شناسهٔ خبر: 72055195 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: ایلنا | لینک خبر

جهان در سال ۱۴۰۳/ پرونده هشتم: آفریقا

قنادباشی: بیرون راندن نظامیان آمریکا و فرانسه از چاد و نیجر/زورآزمایی قدرت‌ها در سودان/کنترل پتانسیل ضدصهیونیستی در قاهره/لیبی در انتظار انتخابات

جهان در سال ۱۴۰۳/ پرونده هشتم: آفریقا کارشناس مسائل آفریقا گفت: آفریقا با تمام مشکلاتش می‌تواند جذب سرمایه‌گذار را در دستور کار قرار دهد اما در این میان رقابت قدرت‌ها هم تاثیرگذار است.

صاحب‌خبر -

جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل آفریقا در تشریح مهمترین تحولات قاره سیاه در سال ۱۴۰۳ در گفت‌وگو با ایلنا عنوان کرد: مهم‌ترین مسئله راهبردی برای آفریقا، که در واقع نشان‌دهنده یک مهندسی جدید در جغرافیا، تغییر هندسه جغرافیایی یا موازنه قدرت است، خروج نیروهای فرانسه و آمریکا از نیجر، مالی و چاد بود. پس از آن، سنگال و برخی دیگر از کشورها نیز به دنبال کاهش حضور نیروهای فرانسه بودند. مسئله حضور آمریکایی‌ها به اندازه فرانسوی‌ها مهم نیست، زیرا نظامی‌گری یکی از ابزارهای اصلی فرانسه برای پیشبرد اهدافش در آفریقا است و آمریکا در این زمینه به کمک فرانسه آمده بود. در واقع، آمریکا طی دو دهه گذشته، یک حرکت جدی و جدید را آغاز کرده بود، به‌ویژه با ایجاد بزرگ‌ترین مرکز پهپادی جهان در نیجر و مالی. بنابراین، زمانی که این نیروها خارج می‌شوند، در واقع ماموریت اصلی آمریکا در آفریقا، که حفظ خطوط نفت و انرژی بود، خدشه‌دار می‌شود. منطقه‌ای که پایگاه این نیروها در آن قرار داشت، نفت کشورهای شمال آفریقا مانند لیبی و الجزایر و همچنین نفت چاد و نیجریه را پوشش می‌داد. آن‌ها مرکزی را انتخاب کرده بودند که پهپادهایشان بتوانند به‌طور واقعی آن را کنترل کنند و این بهانه‌ای بود برای جلوگیری از حضور چین به‌ویژه، و پس از آن روسیه و دیگر رقبا، که این منطقه را حوزه غرب می‌دانستند. در حالی که این نیروها از این کشورها اخراج می‌شوند، طبیعتاً فضا برای ورود رقبا باز می‌شود و حالت امنیتی محض از بین می‌رود. مسئله دیگر، ظهور نهضت‌های ضد استعماری است که مدت‌ها خبری از آن‌ها نبود. در دوران جنگ سرد، برخوردی نظام‌مند با خروج نیروهای نظامی به این شکل وجود نداشت، اما پس از جنگ سرد، این حرکت ضد استعماری با فرانسه به‌عنوان قدرت استعمارگر و با آمریکا مقابله می‌کند و مردم نیز از آن‌ها حمایت می‌کنند.

وی ادامه داد: از ابتدا چالش‌های جدی شروع شد و غربی‌ها آن‌ها را متهم به کودتا کردند، اما بسیاری در دنیا معتقد بودند که این کودتا نیست. فرانسوی‌ها ابتدا قصد جنگ داشتند، اما پس از ناکامی، کشورهای همسایه را بسیج کردند. این حادثه بسیار مهم است و تبعات آن از سال ۱۴۰۲ شروع شده، در سال ۱۴۰۳ اوج گرفت و همچنان ادامه دارد. هنوز بحث توجیه نیروها و کاهش حضور نظامیان مطرح است و فرانسوی‌ها در حال محدود شدن به دو نقطه هستند؛ یکی در جیبوتی و دیگری در گینه. مسئله دیگر، جنگ داخلی سودان بود که بسیار تأسف‌بار است. در واقع این جنگ، مچ‌اندازی یا زورآزمایی قدرت‌های بیگانه در صحنه سودان است. دو ژنرال نظامی متاسفانه بیشترین ضربه تاریخی را به سودان زده‌اند و هیچ کشور آفریقایی این‌گونه ضربه نظامی نخورده است. ۱۵ میلیون نفر یا آواره شده‌اند یا شغل خود را از دست داده‌اند. تأسیسات زیرساختی سودان همه از بین رفته است و واقعاً علت تداوم این جنگ بی ثمر هنوز مشخص نیست. به نظر من، پشت این ماجرا راز و رمزهایی وجود دارد که بیشترش برمی‌گردد به صهیونیست‌ها که به دنبال سودان ضعیف هستند و می‌دانند که هم‌اکنون انگلیسی‌ها هم در یک توافق بین غرب و صهیونیست‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که سودان نباید قوی شود. سودان قوی یعنی گسترش اسلام به همه آفریقا. در آنجا سیاه‌پوستان برای تبلیغ اسلام مشکل دارند.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: مسئله کنگو هم در سال گذشته بسیار مهم بود. باز هم اینجا مسئله را به یک جنبش یا گروه محلی منتسب می‌کنند که اقدامات نظامی یا حتی تروریستی انجام می‌دهد، در حالی که این‌طور نیست. آنجا جنگی بر سر معادن بسیار غنی و کمیاب است؛ چراکه برخی از فلزها در صنایع جدید مانند پهپاد، نانو و حتی فضا به کار می‌روند. بر سر این معادن، غربی‌ها و در واقع فرانسه و آمریکا با هم رقابت دارند و این جنگی پنهان بر سر معادن است که به این صورت در آفریقا شاهدش بوده‌ایم. این‌ تحولات در حقیقت وقایع تازه‌ای است که ما در گذشته با آن مواجه نبودیم. این مسئله برای آفریقا تازه است و سابقه به این صورت ندارد. البته کشورهای زیادی جلسات مختلفی برگزار می‌کنند تا به این جنگ پایان دهند، ولی اهرم اصلی این جنگ‌ها، جنگ میان جهان سرمایه‌داری و جنگ شرق و غرب نیست، جنگ اسلام و کفر نیست، بلکه جنگ استعمارگر و غیراستعمارگر میان قدرت‌های بزرگ است. از سوی دیگر در آفریقا در سال گذشته انتخابات مختلفی برگزار شد که همه آن‌ها مهم هستند.

وی افزود: مسئله انتخابات در آفریقا به سمت و سوی خوبی پیش می‌رود. در مجموع، فرض سازندگی و توسعه حرف‌های جدیدی است که زده می‌شود. بحث رشد استفاده از ابزارهای سایبری هم در آفریقا مطرح است اما لیبی در سال گذشته هم نتوانست به انتخابات برسد. واقعاً هر سال که می‌شود وعده انتخابات می‌دهند؛ به عنوان مثال اعلام شد که تا قبل از ژانویه ۲۰۲۵ انتخابات برگزار می‌شود اما سپس به تعویق افتاد. این تعویق در واقع به این معنی است که قدرت‌هایی که در لیبی با هم درگیر می‌شوند، موافق نظر افکار عمومی درباره تشکیل دولت نیستند؛ چراکه افکار عمومی در لیبی، به هر حال یک دولت اسلامی ملی را می‌خواهند که هیچ‌کدام از طرف‌های درگیر آن را نمی‌خواهند. بر این اساس می‌شود گفت یک توافق نانوشته میان قدرت‌های ذی‌نفوذ در لیبی، چه خلیفه حفتر، چه ترکیه، چه عربستان و چه آمریکایی‌ها نگاشته شده است. همه نانوشته توافق کرده‌اند که فعلاً لیبی به سمت انتخابات نرود، چون اگر برود، حتماً دولتی که سر کار خواهد آمد، نفت را مثل زمان مصدق ملی می‌کند و دست آن‌ها را از نفتی که تاراج می‌کنند. لذا اینجا لیبی هم این مسئله را دارد. در واقع می‌شود گفت باز هم وعده این انتخابات به عقب افتاد. در اینجا باید گفته شود که اختلاف دو گروه نیست، بلکه تفاهم دو قدرت برای باقی ماندن لیبی در این شرایط است.

قنادباشی در پایان خاطرنشان کرد: در مورد مصر هم باید توجه شود که عبدالفتاح السیسی، حفظ و جلوگیری از تاثیرگذاری پتانسیل ضد صهیونیستی مردم مصر را دنبال کرد. هنر السیسی این بوده که تلاش کند داخل لیلی را آرام نگه دارد، با اینکه یک سری اقدامات نمایشی به نفع غزه انجام داده و حتی اخیراً گفته که هر کاری از دستم برمی‌آید برای غزه انجام می‌دهم، که واقعاً نکرده است. مرز رفح را بسته و همه حرکت‌های ضد صهیونیستی را سرکوب کرده است. لذا به نظر من هنر او این بوده که این پتانسیل ضد صهیونیستی شدید صد میلیونی را مهار کنند و نگذارند که در معادلات تاثیر بگذارد و معادلات را تغییر دهد. اما این احتمال هست که فشارهای اخیری که اسرائیلی‌ها علیه غزه اعمال می‌کنند، یک‌باره منجر به انفجار جمعیتی در مصر علیه این سازش شود. در مورد چشم‌انداز ۱۴۰۴ برای آفریقا هم باید گفت به دلیل سرزمین‌های بکر برای کشاورزی و فرصت‌های جدید برای استفاده از قدرت‌ها، به نظر من آفریقایی‌ها می‌توانند از این فرصت بسیار خوب، این تقابل و رقابت کشورها بهره‌برداری کنند و می‌کنند. بسیاری از کشورها برای کشت فراسرزمینی به آنجا می‌روند و می‌توانند سرمایه‌گذاری کنند. درست است که آفریقا مشکلات زیادی دارد، توسعه انسانی به معنی واقعی اتفاق نیفتاده، توسعه سیاسی به معنی واقعی انجام نشده، اما به هر ترتیب، آن‌ها می‌توانند از این فرصت بهره‌برداری کنند. ملت‌های آفریقایی که از این فرصتی که پیش آمده برای سرمایه‌داری استفاده کنند، شرایط بسیار خوبی خواهند داشت. باید دانست که توسعه سیاسی اتفاق نیفتاده و برخی از قحطی‌ها به دلیل خشکسالی و سیل وجود دارد، ولی به‌رغم این مسائل، از نظر سیاسی می‌شود گفت که آفریقا شرایط خوبی را می‌تواند تجربه کند.

انتهای پیام/