به گزارش سایت دیدهبان ایران، هاشمی رفسنجانی ۳۷ سال پیش در چنین روزی (دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۶۶) در خاطرات خود نوشت: «ساعت ۱۱ به سوی بانه حرکت کردیم و ساعت دو بعدازظهر به بانه رسیدیم.
فرمانده سپاه بانه اطلاع داد که دراویش قادریه بانه در مسجدی مطابق معمول هفتگی برنامه نمایشهای خارق العاده دارند. گفتم جمعی از آنها را بیاورند که نمایش آنها را ببینم.
چون قبلا اطلاع پیدا کرده بودیم امشب را بخاطر دیدن کارهای آنها در بانه ماندهایم و سالن قرائتخانه ساختمان سپاه را برای محل نمایش انتخاب کردیم و با همراهان در مراسم شرکت کردیم، به نظرم جالب و دیدنی و خارق العاده آمد و فیلم هم گرفتیم.
حدود ۱۵ نفر از دراویش قادریه مرکب از پیران و جوانان و بعضی با موهای بلند و بعضی با موهای کوتاه جمع شدند. ابتدا تعدادی ذکر دعا با دایره و حرکت سرها و بدنها خواندند کمکم به حرکات تند ایستاده و شبیه رقص رسید و سپس کارهای عجیب انجام شد.
مثلا چند نفرشان شیشه و تیغ خودتراش میجویدند و گلولههای کلاش میبلعیدند و مدعی بودند جذب بدنشان میشود و دفع نمیشود. نوک تیز و خنجر را در سر یک نفر با چکش فرو کردند من خواستم با دست خودم بیرون بکشم نشد. یکی از آنها زبانش را میکشید به بخاری داغ که صدای جوشیدن آب دهان به گوش میرسید. درفش در پهلوی یکی وارد می کردند و از طرف دیگر در میآمد. درفش از داخل دهان یکی وارد کردند و از زیر گلویش سر درآورد. با شمشیر تیز روی گردن یکی از عقب و جلو فشار میدادند و کارهایی از این قبیل انجام دادند.
بالاخره من را شناختند و با چند نفر از آنها صحبت کردم. مدعیاند تمام وظایف دینی را با استغفار و ذکر و ارشاد مرشد عمل میکنند. یکی از آنها گفت معلم بود و متاسفانه پاکسازی شده است گفتم رسیدگی شود.»