ارتشبد حسین فردوست، دوست دوران کودکی محمدرضا پهلوی و رئیس دفتر اطلاعات او، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ماند و خاطرات خود از دوران مجالست با شاه، خاندان و دولتمردان رژیم پهلوی را به رشته تحریر درآورد. خاطرات فردوست تحت عنوان «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» منتشر شده است که در این ستون به تناوب برخی را مرور میکنیم.
نفوذ انگلستان در ایران (5)
در شهریور 1320، ارتش انگلیس تعدادی افراد دارای مشاغل حساس، افسران عالیرتبه و وزراء و غیره، را مدتی دستگیر کرد. به نظر من، بدون تردید هدف این دستگیری تطهیر این افراد بود، که عموماً از وابستگان قدیمی انگلیس بودند، تا بعداً بتوانند با وجهه ملی موقعیت بهتری به دست آورند. چنین نیز شد و آن افرادی که مهره انگلیس بودند بعداً به مشاغل حساستری رسیدند و بسیاری از آنها، مانند زاهدی، به دستور انگلیس به آمریکاییها وصل شدند. در این دوران آمریکاییها طرفدار ملی شدن نفت ایران بودند تا بتوانند از موضع قدرت با انگلیسیها شریک شوند و سهم خود را بگیرند. به تدریج انگلیس قانع شد که به ملی شدن نفت ایران تن بدهد و برای حفط بقایای منافع خود از خطر شوروی، که پس از جنگ قدرت قابل اعتنایی بود و در منطقه حضور نظامی داشت، با شرکاء مقتدری در کنسرسیوم (هفت خواهران) ذینفع شود. اگر انگلیسیها در 28 مرداد محمدرضا را مجدداً پیشنهاد کردند و روی کار آوردند برای این بود که تمام قدرت توسط آمریکا قبضه نشود. علاوه بر این که به دلیل شناخت بیشتر ایران سلطنت محمدرضا را صلاح میدانستند. به تدریج، انگلیسیها تعداد بیشتری از عوامل خود را به آمریکاییها معرفی کردند و یا خود به نفع آمریکا از آنها استفاده کردند، مانند علم، حسنعلی منصور، هویدا، شریف امامی و غیره. پس از کودتا، میبینیم که گاه یک نخستوزیر وابسته به انگلیس سر کار میآید، ولی به طرف آمریکا سوق پیدا میکند، آمریکا در ارتش و نیروهای انتظامی نفوذ بیرقیب پیدا میکند و سلاح و ساز و برگ ارتش ایران را در مقابل انبوه دلارهای نفتی تامین میکند. این وضع تا انقلاب با حداکثر شدت ادامه داشت. در همین دوران طبقهای پیدا شد که مستقیماً با آمریکاییها تماس داشتند و قبلاً مامور انگلیس نبودند. آنها به تدریج اکثر پستها را قبضه کردند. در این دوران، در میان افسران نفوذ آمریکا بسیار زیاد شد و تنها عده معدودی مانند مبصر و نصیری و متعضد طرفدار جدی سیاست انگلیس (در عین رابطه با آمریکا) بودند. در میان افسران نیز یک تیپ نو پدید آمد که کاملاً طرفدار آ مریکا بودندو قبلاً وابستگی به انگلیس نداشتند، مانند خسروداد (سرلشکر)، ربیعی (سپهبد)، حبیباللهی (دریابان)، ازهاری (ارتشبد)، یارمحمدصالح (سپهبد)، سیوشانس (سپهبد زرتشتی). این تیپ نو آمریکایی رسمشان این بود: حداکثر همکاری با آمریکاییها و به خصوص مستشاران نظامی و دعوت آنها به خانههایشان و دعوت متقابل مستشاران از این افراد به خانههایشان یا به باشگاههایشان، روزها هم که با یکدیگر ملاقات دائم داشتند. این رویه عادی شده بود و قبحی نداشت و همه آن را به عنوان یک وضع طبیعی پذیرفته بودند.
خاطرات الرجال
صاحبخبر -