شناسهٔ خبر: 71576527 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

استراتژي ترامپ براي اوكراين جدال اروپا براي بقا

علي ودايع

صاحب‌خبر -

شايد باورش سخت باشد اما امريكايي‌ها براي دل رفقاي روس با اروپا در مجمع عمومي سازمان ملل متحد يقه‌گيري كردند. موضوع تصويب قطعنامه‌هايي به منظور پايان دادن جنگ ميان مسكو-كي‌يف بود تا ناقوس صلح را پس از سه سال درگيري به صدا درآورند. درنهايت اروپايي‌ها توانستند راي بيشتري كسب كنند اما شكاف يوروآتلانتيك آنچنان عميق شده كه شركاي راهبردي بلوك غرب رو در روي يكديگر قرار گرفتند. بنا بر خبرهاي منتشر شده، نشست‌هاي سخت و فشرده مقامات اروپايي براي مواجهه با سخت‌ترين بحران استراتژيك قاره سبز درحال برگزاري است؛ آنها درگير بحران هويت و تعريف امنيت شده‌اند. پس از جنگ سرد، اروپا عمدتا به عنوان بخشي از جهان غرب و متحد امريكا عمل كرده است. اما در سال‌هاي اخير، تغييرات قدرت در نظم جهاني و نقش‌آفريني نوين خارجي امريكا، به‌ويژه دوران ترامپ، اروپا را به چالش كشانده است.

 

احساس ترس مقابل تهديدهاي چندجانبه

اروپايي‌ها پس از جنگ جهاني دوم مبتني بر چارچوب تفكري ليبراليسم، همكاري و صلح كانتي تلاش كردند در مقابل تهديدهاي داخلي و خارجي گردهم جمع شوند. در كوران جنگ سرد و مواجهه با تهديد اتحاد جماهير شوروي، امريكا و اروپا همانند اعضاي يك خانواده با يكديگر متحد بودند. فروپاشي بلوك شرق يك روياي بزرگ را در ذهن اروپايي‌ها بافت اما همه خيال‌ها خام بود؛ آنها در داخل و خارج با تهديدهاي چند جانبه مواجه هستند.

يكجانبه‌گرايي امريكا، به ويژه در دوران دولت ترامپ، به‌طور قابل‌توجهي روابط فراآتلانتيك را تغيير داده است. رويكرد ترامپ -اولويت دادن به منافع ملي بر تعاملات چندجانبه- كشورهاي اروپايي را با عدم قطعيت تعهد امريكا مقابل تهديدهاي متنوع مواجه كرده است. اين تغيير اتحاد ديرينه بين ايالات‌متحده و اروپا را تضعيف مي‌كند و كشورهاي اروپايي را وادار مي‌كند تا استراتژي‌هاي امنيتي و هزينه‌هاي دفاعي خود را مورد ارزيابي مجدد قرار دهند. مساله بغرنج براي اروپا اين است كه امريكا با حمايت از ناسيوناليسم و جريانات مخالف اتحاديه درحال مداخله در وضعيت داخلي قاره سبز است. علاوه بر اين، كارزار فشار حداكثري عليه كشورهايي مانند ايران، اثرات آبشاري بر اروپا، به ويژه در مورد امنيت انرژي و مانور ديپلماتيك داشته است. اروپا كه براي تامين نيازهاي انرژي به واردات متكي است، خود را بر سر دوراهي مي‌بيند كه در آن سياست‌هاي امريكا نه تنها روابط با شركاي كليدي را تيره مي‌كند، بلكه ثبات اقتصادي را نيز تهديد مي‌كند. در نتيجه، دولت‌هاي اروپايي به ‌طور فزاينده‌اي فراخوانده مي‌شوند تا شبكه پيچيده‌اي از اتحادها و رقابت‌ها را طي كنند و در عين حال در تلاش براي حفظ استقلال خود در تصميم‌گيري باشند.

در كنار سياست‌هاي ترامپ، روسيه نيز به يكي از عوامل تهديدكننده براي نظم اروپا بدل شده است. اقدامات روسيه همچون الحاق كريمه، جنگ در شرق اوكراين و تقويت نظامي-‌اطلاعاتي، الگويي از تقابل ژئوپليتيكي را ايجاد كرده كه اروپا را به دنبال راه‌هايي براي مقابله و تقويت خودمختاري استراتژيك كشانده است. در جريان شكل‌گيري جنگ اوكراين، سطح تحليل ليبرالي اروپايي‌ها تحقير شد. تحليل اين وضعيت از طريق يك چارچوب واقع‌گرايانه، پويايي قدرت و نگراني‌هاي استراتژيك را كه بر سياست اروپا مسلط است، آشكار مي‌كند.

 

اميد به ژرمن‌ها

انتخابات «بوندستاك» را يك اتفاق ويژه در حساس‌ترين موقعيت هويتي اروپايي‌ها بايد تفسير كرد. انتخابات اخير آلمان يك چشم‌انداز سياسي جديد را ايجاد كرده است كه پيامدهاي مهمي هم براي انسجام اروپا و هم براي هويت جمعي اين قاره در رابطه با ايالات‌متحده دارد. از آنجايي كه آلمان به عنوان بزرگ‌ترين اقتصاد اروپا و يك بازيگر كليدي سياسي ايستاده است، نتايج انتخابات آن همواره بر پويايي‌هاي منطقه‌اي و آرزوهاي گسترده‌تر كشورهاي اروپايي براي اثبات هويت مستقل‌تر در صحنه جهاني تاثير مي‌گذارد. پوليتيكو در تحليلي با اشاره به حمايت سرسختانه «فردريش مرتس»، پيروز انتخابات آلمان و صدراعظم احتمالي اين كشور از اروپا و ناتو پيش‌بيني كرد روابط دولت آينده آلمان با «دونالد ترامپ» با چالش‌هاي جدي مواجه شود. يكي از فوري‌ترين تاثيرات نتايج انتخابات، امكان تغيير در سياست خارجي آلمان، به ويژه در رابطه با روابط اين كشور با ساير كشورهاي اروپايي و ايالات‌متحده است. دولتي كه رويكردي درون‌نگر يا اروپامحورتر را در پيش مي‌گيرد؛ همكاري‌هاي بيشتري را ميان كشورهاي اروپايي با هدف پرورش حس همبستگي براساس منافع و ارزش‌هاي مشترك تقويت خواهد كرد.

علاوه بر اين، نتايج انتخابات ممكن است باعث ايجاد گفتمان جديدي در مورد خودمختاري استراتژيك اروپا شود. از آنجايي كه اين قاره با چالش‌هاي مختلف، ازجمله تهديدات امنيتي روسيه و پيچيدگي‌هاي تجارت جهاني دست و پنجه نرم مي‌كند، نياز اروپا به تعريف هويت و اولويت‌هاي خود، متمايز از آنچه توسط واشنگتن ديكته شده است، به‌ طور فزاينده‌اي احساس مي‌شود. ظهور رهبري متمايل به تقويت قابليت‌هاي اتحاديه اروپا مي‌تواند ابتكاراتي را در جهت تقويت همكاري‌هاي دفاعي، نوآوري‌هاي تكنولوژيكي و استقلال انرژي تسريع كند و در نتيجه موقعيت اروپا را به عنوان يك نهاد مستقل در امور بين‌الملل تقويت كند. علاوه بر اين، احساسات عمومي در آلمان -در كنار ساير كشورهاي اروپايي- منعكس‌كننده نگراني فزاينده در مورد اتكا به سياست‌هاي ايالات‌متحده است، به ويژه در مواردي مانند تغييرات آب و هوا و ديپلماسي بين‌المللي. يك گفتمان سياسي در حال تكامل آلمان كه بر نقش منحصر به فرد اروپا تاكيد مي‌كند، ممكن است ساير كشورهاي عضو را الهام بخشد تا هويت خود را ابراز كنند و فراخوان براي يك موضع اروپايي واحد و در عين حال مستقل را بيشتر تقويت كند.

 

نقش ويژه كت آبي‌ها

فرانسوي‌ها در خط مقدم تعريف هويت اروپايي قرار دارند. تنها عضو اتحاديه كه سلاح اتمي دراختيار داشته و عضو شوراي امنيت محسوب مي‌شود؛ همواره تلاش كرده مقابل امريكا در اردوگاه غرب حرف‌هايي براي گفتن داشته باشد. كت آبي‌ها مي‌خواهند سپر دفاعي هسته‌اي اروپا را در دست بگيرند.

تعهد تاريخي فرانسه به اروپاي متحد، آن را به عنوان يك رهبر در پيشبرد سياست خارجي منسجم اروپا معرفي كرده است. فرانسه تحت رهبري «امانوئل مكرون» از مفهوم حاكميت اروپا دفاع كرده است. فراخوان مكرون براي تشكيل «ارتش اروپايي» و تاكيد او بر تقويت قابليت‌هاي دفاعي اروپا نشان‌دهنده تمايل به كاهش اتكا به حمايت نظامي امريكاست. اين جاه‌طلبي صرفا در مورد قدرت نظامي نيست. اين آرمان گسترده‌تري براي اروپا براي تبديل شدن به يك بازيگر ژئوپليتيكي قدرتمند است كه قادر است به‌ طور مستقل به چالش‌هاي جهاني رسيدگي كند.

علاوه بر اين، حمايت فرانسه از اروپاي يكپارچه‌تر به ابعاد اقتصادي نيز گسترش مي‌يابد، جايي كه كشورهاي اروپايي را تشويق مي‌كند تا روابط اقتصادي خود را تقويت كنند و انعطاف‌پذيري خود را در برابر فشارهاي خارجي افزايش دهند. با تشديد تنش‌هاي تجاري و تشديد رقابت با قدرت‌هاي جهاني مانند چين، فشار فرانسه براي خودمختاري استراتژيك با هدف حفظ منافع اروپا و حفظ ارزش‌هاي خود در مواجهه با اقدامات يكجانبه ايالات‌متحده است.

 

بازي كت قرمزها

بريتانيايي‌ها اگرچه روزگاري عضو اتحاديه بودند اما پس از ماجراي طلاق «برگزيت» BREXIT از خانواده جدا شدند. كت قرمزهاي مغرور بعدها پشيمان شدند اما راه رفته آنها قابل بازگشت نبود. بريتانيايي‌ها در شكاف يوروآتلانتيك تلاش كردند بازيگري ميانه باشند. رفتار امروز لندن مستلزم بررسي دقيق در چارچوب خودكفايي اروپا در مواجهه با سياست‌هاي امريكا در دوران دونالد ترامپ است.

از لحاظ تاريخي، بريتانيا رابطه نزديكي با ايالات‌متحده داشته است و اغلب به عنوان پلي بين اروپا و امريكا عمل مي‌كند. با اين حال با بازگشت ترامپ، لندن بازي متفاوتي را دنبال كرده است. انگليسي‌ها كه انسجام اروپا را به چالش كشيدند، حالا تلاش مي‌كنند به عنوان بازيگري مستقل و ميانه در جهت منافع دسته‌جمعي رفتار كنند. ابتكارات اخير بريتانيا در سياست خارجي منعكس‌كننده شناخت فزاينده‌اي از ضرورت خوداتكايي اروپاست. بريتانيا با حمايت از ابتكاراتي مانند بررسي يكپارچه و تاييد مجدد تعهدات به ناتو درحالي كه از افزايش توان دفاعي اروپا حمايت مي‌كند، هدفي دوگانه دارد: تقويت موقعيت خود در اروپاي بازتعريف‌شده و تشويق تاب‌آوري جمعي اروپا در برابر فشارهاي خارجي، به ‌ويژه ازسوي ايالات‌متحده در دوران ترامپ. با اين حال، اقدامات بريتانيا تناقضات ذاتي را نيز آشكار مي‌كند. درحالي كه بريتانيا از خودكفايي اروپا حمايت مي‌كند، همچنان به حفظ روابط استراتژيك با ايالات‌متحده ادامه مي‌دهد كه نشان مي‌دهد جدا شدن كامل از نفوذ امريكا غيرمحتمل است. چالش در ايجاد توازن بين اين روابط نهفته است و تضمين مي‌كند كه بريتانيا خود را از اروپا بيگانه نمي‌كند و در عين حال تلاش مي‌كند تا از منافع خود در يك زمينه فراآتلانتيك حمايت كند.

 

مسير سبز

جنگ اوكراين به عنوان نقطه‌اي مهم در درك سياست واقعي اروپا عمل مي‌كند. اين نه تنها آسيب‌پذيري‌هاي مكانيسم‌هاي دفاعي اروپا را آشكار كرده است، بلكه ارتباط امنيت جمعي را مجددا تاييد كرده است. كشورهاي اروپايي به‌طور فزاينده‌اي آگاه هستند كه اقدامات يكجانبه قدرت‌هاي مسلط مي‌تواند منطقه را بي‌ثبات كند و همكاري و همبستگي براي مقابله با تهديدات مشترك ضروري است. چارچوب رئاليستي معتقد است كه دولت‌ها اساسا به دنبال قدرت و امنيت عمل مي‌كنند. بنابراين، كشورهاي اروپايي تشويق مي‌شوند تا آمادگي نظامي و استراتژيك خود را افزايش دهند. قابل پيش‌بيني است كه اروپا ضمن تنوع شراكتي و چندجانبه‌گرايي تلاش كنند سطح تنش با امريكا را كنترل كنند اما مساله واضح اينجاست كه اروپا درگير جنگ هويت براي بقا شده است. مبتني بر همين واقع‌گرايي ما شاهد منطقه‌اي پرنوسان و تنش براي وزن‌كشي در معادلات روابط بين‌الملل خواهيم بود. تهديد درون خانوادگي امريكا و تهديد فزاينده روسيه چالش‌هايي چندوجهي هستند كه فكر و ذهن اتحاديه را به ‌شدت مشغول خواهد كرد. در عين حال ضعف‌هاي راهبردي اروپا در حوزه‌هاي اقتصادي، امنيتي و نظامي همچنان آنها را آزار خواهد داد. جايگاه آينده اروپا با وضعيتي غيرقابل پيش‌بيني مواجه است؛ اتفاقات سرنوشت‌سازي براي اروپا در راه است.

كارشناس روابط بين‌الملل