به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز یزد، قیام پانزده خرداد به دنبال بازداشت امام خمینی در سال ۱۳۴۲، به صورت خودجوش و مردمی در قم، تهران، ورامین، مشهد، شیراز و برخی از شهرهای دیگر شکل گرفت. زمینههای این قیام را اقدامات ضد دینی رژیم پهلوی در گذشته فراهم کرده بود.
در سال ۱۳۳۸ جان اف کندی رئیس جمهور وقت آمریکا طرح اصلاحات زیربنایی برای کشورهای زیر نفوذ آمریکا را به منظور جلوگیری از شکل گیری جنبشهای اعتراض آمیز مردمی و نفوذ کمونیسم شوروی مطرح کرد. محمدرضا پهلوی ناگزیر این طرح را پذیرفت و اجرای اصلاحات ارضی را آغاز آن قرار داد.
نمایندگان پهلوی نزد آیت الله سید حسین بروجردی، مرجع تقلید وقت رفتند و قصد رژیم را برای اقدام به اصلاحات ارضی به اطلاع وی رساندند، اما پاسخ صریح وی این بود که اصلاحات حکومتی و سیاسی بر اصلاحات ارضی تقدم دارد و همین موجب مسکوت ماندن این طرح شد.
اجرای اصلاحات آمریکایی
پهلوی که آیت الله بروجردی را مانع اجرای اصلاحات آمریکایی میدید، پس از درگذشت وی برای در امان ماندن از انتقاد مراجع، با تسلیت به سید محسن حکیم در نجف به پندار خود مرجعیت را از ایران منتقل و اجرای اصلاحات مورد نظر آمریکا را آغاز کرد.
لایحه اصلاحات ارضی در ۱۹ دی ۱۳۴۰ در دولت علی امینی تصویب شد و علاوه بر حمایت آمریکا رسانههای شوروی نیز به تجلیل از اقدام پهلوی پرداختند. امام خمینی به سبب پرهیز از بهره برداری نادرست رژیم از آن، با این لایحه مخالفتی نکرد.
در این دوره علی امینی با فشار آمریکا در رأس دولت قرار گرفته بود؛ محمدرضا پهلوی که از وی وحشت داشت با سفر به آمریکا متعهد شد با کنار گذاشته شدن امینی همه خواستههای آمریکا را عملی سازد. با اطمینان دولت آمریکا از فرمانبرداری او، امینی کنار گذاشته شد و اسدالله علم جای او را گرفت. دولت علم در ۱۶ مهر ۱۳۴۱ لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را تصویب کرد.
روح اصلی لایحه را اسلام زدایی تشکیل میداد. از جمله با تصویب آن شرط اسلام از انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان و سوگند به امانت و صداقت با هر کتاب آسمانی، رسمیت مییافت. هدف اصلی رژیم پهلوی ارزیابی شرایط و زمینه سازی برای اجرای طرحهای ضداسلامی بعدی بود.
مخالفت امام
امام خمینی به شدت با این لایحه به مخالفت برخاست و مراجع تقلید و حوزههای علمیه و مردم را دعوت به قیام کرد. در پی اعلامیهها و سخنرانیهای امام و همراهی مراجع و مردم، رژیم مجبور به عقب نشینی شد و پس از دو ماه مقاومت در ۱۰ آذر ۱۳۴۱ لایحه را لغو کرد.
رژیم پهلوی پس از شکست در اجرای لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، بار دیگر در راستای قدرت نمایی و مقابله با روحانیت، بر آن شد که به مناسبت ۱۷ دی، روز کشف حجاب، از زنان بی حجاب برای رژه خیابانی و تظاهرات علیه لغو لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی استفاده کند.
امام خمینی به دولت هشدار داد در برابر اجرای چنین برنامهای، عدهای از مردم تهران و شهرستانها قصد دارند در همان روز به مناسبت یادبود فاجعه مسجد گوهرشاد، مجلسی برگزار کنند و جلوگیری از پیامدهای احتمالی آن، سخت خواهد بود. ایشان جشن ۱۷ دی را که برخی مطبوعات به آن دامن میزدند، سبب نفرت مردم از حکومت دانست و یادآور شد از این گونه کارها دست بردارند.
ایشان تأکید کرد که ترقی کشور به ۱۷ دی نیست، بلکه به برخورداری از دانشگاه واقعی است. با شکستهای پیاپی رژیم پهلوی در برنامههای خود، تبلیغات علیه روحانیت شدت گرفت. آمریکا نیز بر سیاستهای جدید خود اصرار میکرد.
پهلوی این بار برای تحقق اصلاحات آمریکایی که آن را انقلاب سفید (مشتمل بر شش اصل) خواند، دست به همه پرسی زد. هدف او از این کار ضمن کسب تأیید مردم، ناموجه جلوه دادن کارهای مخالفان بود.
اعلام انقلاب سفید و تصمیم به همه پرسی برای تأیید آن، واکنش مراجع و علما را در پی داشت. امام خمینی با توجه به عواقب سلطه آمریکا و نگرانی از وضع آینده حوزههای علمیه، مردم را با اعلامیهها و سخنرانیهای متعدد، به قیام عمومی علیه حکومت دعوت کرد. حوزههای علمیه، مردم و بسیاری از جریانهای سیاسی برای قیام آماده شدند.
حمله به فیضیه
عوامل رژیم پهلوی به عنوان دهقانان ساوه، در اقدامی شتابزده و وحشیانه در روز دوم فروردین ۱۳۴۲ سالروز شهادت امام صادق (ع) به مدرسه فیضیه حمله کردند.
امام خمینی به همین مناسبت در پیامی به علمای تهران، سازش ناپذیری خود را اعلام کرد و یادآور شد «شاه دوستی یعنی غارتگری و تجاوز به احکام اسلام و کوبیدن روحانیت» و به صراحت اعلام کرد در برابر زورگوییهای رژیم پهلوی تسلیم نخواهد شد و احکام خدا را هر چند کشته شود، در موقعیتهای مناسب بیان خواهد کرد.
ایشان در فاصله فروردین تا خرداد ۱۳۴۲، به دفعات اعتراض و انتقاد خود را به شرایط کشور و سیاستهای ضداسلامی رژیم اعلام کرد.
انتشار خبر اعتراضات امام
با پخش شدن خبر اعتراضات امام خمینی در سراسر ایران، جوّ قم، تهران و بسیاری از شهرهای دیگر متشنج شد. با پیام امام در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۲ به مناسبت ماه محرم و دستور ایشان به افشای جنایتهای رژیم پهلوی، مطالب سخنرانیها و نوحهها جنبه انتقادی از حکومت پهلوی پیدا کرد و به گزارشهای سازمان اطلاعات و امنیت کشور، مراسم عزاداری تبدیل به مجالس حمله به دولت و حمله به رژیم پهلوی شد.
تظاهرات بزرگ روز عاشورا در تهران با سازماندهی هیئتهای مؤتلفه اسلامی برگزار شد. این تظاهرات به خصوص با همراهی هیئتهای مذهبی بزرگ تهران، نظیر هیئت طیب حاج رضایی، اوج اعتراضات مردم را نشان داد.
این تظاهرات از لحاظ کثرت و تنوع شرکت کنندگان، از روحانیان و دانشگاهیان و کارگران، کم نظیر بود که برخی اجتماع کنندگانِ در مقابل مسجد جامع حاج ابوالفتح واقع در خیابان ری تهران را میان ۷۰ تا ۱۲۰ هزار تن برآورد کردهاند.
اجتماع کنندگان از مقابل این مسجد به سمت دانشگاه تهران رفتند و پس از سخنرانیِ دو نفر در مقابل دانشگاه، تا اطراف کاخ مرمر به راهپیمایی و شعار ادامه دادند.
طبق گزارش ساواک، برخی از بازاریان تهران، در دیدار با امام خمینی اذعان کردند که گروه زیادی از مردم تهران در قالب دستجات مذهبی قصد حرکت به قم را دارند؛ اما امکان اقدام رژیم در حمله به این هیئتها به عنوان گروه اوباش به قصد هتک علما وجود دارد. امام با تشبیه رژیم به دستگاه بنی امیه و یزید، تأکید کرد اگر رژیم قصد چنین کاری کند، چه افتخاری بالاتر از کشته شدن در راه استقلال مملکت.
سخنرانی مدرسه فیضیه
امام در عصر عاشورای ۱۳۸۳ قمری/ ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ شمسی در مدرسه فیضیه قم در سخنرانی با لحن شدید، حکومت پهلوی را به دستگاه بنی امیه و یزید تشبیه و روابط پشت پرده و هم پیمانی و دوستی پهلوی با اسرائیل را افشا کرد و ضمن نصیحت به وی او را به عبرت گرفتن از سرانجام پدرش رضاخان فرا خواند.
به دنبال این سخنرانی، در شب پانزده خرداد پس از نیمه شب تعداد زیادی کماندو، چترباز و سرباز گارد، مسلح به سلاحهای سرد و گرم به قم رفتند و خانه امام را در یخچال قاضی محاصره و ایشان را در سحرگاه پانزده خرداد در خانه خود در قم بازداشت کردند و به تهران بردند.
همزمان با بازداشت ایشان سیدحسن طباطبایی قمی و بهاءالدین محلاتی از مراجع مشهد و شیراز و برخی دیگر از روحانیان بازداشت شدند.
واکنش عمومی و شکل گیری قیام
با انتشار گسترده و سریع خبر بازداشت امام، بازار تهران تعطیل شد و این تعطیلی چهارده روز ادامه یافت. مردم همان روز در تهران و برخی دیگر شهرها به خیابانها ریختند و قیام پانزده خرداد شکل گرفت.
در قم نیز که مردم زودتر از شهرهای دیگر از بازداشت امام خمینی اطلاع یافته بودند، بی درنگ به طرف خانه ایشان و از آنجا به همراه فرزند بزرگ ایشان، سیدمصطفی خمینی، به سوی حرم فاطمه معصومه حرکت کردند.
مراجع تقلید و علمای حوزه نیز در خانه آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی جمع شدند و پس از تنظیم اعلامیهای که اقدام دولت در بازداشت امام را زشت میشمرد، همگی راهی صحن حرم فاطمه معصومه (س) شدند و شهر قم حالت انقلاب به خود گرفت.
زنان نیز در این قیام شرکت فعال داشتند، به گونهای که نخستین شهدای این قیام چهار نفر از بانوان قم بودند. سید مصطفی خمینی در سخنرانی کوتاهی شرح حادثه را بازگو کرد. مردم نیز با شعار «یا مرگ یا خمینی» ضمن درگیری با نیروهای نظامی و انتظامی، کلانتری منطقه سه قم را محاصره کردند که به درگیری با نیروهای مسلح انجامید و عدهای کشته و زخمی شدند.
گفته شده رژیم پهلوی که در سرکوب قیام مردم قم ناتوان بود، قصد داشت در صورت لزوم شهر را با هواپیما بمباران کند. بازاریان تهران با تعطیلی مغازهها و دانشجویان تهران با تعطیل کردن کلاسها به تظاهرات پرداختند و به تدریج در میدانهای اصلی و اطراف بازار و خیابانهای نزدیک به میدان ارگ با هدف تصرف مرکز رادیو گرد آمدند و با شعار «یا مرگ یا خمینی» به تظاهرات پرداختند.
این قیام خودجوش که برخاسته از احساس وظیفه دینی و شور ایمانی مردم بود و هیچ تشکیلاتی آن را سازماندهی نمیکرد تا بعد از ظهر ادامه یافت. مردم که افزون بر اداره رادیو قصد تصرف کاخهای مرمر و گلستان را داشتند؛ اما نیروهای نظامی و امنیتی به شدت آنان را سرکوب و تعدادی را شهید و مجروح کردند.
افزون بر مردم تهران، در روز ۱۵ خرداد عدهای از اهالی کَن و جماران و دیگر روستاهای اطراف تهران به ویژه گروهی از دهقانان اطراف ورامین به خصوص منطقه امامزاده جعفر (پیشوا) نیز با شنیدن خبر بازداشت امام، کفن پوش شدند و با شعار «یا مرگ یا خمینی» به سمت تهران حرکت کردند که در سه راه باقرآباد بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی تعداد زیادی از آنان شهید شدند. در این گزارش، شمار کفن پوشان ورامینی چهار هزار تن شمرده شده است.
تظاهرات و اعتراض در شهرهای دیگر از جمله مشهد، شیراز و تبریز و اصفهان نیز به وقوع پیوست و تا ۱۸ خرداد به صورت پراکنده ادامه داشت؛ ولی به تدریج نیروهای امنیتی قیام را سرکوب کردند. در پی این وقایع، مراجع تقلید قم، مشهد و نجف، با صدور اعلامیههایی اقدامات رژیم پهلوی را محکوم کردند. این اعلامیهها که از طرف حضرات آیات سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی، سید محمدرضا گلپایگانی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سید کاظم شریعتمداری، سید محمدهادی میلانی و برخی دیگر صادر شدند، بر استقامت مردم تأکید میکردند و بر این تصریح داشتند که تمام علمای شیعه و ملت «مسلمان ایران و جهان» اعتراضات شرعی و قانونی امام خمینی (س) را تأیید میکنند و خواستار آزادی سریع ایشاناند.
این مراجع با اشاره به تعدی و ظلم دولت، دولت را خائن خواندند و خودداری از همکاری با این دولت خائن را واجب دانستند. علما در حوزه علمیه کربلا و کاظمین نیز تشکیل جلسه دادند و با تلگرامهایی به پادشاهان و رؤسای جمهور کشورهای اسلامی و سازمانهای بین المللی، حمایت خود از امام خمینی را اعلام و رفتارهای وحشیانه رژیم پهلوی را محکوم کردند.
اقدامهای رژیم پهلوی
اسدالله علم، پیش از پانزده خرداد درصدد بازداشت امام خمینی بود؛ اما چون برای او روشن بود که این کار واکنش شدید علما و مردم در قم و دیگر شهرها را در پی خواهد داشت، از محمدرضا پهلوی اجازه گرفت که واکنش مردم را به شدت سرکوب کند.
رژیم پهلوی همزمان با بازداشت امام خمینی حدود ۶۰ نفر دیگر از مراجع، علما و واعظان را نیز از دیگر شهرها برای جلوگیری از هر گونه اقدام احتمالی بازداشت کرد. علم در روز پانزده خرداد به نعمت الله نصیری رئیس شهربانی دستور داد تا به تظاهرکنندگان تیراندازی کنند و در برابر تردید او یادآور شد به عنوان نخست وزیر دستور تیراندازی میدهد.
پس از زدن و مجروح کردن و کشتار مردم در تهران و دیگر شهرها، تانکها را در شهرها مستقر کردند و هواپیماها با پرواز بر فراز برخی از شهرها اقدام به شکستن دیوار صوتی کردند. برای انحراف افکار عمومی و توجیه جنایات صورت گرفته و ارتجاعی نشان دادن قیام، عدهای از مأموران ساواک با پیراهن سیاه به میان انبوه مردم تظاهرات کننده تهران رفتند و اقدام به آشوب و بلوا و به آتش کشیدن مغازه ها، کتابخانهها و اتومبیلها کردند.
پس از قیام پانزده خرداد نیز بازداشتها و تبعیدها در سراسر کشور آغاز شد. یاران امام یکی پس از دیگری روانه زندان و تبعیدگاه شدند. هیئت دولت در همان روز قیام، به ریاست علم با شتاب تشکیل جلسه داد و به اتفاق آرا در تهران و شیراز برای شش هفته مقررات حکومت نظامی برقرار کرد.
رژیم پهلوی در راستای خنثی کردن قیام مردمی پانزده خرداد و مقابله با آن، در ۲۸ خرداد راهپیماییهایی در کشور در حمایت از محمدرضا پهلوی به راه انداخت. گروهی از بازاریان و اهالی میدان بار تهران که بازداشت شده بودند، به زندان و اعدام محکوم شدند؛ از جمله طیب حاج رضایی و اسماعیل رضایی که در یازدهم آبان ۱۳۴۲ اعدام شدند.
تعداد شهدا
دربارهٔ تعداد شهدای این قیام آمار متفاوتی ذکر شده است. به گزارش برخی از تاریخ نگاران و شاهدان عینی در این حادثه هزاران نفر کشته و زخمی شدند. روزنامه الاهرام مصر تعداد شهدا را صدها تن میداند و برخی بین چهار تا پانزده هزار نفر ذکر میکنند.
امام خمینی در موارد گوناگون به مناسبت پانزده خرداد، شهدای این قیام را با تعبیر «بنا به نقل» یا «آنچه مشهور است»، ۱۵ هزار تن ذکر کرده که نشان دهنده عدم اعتماد به این رقم است.
خبرگزاری فرانسه بدون در نظر گرفتن اجسادی که پنهانی دفن شدهاند، تعداد شهدای سراسر کشور را ۱۵۰ نفر و شهدای قم و تهران را ۸۶ نفر اعلام کرد. در اسناد ساواک تعداد کشتگان صدها تن ذکر شده است.
پیکرهای شهدای تهران را پس از جمع آوری به شکل دسته جمعی در گورستان مسگرآباد تهران در منطقه مشیریه دفن کردند.