گروه فرهنگ دفاعپرس- رسول حسنی ولاشجردی؛ این جمله که سرانه مطالعه در ایران بسیار پایین است، دیگر جملهای کلیشهای و نخنما شده است. اگر در این عبارت دردمندی وجود داشت، قطعاً دغدغهمندی حاصل از آن منجر به راه علاجی میشد تا سرانه مطالعه ایرانیان بالا میرفت. هرچند برخی مدیران فرهنگی نگاهی امیدوارانه دارند و معتقد هستند، سرانه مطالعه پایین نیست، تنها باید تعریف مطالعه را تغییر داد. یکی از همین مدیران خواندن تابلوی خیابانهایی که به نام شهداست و در ذیل آن تاریخ ولادت و شهادت درج شده را جزء مطالعه میدانند.
روز گذشته دو برنامه مجزا با محوریت کتاب برگزار شد. یکی کتاب سال دفاع مقدس و دیگری کتاب سال جمهوری اسلامی ایران جدای از این در طول سال رویدادهای متعددی با این موضوع برگزار میشود. اما همچنان کتاب عنصری بیگانه با خانواده ایرانی است. از همین ابتدا باید گفت افزایش قیمت کتاب و کاهش خرید مردم کمترین ارتباط را با مطالعه کتاب دارد چه آنکه در سطح شهر کتابخانههای بسیاری وجود دارد که با کمترین هزینه امکان دسترسی به کتابهای بسیاری را به وجود میآورد که متاسفانه رغبتی برای عضویت در این کتابخانهها وجود ندارد. جدای از این فراوانی پیامرسانها و گستردگی فضای مجازی و ارزانی بهای اینترنت نیز دلیل موجهی برای توجیه کاهش سرانه مطالعه نیست. چرا که قبل از این نیز رغبتی برای مطالعه وجود نداشت.
علاج این واقعه را باید در ایجاد نیاز به مطالعه در مردم جستوجو کرد تا احساس نیاز ایجاد نشود و ما به این پی نبریم که مطالعه مانند نان شب نیازی ضروری است راه به جایی نخواهیم برد. با تاسف باید گفت که اغلب ایرانیان خود را همه چیز میدانند و این همه چیز دان بودن خود دردی است که از آن بیخبر هستیم. این بیماری سبب شده تا نسبت به مطالعه احساس نیاز نکنیم.
در رسانه ملی و در میان انبوه آگهیهای تبلیغی خوراک و پوشاک و لوازم خانگی، حتی یک تبلیغ برای کتاب، نویسندگان و ناشران وجود ندارد. بسیاری از این تبلیغات به دلیل کثرت پخش در بیننده نیازی کاذب به وجود میآورد و مخاطب را وادار به خرید یک کالای خاص میکند که ضرورتی به داشتن آن نیست، اگر همین کثرت پخش در مورد کتاب وجود میداشت مخاطب حتما به سمت خرید کتاب نیز میرفت.
نکته مهم دیگر که از مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی است و هم در برنامه اختتامیه انتخاب بهترین کتاب سال توسط سردار کارگر رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای اسلامی مطرح شد، مسئله توجه به «اثر سنجی» است باید مورد دقت قرار گیرد. بسیاری از آثار تولید شده در حوزه کتاب به دلیل بیتوجهی به این مقوله سبب هدر رفت سرمایههای مادی میشود. انبوه آثار منتشر شده با موضوع موفقیت و به اصطلاح انگیزشی به دلیل نداشتن عمق کافی و عملی نبودن آن ضربههای جبران ناپذیری به مخاطب و هزینههای صرف شده برای چاپ و توزیع کتاب میزند.
اگر مسئله مهم «اثرسنجی» در حوزه کتاب مورد دقت مدیران فرهنگی و اصحاب قلم قرار میگرفت بدون شک بخشی مهم از معضل پایین بودن سرانه کتاب حل میشد. سالها پیش شاهد بودیم که کتابی مانند «دا» که به کوشش «سیده اعظم حسینی» به نگارش درآمد با تبلیغ درست و ایجاد نیاز حقیقی در مخاطب و احصای اثرسنجی آن توانست بیش از ۱۵۰ دوره تجدید چاپ شود. این درحالی است که کتاب «دا» حجم زیادی دارد و ظاهرا مخاطب نمیبایست حوصله خواندن چنین حجمی را داشته باشد. دیگر اینکه برنامه «قصه دا» به کارگردانی «سینا عطائیان» و تهیهکنندگی «علی تقیپور» از رسانه ملی در ۱۲۰ قسمت پخش شد، همچنین رادیو ایران یک مجموعه ۳۰ قسمتی بر اساس این کتاب تولید کرد.
اگر این اقدام نسبت به دیگر آثار تولید شده در حوزه کتاب اتفاق بیفتد و به رویهای معمول تبدیل شود کتاب به عنوان کالایی مهم در سبد خرید خانوادههای حضوری جدی پیدا خواهد کرد. تنها باید مسئله مهم ایجاد نیاز به کتاب را در مخاطب مورد توجه قرار دارد و در کنار آن به مسئله مهمتری، چون «اثرسنجی» کتابهای منتشر شده را مد نظر قرار داد.
انتهای پیام/ 161
∎