دیپلماسی ایرانی: عصر پنجشنبه بود که عبدالله اوجالان، رهبر PKK، در سومین دیدار خود با هیئت دم پارتی (DEM ) در زندان امرالی، خواستار کنار گذاشتن سلاحها و انحلال PKK شد. وی با تأکید بر اینکه "هیچ راهی جز دموکراسی وجود ندارد"، از تمامی طرفها خواست تا در مسیر صلح و جامعه دموکراتیک گام بردارند. به گزارش شرق، اهمیت گفته ها اوجالان تا جایی بود که شاهد طیف وسیعی از واکنش بودیم. از چهرههای کردی گرفته تا مقامات ترکیه و سوریه؛ در همین باره و پس از فراخوان تاریخی اوجالان برای خلع سلاح PKK، اوزگور اوزل، رهبر حزب جمهوریخواه خلق (CHP)، اعلام کرد که حل مسئله کردها باید بهصورت شفاف، در چارچوب پارلمان و با مشارکت همه اقشار جامعه انجام شود. اما با نگاهی دقیقتر به متن و محتوای پیام اوجالان به نظر میرسد که باید گفتههای رهبر PKK را نقطه عطفی در تاریخ این حزب تلقی کنیم. چون این گزاره در حال تقویت است که PKK در آستانه انحلال و نابودی قرار دارد؛ کما اینکه ایدئولوژی آن هم میتواند به شکل کامل فراموش شود. لذا برای بررسی دقیق تر و ارزیابی عقیقتر پیرامون اهمیت و نیز آثار و تبعات پیام عبدالله اوجالان بر مناسبات کردی و معادلات منطقه ای به گفت وگویی با احسان هوشمند نشستهایم تا تحلیل این پژوهشگر ارشد حوزه اقوام را جویا شویم. آنچه در ادامه میخوانید مشروح این گپ و گفت است.
جناب هوشمند می خواهم بحث را از یک نقطه افتراقی شروع کنم. پیش از آغاز این گفت وگو طی مکالمهای که با حضرتعالی داشتیم، متصور بودید که پیام عصر پنجشنبه اوجالان بزرگترین اتفاق یا زلزله در جریانات مبارزات مسلحانه چپ جهان در این دهه است. اگر با اغماض بتوان اشل خاورمیانه را برای گفته شما پذیرفت، اما بدون تعارف و در نهایت احترام من با قیاس جهانی شما مخالفم. آیا نگاهتان اغراق آمیز نیست؟
ممنون از اینکه مصاحبه را از یک نقطه متفاوت و چالشی آغاز کردید و برای پاسخ به سوال مهم شما کافیست به مقایسه PKK با چند حرکت مهم مسلحانه در اقساط نقاط جهان بپردازیم. بعد از بروز و ظهور ایدئولوژیهای چپ نومارکسیستی برآمده از مواضع لنین و مائو شاهد شکلگیری مبارزات مسلحانه در برخی از نقاط دنیا متناسب با وضعیت سیاسی، اجتماعی و ژئوپلیتیک آن کشورها و آن منطقه بودیم که بعضاً هویتی و بعضاً هم ایدئولوژیک بودند....
غیر از این است که هویت هم نوعی ایدئولوژی است؟
بله با یک قرائت هویت هم ایدئولوژی است. یعنی ناسیونالیسم با خوانش هویتی به یک ایدئولوژی تبدیل میشود و می تواند مبنای مبارزات مسلحانه به خود گیرد. اما منظور مشخص من ایدئولوژی چپ مارکسیستی است که این نوع نگرش لزوماً متناسب با قرائتهای قومگرایانه یا ملیگرایانه همراه نیست. در همین رابطه یکی از بزرگترین احزاب مسلح چپ که از سال ۱۹۶۴ تا ۲۰۱۶ با دولت در جنگ تمام عیار بود، گروههای «فارک» بودند که ۵۲ سال با دولت مستقر در کلمبیا جنگیدند که در نهایت با یک توافق صلح، این جریان از بین رفت. در طول این درگیری ها، آمار تلفات بالای ۲۰۰ هزار نفر بر جای مانده است. نمونه دیگر «حزب کمونیست نپال» است که بعد از فروپاشی شوروی ظهور کرد و در برهه ۱۰ ساله از ۱۹۹۶ تا سال ۲۰۰۶ دست به مبارزات مسلحانه زد و با تلفات ۱۷ هزار نفری، نهایتاً منحل شد. نمونه دیگری که برای ما در ایران آشناست که هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب روی آن مانور میدادند، «ارتش جمهوریخواه ایرلند» بود که به جز فاز مبارزات سیاسی یک فاز مبارزات مسلحانه هم با دولت بریتانیا داشت و حدود ۴ دهه این جنگ ادامه پیدا کرد که از سال ۱۹۶۹ آغاز و تا سال ۲۰۰۵ به طول انجامید. البته با توجه به این بازه زمانی، میزان تلفات آن بسیار زیاد نبود و در حدود ۳ تا ۴ هزار کشته از دو طرف بر جای ماند و سال ۲۰۰۵ این جریان خلع سلاح و منحل شد. گروه مهم دیگری که حدود ۵۲ سال در اسپانیا دست به مبارزات مسلحانه زد گروه «اتا» در باسک بود که مبارزاتشان از سال ۱۹۵۸ شروع شد که تا سال ۲۰۱۱ به درازا کشید و بعد از آغاز گفت وگوها در سال ۲۰۱۸ هم منحل شد. اینها چهار نمونه مهم از جریانهای مبارزات مسلحانه چپ دنیا بودند که نهایتاً پس از آغاز گفت وگوهای سیاسی منحل شدند که نشان میدهد جریان پنجم از این دست یعنی PKK را باید متفاوت از چهار جریان مذکور بررسی کرد.
همین جا توقف کنیم. اولا مگر برخی مبارزات مسلحانه چپ به پیروزی نرسیدند که نمونه بارز آن چین و کوبا بود ....
آرای اما صحبت ما در باره جنبش های انحلال یافته است. در اینجا در مورد جریانهای مسلح ایدئولوژیک چپی حرف میزنیم که نهایتاً، حتی بعد از ۵ دهه مبارزه منحل شدند و در این چارچوب است که میتوان PKK را هم گنجاند و اتفاقاً وقتی با آن چهار نمونه مذکور (فارک، اتا، حزب کمونیست نپال و ارتش جمهوریخواه ایرلند)، مقایسه میشود دارای ویژگیها و پارامترهایی است که PKK را مهمترین جریان چپ مسلح در جهان معرفی می کند که با پیام عصر پنجشنبه اوجالان در آستانه انحلال قرار دارد.
چه ویژگیهایی؟
اولین ویژگی این است که رهبری PKK، یعنی عبدالله اوجالان در حد خدایی و الوهیت برجسته میشود. به عبارت دیگر جایگاه عبدالله اوجالان با لقب «آپو» (عمو)، نه در حد نفوذ کاریزماتیک یا نفوذ معنوی، بلکه در قد و قواره خدایگانی بالا میرود. ین جایگاه تا جایی بود که وقتی اوجالان در سال ۹۹ میلادی دستگیر میشود، عدهای از اعضای حزب یا هواداران دست به خودسوزی میزنند. حتی در خاطرات عبدالله اوجالان مطرح است که زمانی که او در یک جلسه با همسر سابقش اختلافات دیدگاه پیدا میکند، حتی اعضای حزب پیشنهاد قتل همسرش را مطرح میکنند. پس جایگاه عبدالله اوجالان در قرائت مارکسیستی و چپ، نه در قرائت دینی یک جایگاه فرازمینی است...
باز هم این پارامتر شما تاییدی بر گفته قبلی تان نیست. حتی اگر این نگاه رادیکال در خصوص جایگاه و نفوذ عبدالله اوجالان در PKK مطرح باشد که هست، دالی بر این نخواهد بود که پیام عصر پنجشنبه او بزرگترین اتفاق در جریانهای چپ مسلح دنیا است...
اتفاقاً این نکته من برخلاف ارزیابی شما و در تایید تحلیل قبلی من است.
چطور؟
چون در هیچ جریان چپ مسلح دنیا شاهد این نیستیم که رهبری در حد خدایگانی پرستیده شود. نکته دیگری که گفته من را تایید میکند ساختار حزبیِ سفت و سخت PKK است. این حزب بسیار ساختارمند، منسجم، متشکل و دارای چارچوب حزبی بسیار محکم و با آموزشهای فوق العاده سخت و سنگین جنگ چریکی و مبارزات مسلحانه همراه است تا جایی که هر فرد بین ۲ تا ۵ سال باید آموزش مبارزه مسلحانه و آموزش ایدولوژیک ببیند و در این برهه علاوه بر آموزش سخت جنگی و چریکی، فرد باید آموزش های بیسابقه ایدئولوژیک را هم تجربه کند...
بازهم در تقابل با ارزیابی شما چرا شاهد جدا شدن برخی نیروها از PKK در طول این سالها بودیم؟
نکته بسیار مهم مهمی را مطرح کردید و اتفاقاً همین نیروهای تواب به هر دلیلی که از PKK جدا شدند به معنای این نیست که در تضاد یا تقابل با ایدئولوژی حزب قرار گرفتهاند. یعنی به دلیل جایگاه عبدالله اوجالان، ویژگیهای حزبی و چریکی و همچنین نگراههای ایدئولوژیک و سازمانی، PKK به تدریج از یک حزب مسلح چپ کردی چریکی به یک «فرقه» تبدیل شد و برای فهم بیشتر و بهتر آن میتوانم به نمونه ایرانی آن، یعنی سازمان مجاهدین خلق اشاره کنم که این سازمان هم به یک فرقه شبیه شد. در یک مورد زمانی که در دهه ۹۰ میلادی شاهد درگیری اتحاد میهنی کردستان و حزب دموکرات کردستان عراق با PKK بودیم که در مجموع تلفاتی بین ۹۰۰ تا هزار نفر را از دو طرف به دنبال داشت، عثمان اوجالان برادر عبدالله اوجالان مذاکراتی را بدون هماهنگی با رهبری با احزاب اقلیم کردستان عراق انجام داد که میدانید نهایتاً چه سرنوشتی برای او رقم خورد...
دستگیر شد و توسط حزب به حصر خانگی رفت.
این نشان میدهد که ساختار منسجم و متصلب PKK چنان جایگاه خدایگانی را برای عبدالله اوجالان قائل بود که حتی برادر او هم نمیتوانست در برابر نگاه و نظر رهبری حزب قد علم کند. تازه عثمان اوجالان عضو کادر رهبری PKK هم بود. پس همین دو ویژگی ناظر بر رهبری خدایگانی اوجالان و فضای و ساختار سازمانی و حزبی PKK در هیچ کدام از جریان چهار جریان یادشده (فارک، اتا، حزب کمونیست نپال و ارتش جمهوریخواه ایرلند) وجود نداشت که نشان میدهد در تحلیل پیام عصر پنجشنبه عبدالله اوجالان باید PKK را مهمترین و جدیتر جریان چپ مسلح دنیا دید.
اما چرا بزرگ ترین زلزله؟
این هم سوال بسیار خوبی است. وقتی ما با رهبری خدایگانی اوجالان و فضای و ساختار سازمانی و حزبی PKK مواجهیم که در هیچ کدام از جریان چهار جریان فارک، اتا، حزب کمونیست نپال و ارتش جمهوریخواه ایرلند دیده نشده، نشان میدهد در تحلیل پیام عصر پنجشنبه عبدالله اوجالان باید PKK را مهمترین و جدیتر جریان چپ مسلح دنیا دید و اینکه پیام اوجالان چگونه از آن ساختار متصلب و خدایگانی به این نقطه رسید که خواستار خلع سلاح و انحلال PKK میشود، نکته دیگری که باعث میشود که باید عبدالله اوجالان و PKK را مهمترین جریان چپ مسلح دنیا دانست، عمق و گسترش جغرافیای مبارزاتی آنهاست. برای درک بهتر آن کافیست به احزاب مسلح کردی ایران بازگردیم. این جریانها از کمی بالاتر از ارومیه یعنی «تَرگِوَر»، درگیری خود را آغاز کردند که در طول مرز تا منطقه اورامانات کشیده میشود، اما از نظر هوایی، مبارزات احزاب کرد ایرانی، عمقی بیش از ۶۰ تا ۷۰ کیلومتر پیدا نمیکند. در حالی که PKK، عملاً ۲۰ استان ترکیه را تا نزدیک پایتخت درگیر کرد که صدها کلیومتر با مرز ترکیه فاصله داشتند. حالا شما تصور کنید چه وسعت جغرافیایی و چه وسعت سرزمینی و جمعیتی در ترکیه درگیر مبارزات PKK بود. از همه مهمتر بعد از اوجالان، ما شاهد شاخهها و انشعابهای PKK در ایران و سوریه هم بودیم که عمق نفوذ و گستره درگیریها و منازعات را بیشتر کرد و علاوه بر ترکیه به سوریه و ایران هم تسری یافت و اکنون هم ۳۰ درصد خاک سوریه در اختیار جریانهای مسلح چپ کردی است که شعبه ای از PKK هستند. خوب در این صورت اگر پیام عبدالله اوجالان این مناطق را هم درگیر کند، یعنی وسعت سرزمینی بخش زیادی از ترکیه و سوریه و بخشی از ایران و حتی عراق به شکل مستقیم تحت الشعاع پیام عبدالله جلان خواهند بود. شما کجا چنین تاثیری را در جریانهای چپ مسلح دنیا میبینید که پیام یک رهبر، چهار کشور را درگیر کند و این نشان میدهد که چرا باید فراخوان اوجالان بزرگترین زلزله جریانهای چپ مسلح جهان دانست. اگر تأثیر غیر کیتقیم هم مد نظر قرار گیرد ابعاد این زلزله بیشتر خواهد شد.
باز هم باید این را گفت که وقتی از نظر آمار کشتهها به PKK نگاه میکنیم از فارک کمتر است که ...
بله، اما از حزب کمونیست نپال، اتا و ارتش جمهوریخواه ایرلند بالاتر است و در عین حال جناب فتح الهی نباید آمار بسیار بالا و بیسابقه دستگیری اعضای PKK را هم فراموش کنیم. همین الان اعداد دستگیریها در ترکیه به اتهام عضویت در PKK به مراتب بیشتر از آن چهار نمونه یاد شده است؛ درست است که آمار دقیقی در مورد این زندانیها وجود ندارد، اما میزان دستگیریهای افراد متهم به وابستگی به PKK در طول تمام این سالها و دهههای درگیری و مبارزات مسلحانه خیلی بیشتر از نپال، ایرلند، کلمبیا و اسپانیا است. برخی آمارها از ۳۰ هزار و برخی از ۷۰ هزار نفر دستگیری سخن میگویند که ما کف یعنی همین ۳۰ هزار نفر زندانی را در نظر میگیریم که با هیچ حزب دیگری از نظر میزان دستگیری و زندانی سیاسی قابل قیاس نیست. این شاخص هم نشان میدهد که PKK یقیناً مهمترین جریان چپ مسلح در دنیاست. یعنی از 100هزار نفر زندانی سیاسی ترکیه حود نیمی از این رقم کردهای وابسته به پ.ک.ک هستند.
مشخصا به پیام به عصر پنجشنبه اوجالان هم بپردازیم. ما در سالها و دهههای گذشته شاهد انتشار پیامهایی از این دست بودیم. اما این بار او خواستار آتش بس نشده، بلکه خلع سلاح و انحلال PKK را با مسئولیت خود درخواست کرده است. این را باید چگونه تحلیل کرد؟
نکته شما کاملا درست است. پیام عبدالله اوجالان قطعاً متفاوت از پیامهای قبلی اوست. اوجالان اکنون ایدئولوژی و هدف مبارزات مسلحانه PKK و نیز ساختار سازمانی را با پیامش نشانه گرفته است.
پس اگر این پیام مورد پذیرش کل PKK که قرار بگیرد، آن موقع چه ارزیابی دارید؟
اگر این اتفاق بیفتد سه پارامتر «اسطوره اوجالان»، «ساختار متصلب و بسته PKK و همچنین »انشعاب کردهای سوریه» به شکل مستقیم و جدی با این پیام عبدالله اوجالان وارد دوره گذار و فضای جدیدی میشود و پرونده قبلی آنها به تاریخ میپیوندد. پس من باز هم از شما میپرسم آیا ما در دنیا چنین تجربهای در جریانهای چپ مسلح داشتهایم؟! قطعاً خیر.
نکته مهمتری که باعث میشود پیام اوجالال متفاوتتر و مهمتر جلوه کند این است که علاوه بر درخواست پیرامون خلع سلاح و انحلال PKK، نگاه راهبردیتری در خصوص نفی هرگونه اقدام و تحرکی سیاسی کردی برای کسب خود مختاری و فدرالیسم است. جایی که او می گوید: «ناسیونالیسم افراطی، که به طور اجتنابناپذیر به سوی راهحلهایی مانند دولت-ملت جداگانه، فدرالیسم، خودمختاری اداری و راهکارهای فرهنگیمحور سوق پیدا میکند، قادر به ارائه پاسخی به جامعهشناسی تاریخی نیست.» آیا ما شاهد بن بست در تحرکات کردی با این قرائت خواهیم بود؟
بله. به نظر من از نظر راهبردی این بخش پیام اوجالان مهم تر از الزام به خلع سلاح پ.ک.ک است.این بخش پیام آقای اوجالان به تعمد یا به صورت سهوی در تحلیل های رسانه ای نادیده گرفته شده است. اوجالان در پیام خود گفته که در قرن بیستم، که پرتلاطمترین قرن تاریخ از نظر خشونت بود، PKK در بستر جنگهای جهانی، جنگ سرد، انکار واقعیت کُردها و محدودیتهای گسترده در زمینه آزادیها، بهویژه آزادی بیان، شکل گرفت. لذا این سازمان از نظر تئوری، برنامه، استراتژی و تاکتیک، به شدت تحت تأثیر نظام واقعگرای سوسیالیستی آن دوران قرار داشت. با فروپاشی سوسیالیسم واقعگرا در دهه ۱۹۹۰ به دلیل مشکلات داخلی، همراه با افزایش آزادی بیان و کاهش انکار هویت در کشور، PKK دچار بحران و فقر معنا و تکرار مفرط شد. بنابراین، مانند بسیاری از سازمانهای مشابه، دوران خود را به پایان رسانده و انحلال آن ضروری است.
این نکته اعترافی بر این است مبارزات به سیاق قبلی که به دلیل فقر معنایی و محتوایی، PKK دیگر پاسخگو انتظارات و شرایط کنونی کردها نیست و انحلال پ.ک.ک اجتناب ناپذیر خواهد بود. نکته مهمتر این است که بر خلاف مانیفست اوجالان و دیگر آثار او و سایر اعضای PKK، پیام عصر پنجشنبه او عنوان میدارد که «ترکها و کردها در طول بیش از هزار سال تاریخ خود، برای حفظ موجودیتشان و مقاومت در برابر قدرتهای هژمونیک، همواره نوعی اتحاد داوطلبانه را ضروری دانستهاند. اما در دویست سال اخیر، مدرنیته سرمایهداری به دنبال شکستن این اتحاد بوده است. نیروهای تحت تأثیر این روند، بهویژه بر اساس مبانی طبقاتی، این هدف را پذیرفته و در جهت آن حرکت کردهاند. تفسیر تکبعدی جمهوریخواهی، این روند را تسریع کرده است. امروز که این روابط تاریخی به مرحلهای شکننده رسیدهاند، ضروری است که بر پایه روحیه برادری و با در نظر گرفتن باورهای دینی، این روابط را از نو تنظیم کنیم.»اوجالان هم باروهای دینی را به شکل بی سابقه ای عامل وحدت کرد و ترک ارزیابی می کند و هم بر اتحاد داوطلبانه و نه اجباری و توإم با زور کرد و ترک در ترکیه اشاره می کندکه در برابر قدرت های هژمونیک مقاومت کرده اند.
نکته مهم دیگری در تحلیل پیام اوجالان همین گفته شماست که عنوان می دارد: «ناسیونالیسم افراطی، که به طور اجتنابناپذیر به سوی راهحلهایی مانند دولت-ملت جداگانه، فدرالیسم، خودمختاری اداری و راهکارهای فرهنگیمحور کردی سوق پیدا میکند، قادر به ارائه پاسخی به جامعهشناسی تاریخی نیست.» دقت بفرمایید این سه محور کلیدی با این جمله بندیها و انتخاب واژهها و عبارات که به نظرم با نهایت وسواس صورت گرفته است، به معنای شکست ایدئولوژی، روش و نیز باور و اهداف مبارزاتی شخص اوجالان و PKK است و از همه مهمتر شکست و بنبست در هرگونه حرکت فدرالیستی و جداییخواهانه کردی خواهد بود./شرق
نسخه کامل مصاحبه فردا منتشر خواهد شد