شناسهٔ خبر: 72038334 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرنامه دانشجویان ایران | لینک خبر

مهدی جمشیدی؛

خیالات تازه روشنفکری سکولار

تجدّد در اروپا، به مدد نیروی یک مخیلۀ جمعیِ تازه ظهور کرد. ما نیز نیازمند یک مخیلۀ جمعیِ تازه پس از افول ایدئولوژی‌ها هستیم. برساخت یک مخیله و ذهنیّت جمعیِ مدنی، نیازمند تأسیس یک فهم الهیاتیِ تازه است.»

صاحب‌خبر -

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مهدی جمشیدی*/// محمدجواد غلامرضاکاشی نوشته است: «یک دهه پس از انقلاب به عصر مابعدایدئولوژی‌ها منتقل شدیم. سروش مهم‌ترین چهره‌ای بود که در ایران، معاصر کلام مابعد ایدئولوژیک را پایه گذاشت. شاه‌کلید سخن او عقل بود. از آزمون‌پذیری آموزه‌ها سخن گفت. حاصل آنچه در اوایل دهۀ هفتاد با فروپاشی دیوار برلین، جهانی‌شدن لیبرالیسم و تلاش‌های سروش در ایران اتفاق افتاد، رهاکردن افراد در ساحت گمنام و بی‌معنای شهری بود. آنها واجد فردیّت شدند، اما فردیّتی که در یک فضای معناگسیخته و ناشناخته، رها شده بود. آنها طالب دفاع از آزادی و حقوق بنیادی خود و مناسبات عادلانه بودند، اما در فضای شهری مخیله‌ای در کار نبود تا به آنها جمعیت و قدرتی عطا کند تا بتوانند از این فردیّت و آزادی و خواست عدالت دفاع کنند. تجدّد در اروپا، به مدد نیروی یک مخیلۀ جمعیِ تازه ظهور کرد. ما نیز نیازمند یک مخیلۀ جمعیِ تازه پس از افول ایدئولوژی‌ها هستیم. برساخت یک مخیله و ذهنیّت جمعیِ مدنی، نیازمند تأسیس یک فهم الهیاتیِ تازه است.»

۲. مدعاهای وی اینهاست:
الف. ایدئولوژی انقلابیِ اسلام سیاسی فروپاشیده است.
ب. ایدئولوژی نمی‌خواهیم اما مخیلۀ جمعی می‌خواهیم: هویّت جمعی، درد مشترک، منِ اجتماعی.
ج. دچار فردیّت‌های رها شده‌ایم. فقدان بسیج اجتماعی، بی‌معنایی و بی‌هویّتی، خویش‌مداری.
د. الهیات که چیزی مستقل از دین است، قابلیّت تولید مخیلۀ جمعی را دارد؛ الهیات هویّت‌ساز و معناپرداز.

۳. برخلاف نظر او باید گفت لیبرالیسم در ذات خویش، هویّت جمعی را برنمی‌تابد، چون فردیّت، جوهرۀ آن است. جمع و جماعت و جامعه را ذوب می‌کند. چنین ترکیبی، خیالی است. حتی عالَم تجدّد هم بی‌معنا و فردی شده. هیچ مای جدّی‌ای در آنجا وجود ندارد. پس مشکل، لیبرال‌شدن جامعۀ ماست، نه این‌که می‌توان میان لیبرالیسم و ساخت هویّت جمعی، سازگاری برقرار کرد.

۴. او برای گریز از اقتضائات دین، از الهیات سخن می‌گوید و مقصودش از این تعبیر، خوانش‌های لیبرالی از متن مقدس است. می‌خواهد در خوانش دین، دستش گشوده باشد. این، نگاه کارکردیِ محض به دین و اعتبارسازی برای کثرت خوانش‌ها از آن است.

۵. وقتی در دهۀ هفتاد، تمامیّت هویّت را نشانه گرفتند و فردیّت را فربه ساختند باید در فکر فردایی می‌بودند که جامعه، گسیخته شود. خودشان، معماران اکنونِ فرهنگی هستند. در حلقۀ کیان، ذوق‌زده و ناپخته، همۀ اندوخته‌های معنایی و هویّتی را منهدم کردند و امروز نیز بی‌اعتنا به گذشتۀ خویش، دوباره نسخه می‌پیچند و جامعه را گرفتار اوهام خویش می‌سازند.

*نویسنده و پژوهشگر فرهنگی