گاهی اوقات صنعت بازیهای ویدیویی مرا واقعا خسته میکند.
همانطور که در اخبار خواندید، کمپانی برادران وارنر درهای سه عدد از استودیوهای بخش گیمینگ خود را بست. WB San Diego و Player First Games که سازنده بازی مظلوم MultiVersus بود، دو عدد از این استودیوها بودند. اما تعطیلی استودیو سوم بهشکل ویژهای دردناک است. Monolith Productions سومین استودیویی است که قربانی استراتژیهای جدید برادران وارنر است. استودیویی توانمند و دوستداشتنی که شاید هیچگاه نامش در میان بهترین استودیوهای تاریخ برده نشود، اما کافیست نگاهی به کارنامهاش بیندازید تا با خود بگویید: «ای وای، آنها عجب تیمی بودند.»
حقیقتا صحبت راجع به وضعیت کنونی صنعت ویدیو گیم و نحوهای که حقوق خالقان بازیهای مورد علاقهمان دائما پایمال میشود، خستهکننده شده است. امثال Monolith اولین قربانیان موج گسترده تعدیل نیرو نبودهاند، و بهوضوح آخرینشان هم نخواهند بود. پس بگذارید در این یادداشت، به نیکی از یکی از قدرندیدهترین استودیوهای بازیسازی تاریخ یاد کنیم.
مانولیث پروداکشنز که در سال ۱۹۹۴ تاسیس شد، یکی از قدیمیترین استودیوهای بازیسازی بود که همچنان فعالیت میکرد و تمام ۳۰ سال فعالیتش، پشت سر هم بازیهای درجه یک تولید میکرد. آن هم بازیهای درجه یکی که خیلیهایشان نوآوریها و ایدههای خلاقانهای داشتند و اتفاقا توانستند آن ایدهها را با موفقیت اجرا کنند. برای مثال اولین بازی این استودیو Blood بود. یک شوتر اول شخص بر پایه موتور افسانهای Build Engine که با فضای خاص وسترن-ترسناکش، شخصیت اصلی دوستداشتنیاش یعنی Caleb و اشارات بیپایانش به فرهنگ عام، جای خود را در میان تالار مشاهیر شوترهای تاریخ پیدا کرد.
یا برای مثال دو بازی اول No One Lives Forever. مجموعهای از شوترهای اول شخص که بازیکن را در نقش یک جاسوس بهنام «کیت آرچر» قرار میدادند و با قرار دادن انواع و اقسام ابزارهای خلاقانه در دستان بازیکن، اجازه اتمام مراحل بهشکل اکشن یا مخفیکاری را میدادند. و البته که نباید از کمدی دوستداشتنی بازی و نحوهای که به شکلهای مختلف شاهد شوخی کردن با مجموعه جیمز باند بودیم هم گذشت. No One Lives Forever و دنبالهاش شاهکارهایی بودند که شاید امروزه میتوانستند در دیدگاه عموم جایگاهی مشابه Half Life داشته باشند، اما مشکلات حقوقی عجیبی که در حق انتشار این بازیها بهوجود آمد، باعث شد که این سری هیچوقت نتواند ادامه پیدا کند. در نتیجه، این بازیها در هیچ فروشگاهی بهفروش نمیرسند و در نتیجه، آنها در تاریخ گم شدند. همچنین جا دارد به Aliens vs Predator 2 هم اشارهای داشته باشیم. دومین بازیای که دنیای سری Aliens را با مجموعه Predator تلفیق میکرد و با ارائه سه کمپین داستانی جذاب، یکی از بهترین بازیهایی که طرفداران این دو مجموعه میتوانند تجربه کنند را به ما تحویل داد. اما متاسفانه این بازی هم همانند NOLF و برخلاف بازیهای اول و سوم فرنچایز خودش، امروزه دیگر در هیچ فروشگاهی فروخته نمیشود.

اما مگر میشود از Monolith حرف زد و نامی از FEAR و Condemned به زبان نیاورد؟ دو جواهر این استودیو که برخی از بهترینهای اوایل نسل هفتم کنسولها بودند. FEAR (یا حداقل نسخه اولش) که قطعا یکی از بهترین شوترهای اول شخص تاریخ است. از کجای آن بگوییم؟ از داستان تاریکش؟ Alma، آن دختربچه وحشتناک؟ گانپلی بینهایت ارضاکنندهاش و سیستم بولت تایمی که فقط Max Payne از نظر لذت خالص میتواند با آن رقابت کند؟ یا از هوش مصنوعی انقلابی آن، که حتی بعد از بیست سال هنوز هم از ۹۹٪ بازیهای دیگر بازار پیشرفتهتر است؟ یا بگذارید از سری Condemned بگوییم. چند بازی دیگر میشناسید که ضمن القای حس خفهکننده و «کثافت» فیلمهایی همچون Se7en و Zodiac، یکی از بهترین سیستمهای مبارزه اول شخص تن به تن و مبتنی به سلاحهای سرد را داشته باشد؟
و در نهایت باید از آخرین آثار این استودیو، یعنی مجموعه Middle-Earth: Shadow نام ببریم که در کمال ناباوری، تبدیل شدند به بهترین اقتباسهای ویدیوی گیمی که از مجموعه ارباب حلقهها میتوان بازی کرد. مانولیث با Shadow of Mordor و Shadow of War خود را از محدوده امن خود یعنی ژانر اول شخص خارج کرد و تجربههایی ساخت که گرچه در ظاهر با دیگر بازیهای جهان باز رایج بازار تفاوت خاصی نداشتند، اما در واقع جزو خلاقانهترین بازیهایی بودند که میتوانستید تجربه کنید. معلوم است که از سیستم Nemesis حرف میزنیم؛ سیستمی که بهشکلی پویا و هوشمندانه، دوستان و دشمنانی برایتان خلق میکرد که بسته به نحوه برخوردهایی که داشتید، روابط و داستانهایی خاص و منحصر بفرد خودتان تولید میکردند. سیستم نمسیس با هرچیزی که در بازیهای دیگر دیده بودیم متفاوت بود و حتی پتانسیل ایجاد یک انقلاب در بازیها را داشت. اما برادران وارنر با یکی دیگر از شاهکارهای مدیریتی خود، حق استفاده از این سیستم را در انحصار خود نگه داشت تا هیچ بازیساز دیگری نتواند چیزی مشابه آن را برای بازی خود بهکار برد. و حالا که دیگر مانولیثی در کار نیست، شاید چنین سیستم جذابی را دیگر هیچوقت در بازی دیگری نبینیم. همین قدر بیهوده و الکی.
مانولیث بعد از این دو بازی بهدنیای کمیکهای DC و شخصیت Wonder Woman رفت، اما متاسفانه با تعطیلی استودیو، این بازی هم از روزگار محو شد. اگر در دنیای متفاوتی زندگی میکردیم، شاید Monolith به افتخاراتی که لیاقتش را داشت میرسید. اما در همین دنیا هم میتوانیم قدردان زحمات این استودیو باشیم. ممنونیم Monolith. امیدواریم که اعضایت بتوانند میراثت را زنده نگه دارند.
∎