرنوشت‌ساز برای امنیت و نفوذ ایران در قفقاز

کریدور زنگزور فراتر از یک مسیر ترانزیتی، میدان شطرنجی است که آینده قفقاز در آن رقم می‌خورد. بی‌توجهی به این پروژه می‌تواند مرز‌های شمال‌غرب ایران را به نقطه‌ای شکننده و محور ایران – روسیه – چین را به حاشیه تبدیل کند؛ اما با دیپلماسی هوشمند، سرمایه‌گذاری هدفمند و روایت‌سازی رسانه‌ای، ایران می‌تواند زنگزور را به سکویی برای تقویت جایگاه منطقه‌ای خود بدل کند و این گذرگاه، آزمونی خطیر برای دیپلماسی ایران است که نتیجه آن نه تنها برای تهران، بلکه برای کل منطقه قفقاز تعیین‌کننده خواهد بود.

کریدور زنگزور بیش از یک مسیر ترانزیتی، شطرنج ژئوپلیتیکی است که آینده قفقاز را رقم می‌زند و آزمونی بزرگ برای امنیت و دیپلماسی ایران محسوب می‌شود و بی‌توجهی به این موضوع می‌تواند ایران را به انزوای استراتژیک و تضعیف محور ایران – روسیه - چین سوق دهد. از سوی دیگر، ایران با اتخاذ راهبرد‌های توسعه‌ای و دیپلماتیک می‌تواند از این گذرگاه به‌عنوان سکویی برای افزایش نفوذ و قدرت منطقه‌ای بهره‌برداری کند. نظارت بر کریدور، توسعه مسیر‌های جایگزین، مشارکت اقتصادی، دیپلماسی فعال و عملیات رسانه‌ای هدفمند ازجمله گام‌هایی هستند که باید با جدیت دنبال شوند.

در نهایت باید گفت که کریدور زنگزور آزمونی سرنوشت‌ساز برای ایران در منطقه قفقاز است؛ آزمونی که نتیجه آن نه تنها برای تهران بلکه برای کل معادلات ژئوپلیتیکی منطقه‌ای تعیین‌کننده خواهد بود.

انتهای پیام/