به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، پوشاک صنعتی حیاتی و نیازی همیشگی برای جامعه است که در وهله اول وظیفه پوشش را برعده دارد و در نگاهی عمیقتر بخشی از فرهنگ جامعه را تشکیل میدهد. لباسها ارزش و هویت را معرفی میکنند و گاهی حتی میتوانند سلاحی در غالب پوشش باشند، اما مد و لباس ایران در اینروزها پیش از فرهنگ سازی به دنبال احیای جریان نبض خود میگردد و این صنعت را میتوان از سه وجه مورد بررسی قرار داد، بخش اول و بسیار مهم آن بازار تولید داخلی کشور است.
به چه امیدی بفروشند؟
بازار پوشاک ایران به دلیل نوسانات روزانه قیمت پارچه در بی نظمترین حالت خود قرار دارد. مسئله اصلا پیجیده نیست، تولید کنندگان سرمایه خود را چند ماه درگیر تولید پوشاک میکنند و زمانی که قصد دارد فروش را آغاز کنند با قیمت جدید افزایش یافته پارچه روبه رو میشوند.خودمان را به جای آنها تصور کنیم نتیجه ماهها زحمت خود را حالا با افزایش قیمت پارچه بر باد رفته میبینند. چاره چیست؟
آنها یا باید فروش خود را متوقف کنند و چرخ تولید خود را تعطیل کنند و محصولات تولید شده خود را تنها یک سرمایه گذاری به پشتوانه افزایش قیمت پارچه ببینند و یا محصولات خود را با قیمتی حدودی و گرانتر از معادل قیمت روز پارچه به فروش برسانند که بتوانند زیربار نوسانات قیمت پارچه به کار خود ادامه دهند.در نتیجه زمانی که قشر وسیعی همچون تولیدکنندگان و فروشندگان پوشاک در زیر فشار اقتصادی قرار گیرند، این فشار بازار لباس را نیز متحول میکند و پوشاک را در سبد خرید قشر ضعیفتر جامعه کمرنگتر از قبل میکند و ضربهای مستقیم به مد و لباس ایران وارد میکند.معضل تولید و فروش در بازار پوشاک ایران به اینجا ختم نمیشود و واردات بی رویه پارچه و لباس دغدغهای دیگر است.
بهتر نیست به جای واردات بی رویه پارچه کمی صنعت نساجی را دریابیم؟
صنعت نساجی ایران تنها خبری که متحمل میشود تعطیلی کارخانجات و کارگاههای نساجی است. نه تنها هیچ اقدام مثبتی در این زمینه صورت نگرفته است بلکه میزان واردات پارچه در سه سال گذشته رشد صد درصدی داشته است این افزایش چه راهی بجز کناره گیری در پیش روی متخصصان و مهندسان نساجی این کشور قرار میدهد؟در دی ماه سال ۱۳۹۹ با آزادسازی واردات و تخصیص ارز نیمایی، واردات پارچه به طرز چشمگیری افزایش یافت تا جایی که پیش بینی میشود واردات پارچه تنها در سال ۱۴۰۳ به رقم ۹۰۰ میلیون دلار برسد.
این ارقام فقط عددی بزرگ نیستند، افرادی هستند که سرمایه خود را با واردات پارچه پرسود کردهاند.تنها با تکیه بر همین ارقام بازار پارچه ایران از تقاضا تقریبا یک میلیارد دلاری برخوردار دار است، رقمی که چرخ تولید کارخانهها را فعالتر از همیشه میکند. سرمایه داران نمیتوانند و یا نمیخواهند که سرمایه خود را وارد خط تولید پارچه داخل ایران بکنند؟ از واردات با ارز نیمایی که بگذریم به قاچاق گسترده پارچه و پوشاک میرسیم.تخمین زده میشود که سالانه بیش از دو و نیم میلیارد دلار پارچه و پوشاک به صورت قاچاق وارد کشور میشود.
این اعداد به تنهایی برای شکستن کمر مد و لباس ایران کافی است. مسیر را بررسی کنیم، صنعت نساجی نخ و پارچه را تولید کند، پارچه فروش پارچه را به دست تولید کننده برساند، طراحان لباس، لباس را طراحی کنند، خیاطان بدوزند و فروشندگان نیز لباس را بفروشند و در این راه چند صد خانوار را روزی میدهند، اما تمامی این اقشار شریف از مسئولین ذی ربط و سرمایه گذاران و مافیای پوشاک ایران شکست خوردهاند. بخشی دیگر که در مد و لباس امروز ایران حال و روز خوشی ندارد هنر طراحی لباس است.
هنرمندان طراح لباس چه نقشی در مد ایران دارند؟
طراحی لباس، هنری فرهنگ ساز است. ابزاری است برای آن که آرمانها و هویت ایران را در غالب پوشاک بر تن ایرانیان کند و کشور ما افراد هنرمند و مستعد زیادی در زمینه داراست. این روزها محل ظهور طراحان لباس به میدان رقابت آنها با برندهای لوکس و لاکچری خارجی بدل شده است.جایی که طراح ایرانی لباسی با هویت مختص ایرانیان خلق میکند در همان صحنه در کشور خودمان کالاهای قاچاق شده با برندهایی در سطح جهانی میدرخشد. یکی از همین میدانهای حضور، ایونتها و یا رویدادهای مد و لباس در حال برگزاری در ایران هستند.
این ایونتها یکی از معدود مکانهای فعالیت طراحان هستند که آنها هم در دام تجمل گرایی افتادند. ایونتهای صاحب نام و مشهور که باید پلی برای پیشرفت طراحان ایرانی میشدند حالا زمین درخشش سرمایه داران شدند.
معضلی دیگر عدم اهمیت به طراحی در دل بازار پوشاک ایران است، کافی است تنها به ویترین یک مغازه از لباس فروشیهای بازار منطقه خود نگاهی بیاندازید.با اطمینان میتوان گفت لباسهایی را میبینید که نام برندهای لوکس خارجی روی آنها چاپ شدهاند.
همان شرکتهایی که کالاهای لوکس آنها به طور قاچاق وارد کشور میشود در دل بازار نیز حضور دارند و با نوعهای مختلفی بر روی لباس چاپ میشوند. شرکتهایی همچون بالنسیاگا، آدیداس، نایک، لویی ویتون، بوتگا ونتا و...زمانی که مد روز و یا به اصطلاح ترند را طرح چاپ نام برندهای خارجی معنی میدهند هیچ جایی برای فعالیت هنرمندانه طراحان لباس نیست.
نکتهای که تعجب را در خلق این ترندها بیشتر میکند رابطه مستقیم بازار پارچه و واردات آن با مد شدن یک طرح است.پیش از شروع آغاز فصل جدید پارچه فروشان، پارچههای خود را برای تولید آن فصل رونمایی میکنند و پارچهای که بیشتر از بقیه نوع پارچهها پس از رونمایی مغازهها در بازار باشد میتوان گفت ترند آن سال است و واردات پارچه اینجا دوباره میدرخشد.
همانگونه که دوسال اخیر را پارچه و طرحی به نام ماچینست در دست خود دارد و شما اگر آنرا نشناسید هم احتمالا یک عدد از آن را در خانه خود دارید. سوال اینجاست که آیا این ارتباط بین پارچه و ترند سال سرنخی از ادامه فعالیت آقایان سرمایه گذار پارچه در بازار خرید و فروش پوشاک نیست؟
سال ۱۴۰۳ سالی است که بازار پارچه و پوشاک نبض درستی را تجربه نکرد و فشار زیادی را به تولید کنندگان و مشتریان وارد کرد. در آستانه سال ۱۴۰۴ قرار داریم که دو مدل پوشاک بهار- تابستان و پاییز- زمستان را در دل خود دارد و باید منتظر باشیم و هنرنمایی مسئولین و سرمایه گذاران را در سال جدید ببنیم.
خبرنگار: امیرحسین پورزاد