شناسهٔ خبر: 69982967 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جهان نیوز | لینک خبر

ماجرای دَخل خالی یک دکتر شهید در مطبش

همسرم هر ماه یک‌بار به مطب می‌آید و برای خرج و مخارج خانه و تهیه مایحتاج منزل، از کشو پول برمی‌دارد.

صاحب‌خبر -
گروه فرهنگی جهان نیوز: یک‌بار با دکتر در مطبش برخورد کردم، ایشان با شرمندگی از من درخواست کرد هزار تومان پول توی دخل مطبش بگذارم. وقتی کشوی میزش را باز کردم، تنها چند سکه و اسکناس خرد دیدم و فهمیدم ایشان اکثر مراجعان خود را رایگان ویزیت کرده و حتی به برخی بیماران برای خرید دارو هم کمک کرده.

موقع رفتن گفتم: «آقای دکتر تعارف نکنید. پول بیش از این هست. اگر لازم شد تعارف نکنید. شما بیش از این بر گردن مردم ما حق دارید».

ایشان گفتند: «نه! همون هزار تومان که گفتم کافیه. شرمنده‌ شما! إن شاء الله سرفرصت به شما برمی‌گردونم؛ ولی خواهش می‌کنم این موضوع را به کسی نگید».

گفتم: «چشم آقای دکتر! اما من که غریبه نیستم میشه بگید این پول را آخر شب برای چه می‌خواهید!».

گفت: «همسرم هر ماه یک‌بار به مطب می‌آید و برای خرج و مخارج خانه و تهیه مایحتاج منزل، از کشو پول برمی‌دارد.

نخواستم وقتی ایشان می‌آید با دخل خالی مواجه شود و برایش سؤال ایجاد شود که درآمد یک‌ماهه مطب کجاست؟!».

وقتی این جمله را گفت او را بغل کردم و پیشانی‌اش را بوسیدم و از داشتن چنین دوستی گریه شوق کردم.

کتاب «رساله ناتمام»؛ زندگی‌نامه شهید دکتر سید رضا پاک‌نژاد