به گزارش روز سهشنبه ایرنا، در این یادداشت آمده است که ناپایداری روابط واشنگتن با متحدان، بهویژه در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ باعث شده لندن حتی درباره یکی از بنیانهای سنتی سیاست دفاعی خود یعنی اتکای استراتژیک به آمریکا در زمینه بازدارندگی هستهای تجدید نظر کند. بهرغم آنکه انگلیس یکی از معدود اعضای ناتوست که رسماً یک قدرت هستهای محسوب میشود و بهطور مستقل سامانه «ترایدنت» را در اختیار دارد، اما این سامانه از نظر فنی و تأمین قطعات، به شدت به ایالات متحده وابسته است.
ترایدنت که شامل چهار زیردریایی اتمی کلاس ونگارد با قابلیت حمل موشکهای بالستیک هستهای است، هسته اصلی سیاست بازدارندگی دائمی در دریاست که انگلیس از دههها پیش آن را اجرا میکند. با وجود آنکه اختیار عملیاتی پرتاب موشکها در اختیار نخستوزیر انگلیس است، اما موشکهای مورد استفاده در این سامانه کاملاً ساخت آمریکا هستند و برای نگهداری، بهطور منظم به تأسیسات لاکهید مارتین در ایالات متحده بازمیگردند. همچنین بخشهایی از بدنه مخصوص کلاهکهای هستهای نیز از آمریکا وارد میشود.
در ادامه این گزارش آمده است: اگرچه توافق دفاعی دوجانبه لندن و واشنگتن در سال ۲۰۲۴ برای مدت نامحدود تمدید شد، اما بهرغم تضمینهای موجود، همچنان این ریسک وجود دارد که آمریکا، در بزنگاههای سیاسی، از این توافق بهعنوان اهرم فشار استفاده کند.
چتمهاوس مینویسد که در چنین شرایطی، دولت انگلیس سه گزینه پیشرو دارد، اما هیچیک راهحل آسانی بهنظر نمیرسد. نخست، تلاش برای ایجاد یک سامانه موشکی کاملاً بومی است که هزینه بسیار بالایی دارد و بهواسطه عدم بهرهمندی از صرفهجویی ناشی از مقیاس تولید، سالها زمان و سرمایهگذاری صنعتی عظیمی میطلبد.
گزینه دوم، همکاری فنی با فرانسه بهعنوان تنها قدرت هستهای دیگر در ناتو (غیر از آمریکا) است. این همکاری میتواند در زمینه بهکارگیری مشترک موشکهای بالستیک یا حتی مشارکت در تولید صورت گیرد. اما تفاوتهای فنی دو سامانه، و ریسکهای سیاسی نظیر روی کار آمدن نیروهای راست افراطی در فرانسه مانند مارین لوپن، این مسیر را نیز مبهم میکند.
سومین گزینه نیز همکاری گستردهتر با سایر متحدان اروپایی است؛ بهگونهای که انگلیس و فرانسه در قبال دریافت حمایت مالی، بازدارندگی هستهای را برای ناتو یا اتحادیه اروپا فراهم کنند. گرچه این رویکرد نیز بهطور مستقیم وابستگی به آمریکا را رفع نمیکند، اما میتواند بهعنوان یک راهحل موقت، منابع مالی لازم برای توسعه جایگزینهای داخلی را تأمین کند. البته فرانسه تاکنون با چنین مدلی مخالفت کرده، چراکه آن را مغایر با اصل استقلال هستهای خود میداند.
در بخش پایانی یادداشت چتمهاوس آمده است که این تردیدها درباره کارآمدی بازدارندگی هستهای انگلیس، بازتابی از پرسشهای گستردهتر درباره نقش سلاحهای هستهای در امنیت جهانی است. با توجه به اینکه استفاده از این تسلیحات تنها در سناریوهای بسیار افراطی محتمل است، تردیدهایی درباره تأثیر واقعی آن در بازدارندگی در برابر تهدیدهای متعارف مانند جنگ اوکراین مطرح شده است. به همین دلیل، اندیشکده چتمهاوس نتیجه میگیرد که زمان بازنگری اساسی در راهبرد دفاعی و هستهای انگلیس فرا رسیده، اما این مسیر بدون هزینه نخواهد بود.