به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، مجید تفرشی در هفدهمین جلسه از «سهشنبههای تاریخ شفاهی»، که در مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم برگزار شد با اشاره به تجربههای خود از تاریخ شفاهی گفت: یکی از شانسهای زندگی من این بود که از سن خیلی پایین، یعنی ۱۵ سالگی، با بزرگان نشستم. در سالهای میانی دهه ۶۰، برایم فرصتی پیش آمد تا با دکتر جلال عبده، از رجال قضایی و دیپلماتیک قبل از انقلاب، مصاحبه کنم. پدرش از قضات دوران مشروطه بود و خودش نماینده مجلس، دادستان دیوان عالی، دادستان دیوان قاتلین مدرس و نماینده ایران در سازمان ملل بود.
وی ادامه داد: در این مصاحبه من متوجه شدم چطور با افراد صاحب خاطرات روبرو شوم. صاحب خاطرات خیلی از اوقات خاطراتش را یادش نیست. خیلی از اوقات یادش هست ولی اهمیتی برایش ندارد. گاهی هم عمداً نمیگوید یا حتی عمدی دروغ نمیگوید. بلکه سالها با بخش قابل قبول خاطراتش فقط زندگی کرده و همانها را به یاد میآورد.
این پژوهشگر تاریخ افزود: کسانیکه خاطرات روزانه دارند، خاطرات بیشتری به یاد میآورند. حتی خاطرات فراموش میشوند. کلیت خاطرات میمانند ولی جزئیات فراموش میشوند و خاطرات روزانه میتوانند کمککننده باشند.
تفرشی اضافه کرد: در تاریخ شفاهی با دو دامچاله مواجهیم. اول زمانیکه مصاحبه شونده، متکلم وحده میشود، به این علت که میخواهد خودش جلسه را در دست بگیرد یا به علت عدم توانایی و دانش مصاحبه کننده است.
وی یادآور شد: نمونه این اتفاق را در مصاحبه عرفان قانعی فرد با آقای پرویز ثابتی که درباره ساواک است، میبینیم که مصاحبه کننده شیفته سوژه شده است. دامچاله دوم زمانی است که مصاحبهگر به بازجو تبدیل میشود، صحبتها را مدام قطع میکند و پرسشوجو میکند. در این شکل هم اعتماد متقابل از بین میرود.
تفرشی بیان کرد: بهترین راه، میانه این دو شکل است. نه شیفتگی و نه بازجویی. مصاحبه کننده باید به صورت نرم چالش کند. امکان ندارد که مصاحبهای خوب از کار در بیاید و مصاحبه کننده، تحقیق مفصل و مبسوط پیرامون شخصیت و سوژه نکرده باشد.
وی تصریح کرد: اینکه شما درباره مصاحبه شونده میخوانید و میشنوید، بسیار برای مصاحبه شونده جذاب است زیرا متوجه میشود که جدی گرفته شده و شما سوالات را در مسیر درست خود پیش میبرید. اگر مصاحبهگر مشق خودش را نخوانده باشد، پروژه به نتیجه نمیرسد.
این تاریخ پژوه و مستندنگار افزود: مثلاً دکتر حبیب لاجوردی در پروژه مشهور تاریخ شفاهی هاروارد مصاحبهای دارد با محمد ابراهیم امیر تیمور که خودش را از نوادگان تیمور میداند و آدم بسیار مهمی بوده ولی چون دکتر لاجوردی از امیرتیمور چیزی نمیداند، و او هم در نود سالگی مصاحبه کرده که بسیاری از خاطراتش پاک شده، مصاحبه فاقد ارزش علمی شده است.
تفرشی درباره تاریخ شفاهی گفت: گول مقام آدمها را نباید خورد. با دیپلماتهای انگلیسی که در ایران بودند، مصاحبه کردم. بعد به توصیه استادم، لیست دیپلماتهای رده متوسط را برای مصاحبه پیدا کردم. تجربه من نشان داد که وقتی درباره موضوعی با افراد رده بالا مصاحبه میکنید، لزوماً اطلاعات و جزییات را بهتر از مدیران رده میانی و افرادی که اصطلاحاً پای چال هستند، نمیدانند. همچنین اگر بتوانید برای مصاحبه شونده، سند تکمیلی بیاورید، بسیار شیرین است و شبیه جایزه معنوی برای او میماند.
∎