قدس؛ کنفرانس یالتا در سال ۱۹۴۵ که توسط رهبران آمریکا، بریتانیا و شوروی برگزار شد، نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم داشت. این کنفرانس، اروپا را به حوزههای نفوذ تقسیم کرده و زمینه را برای جنگ سرد فراهم کرد. امروز، پس از نزدیک به هشت دهه، جهان شاهد مذاکراتی میان رهبران آمریکا و روسیه است که ممکن است به توافقی مشابه در مورد اوکراین منجر شود. این مذاکرات بدون حضور اوکراین و متحدان اروپایی آن، نگرانیهایی را درباره تغییر توازن قدرت جهانی و تضعیف ناتو ایجاد کرده است.
زمینه تاریخی و نگرانیهای کنونی
کنفرانس یالتا به دلیل اولویتدادن به منافع قدرتهای بزرگ بر حاکمیت کشورهای کوچکتر، مورد انتقاد قرار گرفت. امروز، مذاکرات میان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین درباره اوکراین بدون مشارکت کییف یادآور همان رویکرد است. این مذاکرات ممکن است به رسمیت شناختن کنترل روسیه بر سرزمینهای اشغالی اوکراین، کاهش حضور ناتو در شرق اروپا یا محدودیت کمکهای نظامی غرب به اوکراین را در پی داشته باشد. این سناریو نه تنها حاکمیت اوکراین را تضعیف میکند، بلکه ممکن است الگویی خطرناک برای سایر قدرتهای جهانی ایجاد کند.
واکنشهای بینالمللی
کانادا و متحدان اروپایی آن نگران هستند این مذاکرات بدون مشارکت آنها انجام و منافع آنها نادیده گرفته شود. جاستین ترودو، نخستوزیر کانادا تأکید کرده هیچ تصمیمی درباره اوکراین نباید بدون مشارکت کییف گرفته شود. کانادا همچنین کمکهای نظامی قابل توجهی به اوکراین ارائه داده است. با این حال، نفوذ کانادا در مقایسه با ایالات متحده محدود است.
در اروپا، موضع آلمان تحت رهبری فردریش مرتس که خواستار استقلال امنیتی بیشتر از واشنگتن است، ممکن است توازن قدرت را در منطقه تغییر دهد. این تغییرات میتواند به تضعیف ناتو و ایجاد شکاف در اتحادیه اروپا منجر شود.
سناریوهای محتمل
۱. توافق دوجانبه ترامپ و پوتین: در این سناریو، واشنگتن و مسکو به توافقی دست مییابند که منافع اوکراین و اروپا را نادیده میگیرد. این توافق ممکن است به رسمیتشناختن دستاوردهای ارضی روسیه در اوکراین و تضعیف ناتو منجر شود.
۲. مشارکت کانادا و اروپا در مذاکرات: در این حالت، کانادا و کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه در مذاکرات مشارکت میکنند و حاکمیت اوکراین را در اولویت قرار میدهند. این سناریو میتواند به تقویت ناتو و ایجاد یک چارچوب امنیتی مستقل اروپایی کمک کند.
۳. فروپاشی انسجام اروپا و ظهور نظم چندقطبی: در این سناریو، ناتو تضعیف شده و اروپا در ایجاد یک نیروی دفاعی مستقل با مشکل مواجه میشود. روسیه و چین از این فرصت برای افزایش نفوذ خود استفاده میکنند و نظم جهانی به سمت چندقطبیشدن پیش میرود.
درسهای تاریخی و آیندهنگری
تجربه تاریخی نشان میدهد دیپلماسی طردکننده و تصمیمگیریهای از بالا به پایین میتواند به بیثباتی و نارضایتی طولانیمدت منجر شود. کانادا و اروپا باید به جای واکنش منفعلانه، نقشی فعال در شکلدهی به سیاست امنیتی جهانی داشته باشند. تقویت ناتو، تحریمهای اقتصادی علیه متجاوزان و تعهد به راهبردهای بلندمدت امنیتی ازجمله اقدامات ضروری است.
مذاکرات کنونی میان مسکو و واشنگتن ممکن است به تکرار اشتباههای تاریخی مانند کنفرانس یالتا منجر شود. برای جلوگیری از این سناریو، کانادا و اروپا باید با درسگیری از تاریخ، دیپلماسی اصولی و آیندهنگری راهبردی را در پیش بگیرند. تنها با حفظ انسجام و تعهد به حاکمیت قانون میتوان از تکرار اشتباههای گذشته جلوگیری و آیندهای امن برای نسلهای آینده تضمین کرد.