شناسهٔ خبر: 69934691 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: ایکنا | لینک خبر

زندگانی حضرت زهرا (س) از ولادت تا شهادت/ 6

زندگی شیرین حضرت علی(ع) و فاطمه زهرا(س) چگونه شکل گرفت

سیره امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) در امر ازدواج و نحوه رفتار ایشان در موارد مختلف مربوط به ازدواج همچون خواستگاری، تعیین مهریه، دوران عقد، الگوی بسیار عالی برای جوانان جامعه است.

صاحب‌خبر -

حضرت زهرا(س)کوتاهترین و در عین‌حال مهم‌ترین، اثرگذارترین و درخشان‌ترین برهه زندگانی حضرت فاطمه(س)، دوره پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) است که بیان سیر حوادث و ترتیب زمانی آنها، زمینه‌ها، چگونگی و چرایی وقوع آنها نیازمند پژوهش دقیق تاریخی است. مجموعه این مباحث از سوی حجت‌الاسلام محمدرضا جباری، عضو هیئت علمی و مدیر گروه تاریخ مؤسسه امام خمینی(ره) و از اساتید و پژوهشگران بنام تاریخ اسلام و اهل‌بیت(ع) به همت مؤسسه پرسمان با عنوان «درآمدی بر تاریخ تحلیلی زندگانی حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها تولید شده است که برای نخستین بار در ایام فاطمیه به صورت روزانه از ایکنا منتشر می‌شود. در ادامه مشروح قسمت ششم را مطالعه می‌کنید.

در جلسه گذشته، حیات حضرت زهرا(س) را بررسی می‌کردیم که به دوران پس از هجرت به مدینه رسدیم. مسئله هجرت و چگونگی هجرت آن حضرت که همراه با امیرالمؤمنین(ع) صورت گرفت و در تاریخ نیز بدان حمل فواطم گفته می‌شود نیز بررسی کردیم. یکی از تکالیفی که امیرالمؤمنین(ع) در غیاب رسول خدا(ص) در مکه برعهده داشتند، حمل فواطم بود. بعد از هجرت حضرت فاطمه(س) به مدینه، ایشان نهایتاً حدود دو سال در خانه پیامبر اکرم(ص) بودند و سپس، به خانه امیرالمؤمنین(ع) منتقل شدند. در جلسه گذشته به تاریخ ازدواج امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) اشاره شد. روایتی از طبری وجود دارد که تاریخ عقد بسته شدن حضرت زهرا(س) به امیرالمؤمنین(ع)، اواخر ماه صفر سال دوم بوده است. در جلد دوم تاریخ طبری (صفحه 124) که تاریخی سال‌شمار است، این‌گونه آمده که در ماه صفر سال دوم چند شب مانده از ماه صفر، امیرالمؤمنین(ع)، حضرت فاطمه(س) را به ازدواج خود درآورد.

در جلسه گذشته بیان شد که می‌توان این ماه صفر را یا از سال اول حساب کرد یا بنا بر اینکه عمر بن خطاب آغاز سال هجری را مانند دوره جاهلیت از ماه محرم قرار داد، سال دوم را در این زمینه محسوب کرد. در کتب تاریخی در رابطه با برخی از حوادث عصر رسول خدا(ص) اختلاف یک ساله‌ای میان مورخان وجود دارد. برای مثال بعضی از مورخان تاریخ جنگ خندق را سال پنجم هجرت می‌دانند و مشهور نیز همین سال پنجم است، اما برخی دیگر سال وقوع این جنگ را سال چهارم می‌دانند. در واقع این‌ها اختلاف ماهوی و ذاتی با هم ندارند؛ چنانکه بیهقی این مسئله را در دلایل نبوت مطرح کرده و عنوان می‌کند که علت اختلاف مورخان در این است که کسانی که سال چهارم را در نظر می‌گیرند، آغاز سال هجری قمری را از ماه محرمی حساب می‌کنند که ۱۰ ماه بعد از ربیع‌الاولی است که هجرت در آن صورت گرفته و کسانی که سال وقوع جنگ خندق را سال پنجم حساب می‌کنند، آغاز سال هجری را از ماه محرمی در نظر می‌گیرند که دو ماه قبل از ربیع‌الاولی است که هجرت در آن صورت گرفته است. لذا این عمل خلیفه دوم نیز مانند اصل مسئله تصرف خلافت، اختلاف زیادی را میان مسلمانان ایجاد کرد. متأسفانه خلیفه دوم در این قصه نیز دقیق عمل نکرد. در رابطه با انتخاب هجرت پیامبر(ص) به عنوان مبدأ تاریخ اسلام به دلیل اینکه صحابه با امیرالمؤمنین(ع) همراهی کردند، خاضع و قانع شد، اما در رابطه با آغاز سال نیم‌نگاهی به دوران جاهلیت کرد؛ در حالی که گزارش‌های تاریخی بیان کرده‌اند که پیامبر اکرم(ص) تاریخ هجری را از ربیع‌الاول حساب می‌کردند که ابتدا تاریخ را از همان ماه ربیع‌الاول و نه ماه محرم حساب می‌کردند. 

در جلسه گذشته اشاره شد که حضرت فاطمه(س) 9 ماه در عقد امیرالمؤمنین(ع) بودند. در این بحث به دلیل اینکه به دنبال مباحث سیره نیز هستیم و صرفاً قصد روایت تاریخ را نداریم، یکی از نکات مربوط به سیره همین مدت دوران عقد حضرت امیر(ع) با حضرت زهرا(س) است. امروز ممکن است برای برخی سؤال باشد که آیا این دوران عقدبستگی که امروزه در ایران و دیگر کشورها رسم است و دختر و پسر در یک تاریخ عقد بسته می‌شوند و چند ماه یا گاهی چند سال به همین و منوال ادامه می‌دهند و سپس، مراسم زفاف و ازدواج صورت می‌گیرد، آیا ریشه در سیره معصومین(ع) دارد؟ پاسخ این است که بله! این روش در سیره معصوم(ع) یافت می‌شود و برترین و بالاترین زن عالم دوران عقدبستگی داشته است. لذا عقد حضرت زهرا(س) اواخر ماه صفر بسته شد و اول ماه ذی‌الحجه همان سال نیز مراسم زفاف آن حضرت بود. البته باید توضیح داد که امروزه روان‌شناسان، علمای علوم تربیتی، خانواده و ... برای موضوع تأکید می‌کنند که دوران عقدبستگی دورانی است که دختر و پسر یا زن و شوهر با خلقیات و روحیات یکدیگر بیشتر آشنا می‌شوند که زندگی خود را پس از این آشنایی مقدماتی، آغاز کنند. آیا حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع) نیز این‌چنین بودند؟ پاسخ این است که خیر! آن‌ها دو پاره نور، معصوم و مطهر بودند و اختلافی با هم نداشتند و شناختی کامل بر روی هم داشتند. این شناخت هم به لحاظ پیشینه وجود داشته یعنی بالأخره امیرالمؤمنین(ع) همراه پیامبر(ص) بود و از طفولیت به قدر کافی حضرت فاطمه(س) را می‌شناخت. همچنین، حضرت فاطمه(س) نیز امام علی(ع) را می‌شناخت. ایشان هر دو معصوم بودند و اعتقاد راسخ علمای شیعه این است که معصومین(ع) از همان طفولیت معصوم هستند. بنابراین، اختلافی بین دو معصوم وجود ندارد. 

ازدواج حضرت زهرا(س)

سخنانی مانند مسئله خواستگاری دختر ابوجهل و اختلاف موجود میان حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع) مطرح می‌شود که این‌ها سخن کسانی است که متأسفانه نگاه‌های غرض‌ورزانه به امیرالمؤمنین(ع) و حضرت فاطمه(س) داشته و دارند. به قول شاعر، جان گرگان و سگان از هم جداست / متحد جان‌های شیران خداست. مرحوم امام(ره) تعبیری دارند که اگر هزار پیامبر در یک جا جمع شوند، اختلافی با هم نخواهند داشت؛ چراکه مسیر واحد است. این اختلافات ناشی از هوای نفس است و چون از هواهای نفسانی تبعیت می‌شود، نفس نیز انسان را به سمت واحد نمی‌خواند. هر هوای نفسی انسان را به یک سمت می‌خواند و لذا انسان‌ها با هم دچار اختلاف می‌شوند، اما انبیا و حجت‌های همچون حضرت فاطمه(س) که حجت‌الله علی‌الحجج و اسوه‌ای برای معصومان(ع) بوده و این موضوع در حدیثی از امام زمان(عج) نیز ذکر شده است، هیچ‌گاه دچار اختلاف نمی‌شوند. برخی از اساتید معاصر مانند محمدهادی یوسفی غروی در کتاب موسوعةالتاريخ الاسلامى که انصافاً کتاب ارزشمندی است، در بحث حضرت زهرا(س) و ازدواج ایشان احتمالی داده است که چون حضرت زهرا(س) از جهت سن پایین بودند، لذا برای اینکه مقداری رشد جسمی داشته باشند، ازدواج ایشان 9 ماه به تأخیر افتاد، یعنی زفاف و عروسی آن حضرت به این دلیل به تأخیر افتاد.

روایتی در مصباح‌المتهجد مرحوم شیخ طوسی است که ازدواج حضرت فاطمه(س) و امیرالمؤمنین(ع) روز اول ذی‌الحجه بود که هر ساله نیز شب اول ذی‌الحجه به یاد ازدواج حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع) جشن گرفته می‌شود. اما درباره کیفیت خواستگاری امیرالمؤمنین(ع) چندین روایت موجود است که چگونگی و چرایی آمدن امیرالمؤمنین(ع) با حالت حیا نزد پیامبر(ص) را گزارش کرده‌اند روایت مفصلی در امالی ملحو شیخ طوسی وجود دارد. همچنین، در آثار دیگری مانند مناقب ابن شهرآشوب و بحارالانوار علامه مجلسی نیز این روایت آمده است. در اینجا دارد که کسانی از صحابه نزد امیرالمؤمنین(ع) آمده و چون می‌دانستند که مناسب‌تر از امام علی(ع) برای حضرت فاطمه(س) وجود ندارد، به حضرت امیر(ع) پیشنهاد کردند که به خواستگاری حضرت زهرا(س) برود. البته برخی از همین صحابه که سن بالایی داشتند، متاسفانه با کمال جسارت حضرت فاطمه(س) را از پیامبر(ص) خواستگاری می‌کردند و پیامبر(ص) نیز در پاسخ به ایشان می‌فرمود که سن فاطمه زهرا(س) پایین است، اما رسول خدا(ص) حضرت فاطمه(س) را به عقد امام علی(ع) درآورد.

سن امیرالمؤمنین(ع) در هنگامی که برای خواستگاری حضرت فاطمه(س) آمده بود، حدود ۲۵ سال بوده است؛ چراکه ولادت امیرالمؤمنین(ع) بنابر قول مقبول و مرجح نزد علمای شیعه روز ۳۰ عام‌الفیل  یعنی ۱۰ سال قبل از بعثت بوده است. ایشان هنگام بعثت، ۱۰ ساله و هنگام هجرت، ۲۳ ساله بودند، لذا سال اول هجری و اوایل سال دوم هجری، ایشان حدود 25 سال داشتند. جالب است که خود پیامبر(ص) نیز در ۲۵ سالگی ازدواج کرده بودند. البته معنای این سخن این نیست که مسلمانان صبر کنند تا جوانان آن‌ها ۲۵ ساله شده و ازدواج کنند؛ چراکه در متون روایی راجع به دختران و پسران آمده است که ازدواج آن‌ها باید به وقت و زود باشد. منتهی راجع به پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) شرایط به گونه‌ای بود که ایشان در 25 سالگی ازدواج کردند. در مورد پیامبر(ص) زمانی که ایشان از سفر دوم خود به شام بازگشتند؛ در حالی که مسئولیت کاروان حضرت خدیجه(س) را برعهده داشتند، با پیغامی که از سوی حضرت خدیجه(س) به دست ایشان رسید با این بانوی مکرمه ازدواج کردند. راجع به امیرالمؤمنین(ع) نیز به این دلیل که ایشان با حضرت فاطمه(س) هم‌کفو بودند، پس از اینکه حضرت فاطمه(س) به رشد سنی و جسمی رسیدند، با آن حضرت ازدواج کردند. 

امیرالمؤمنین(ع) برای خواستگاری نزد رسول خدا(ص) مشرف شدند؛ در حالی که بنا به قول حضرت امیرالمؤمنین(ع)، گویی رسول‌الله(ص) می‌دانستند که قصه چیست و از مشاهده امام علی(ع) تبسم کردند. پیامبر(ص) از علت آمدن امیرالمؤمنین(ع) سؤال می‌کنند که امام علی(ع) موضوع آمدن خود نزد پیامبر(ص) را مطرح کرده و به ایشان عرض می‌‎کند که آیا فاطمه(س) را به ازدواج من درمی‌آوری؟ پیامبر(ص) در پاسخ به ایشان می‌گوید که کسانی پیش از تو به خواستگاری فاطمه(س) آمدند و زمانی که من با او مطرح کردم، کراهتی در چهره او مشاهده کردم اما اکنون نام تو را نزد او مطرح می‌کنم پیامبر(ص) نزد حضرت فاطمه(س) رفتند و آن حضرت به سمت پدر برخواست و به ایشان احترام گذاشت. پیامبر(ص) فرمودند که علی بن‌ابی‌طالب(ع) که فضل او و سابقه او در اسلام را می‌شناسی و من دعا کردم که خداوند متعال بهترین‌ و محبوب‌ترین مردم را نصیب تو کند. در روایات نیز آمده است که دختران خود را به کسانی دهید که اخلاق و دین داشته باشند. پیامبر(ص) خواستگاری امام علی(ع) را برای حضرت فاطمه(س) مطرح کرد و ایشان سر به زیر انداخت و پیامبر(ص) هیچ‌گونه کراهتی در چهره او ندید و پیامبر(ص) خوشحال شده و فرمودند که این سکوت نشانه رضایت است. در این زمان جبرئیل(ع) نازل شده و به پیامبر(ص) گفت که فاطمه(س) را تزویج علی(ع) درآور؛ چراکه خداوند این دو را برای یکدیگر پسندیده است. در روایت آمده است که امام علی(ع) فرمودند که پیامبر(ص) دخترشان را به ازدواج من درآورد و دست مرا گرفته در حق ما دعا کردند. پیامبر اکرم(ص) در هنگام عقد به امیرالمؤنین(ع) فرمودند که با نام خدا برخیز و ایشان را کنار حضرت فاطمه(س) نشاند و خطبه عقد را برای ایشان خواند و سپس، در حق ایشان دعای فراوان کرد. این موضوع الگوی بسیار مناسبی برای پدران و مادرانی است که قصد دارند تا فرزندان خود را به خانه بخت بفرستند. سیره پیامبر(ص) در رابطه با ازدواج امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) دقیقا الگویی است که باید از سوی والدین جامعه رعایت شود تا فرزندان آن‌ها به خوشبختی برسند.

ضرورت تعاون زوجین

فاطمه(س) که اینجا رضایت خود را با سکوت‌ اعلام کرد و به ازدواج امام علی(ع) رضایت داد، بعد از ازدواج نظرات قاطع خود درباره امام علی(ع) را بیان می‌کنند. در این باره روایتی در کتاب الروضة فی فضائل امیرالمؤمنین(ع) از شازان بن جبرئیل از علمای قرن ششم نقل شده است که در بحارالانوار علامه مجلسی نیز آمده است. در این روایت،  ابن عباس از سلمان نقل می‌کند که سلمان بیان می‌کند که نزد رسول خدا(ص) بودم و برای اینکه پیامبر(ص) دستان خود را بشویند، آب بر روی دستان ایشان می‌ریختم. در این لحظه حضرت فاطمه(س) وارد شد و مقداری ناراحت بود و می‌گریست. پیامبر اکرم(ص) از ایشان پرسیدند که چه چیز باعث ناراحتی و گریه تو شده است؟ حضرت فاطمه(س) عرض کرد که زنانی از قریش آمدند و گفتند که تو با فقیری از قریش ازدواج کردی. واقعا این نگاه‌های ظاهربینانه عجیب است، یعنی با وجود اینکه حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر بوده و با امام علی(ع) ازدواج کرده و هر دو از بهترین تیره‌های قریش هستند، اما این زنان حسود این‌گونه به ایشان نیش و کنایه می‌زدند. چنین افرادی که نگاه مادی دارند، امروزه نیز متاسفانه کم نیستند. پیامبر(ص) فرمودند که خداوند تو را به ازدواج علی(ع) درآورده و حضرت فاطمه(س) نیز فرمودند که من نیز به حکم خدا و رسول خدا(ص) و اینکه با پسر عمویم علی(ع) به عنوان ولی الهی ازدواج کردم، راضی هستم. در روایت دیگری آمده است که فردای ازدواج حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص) از هر دوی ایشان راجع به دیگری پرسیدند که این روایت را نیز مرحوم ابن آشوب در مناقب آل ابیطالب آورده است که پیامبر(ص) فردای ازدواج نزد امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) آمدند ابتدا از امام علی(ع) پرسیدند که خانواده و همسر خود را چگونه یافتی؟  امام علی(ع) فرمودند فاطمه(س) بهترین کمک برای من در مسیر طاعت الهی است. چقدر خوب است که زن‌ها و شوهرها با این نگاه به یکدیگر نگاه کنند. متأسفانه برخی زوجین با یکدیگر در مسیر معصیت تعاون دارند. برخی بانوان حاضر هستند که همسرشان به هر راهی برای تأمین نیازهای ایشان دست بزند و این مسئله باعث می‌شود تا بسیاری از مردان برای جبران این نیازها به دنبال راه‌های خلاف بروند. شوهران نیز گاهی با بی‌غیرتی تمام همسران خود را به سمت بی‌حجابی و گناه می‌برند.  

امیرالمؤمنین(ع) به پیامبر(ص) عرض کرد که فاطمه(س) بهترین کمک است. سپس، پیامبر(ص) حضرت فاطمه(س) راجع به امیرالمؤمنین(ع) پرسیدند و ایشان در پاسخ بیان کرد که من علی(ع) را بهترین شوهر یافتم. اینکه زن و شوهر رضایت خود را از یکدیگر اعلام کنند، می‌توان از این کلام استخراج کرد.

موضوع بعدی، مهریه است و ممکن است سؤال شود که مهریه حضرت فاطمه(س) چقدر بود؟ مهریه حضرت در روایات همان مهرالسّنه است که حضرت خدیجه(س) نیز بر همان اساس به عقد پیامبر(ص) درآمد. مهریه تمامی همسران پیامبر(ص) نیز مهرالسنة بوده و مهریه حضرت فاطمه(س) نیز به همین صورت بوده است. در روایات آمده که مهرالسّنة به معنای 500 درهم بوده است. وقتی پیامبر(ص) به خواستگاری حضرت خدیجه(س) رفتند، در مجلس خواستگاری بحث مهریه مطرح شد. پیامبر(ص) در آن زمان از جهت مالی قوی نبودند. حضرت خدیجه(س) فرمودند که مهریه من بر عهده خودم است، یعنی مهریه تعیین شود اما خودم به پیامبر(ص) می‌پردازم که ایشان به من بازگرداند. برخی از افراد حسود در آنجا گفتند که از کی تاکنون زن‌ها باید به مردان مهریه دهند؟ جناب ابوطالب(ع) پاسخ کوبنده‌ای به ایشان داد که اگر مردان همچون برادرزاده من محمد(ص) باشند، زنان با بالاترین پول‌ها و قیمت‌ها طالب چنین مردانی می‌شوند. افراد پست و بی‌ارزش هرگز نمی‌توانند ازدواج کنند مگر اینکه مهریه کلانی پرداخت کنند.

روایتی از رسول خدا(ص) در اصول کافی آمده است که برترین زنان امت من کسانی هستند که از جهت چهره نیکو و از جهت مهریه در اقلیت باشند، یعنی اینطور نیست که زنانی که چهره‌ نیکویی دارند، مهریه خود را بالا ببرند. امروزه متاسفانه گاهی برخی با توجیهات مطرح می‌کنند که مهریه پشتوانه زن است که موجب می‌شود تا مردان بیشتر به ایشان توجه کنند؛ درحالیکه چنین نیست. ما در این زمینه باید به تعالیم پیامبر اکرم(ص) توجه کنیم. ایشان فرمودند که در مورد ازدواج باید به دین و اخلاق توجه کنیم؛ چراکه اگر دین و اخلاق باشد، مردان با دین و اخلاق حتما مهریه همسر را پرداخت می‌کنند و قدرشناس زحمات همسر در محیط منزل خواهند بود و اگر دین نباشد، صدها و هزاران سکه طلا هم که مهریه کنند، پرداخت نخواهند کرد. این مسئله معروف است که گاهی گفته می‌شود برخی زنان حتی یک ریال هم از مهریه خود نمی‌گیرند و فقط به دنبال رها کردن خود هستند. لذا اصل در تعیین مهریه، سیره پیامبر(ص) و معصومین(ع) است که اصل در مهریه، اندک بودن آن ا‌ست.

مردان حتماً باید به قدرشناسی از زنانی که این‌چنین ایثارگرانه وارد زندگی می‌شوند، توجه کنند. اما در مورد بحث ازدواج امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س)، روایت مفصلی وجود دارد که آن را اربلّی در کشف‌الغمه نقل کرده است. این کتاب اثر علی بن عیسی اربلّی از علمای قرن هفتم است که در ابتدا از اهل سنت بود و بعدها شیعه شد. این کتاب درباره فضائل ائمه(ع) است و در اونجا اربلّی روایت مربوط به ازدواج حضرت امیر(ع) و حضرت زهرا(س) را نقل می‌کند. وی درباره لیلة‌الزفاف حضرت فاطمه(س) از خوارزمی با سندی از ابن‌عباس نقل می‌کند که پیامبر اکرم(ص) زنانی را طلبیدند و از ایشان خواستند که حضرت فاطمه(س) را به تزویج حضرت امیر(ع) درآورند. پیامبر(ص) به آن‌ها فرمودند که می‌دانید جایگاه و منزلت فاطمه(س) نزد من چگونه است و اکنون قصد دارم تا او را به خانه شوهر بفرستم و شما باید او را مانند دختر خود به خانه بخت بفرستید، چراکه حضرت زهرا(س) مادر نداشتند. از این روایت برمی‌آید که مشارکت عمومی در امر خیر جزء مبانی سیره پیامبر(ص) و معصومان(ع) بوده است. لذا پیامبر اکرم(ص) بانوان مؤمنه را برای همراهی، مشارکت و همکاری در این امر خیر فرامی‌خواند. در ایام قدیم در وقت عروسی یا عزا مردم با خانواده‌ها همکاری می‌کردند و حتی همسایگان خانه خود را برای این امور آماده می‌کردند. این رسوم امروزه برچیده شده‌اند اما مردم باید به‌ گونه‌های دیگر با هم مشارکت داشته باشند تا این امور خیر راحت‌تر پیش رود. بانوان مؤمنه به خانه حضرت فاطمه(س) آمده و فرش و تشکی برای استراحت ایشان پهن کردند که از لیف خرما بود. همچنین، بالشی از پارچه خیبری فراهم کردند و تشتی برای شستن لباس تهیه کردند. البته این امکانات را از پول زره امیرالمؤمنین(ع) که به ۴۰۰ درهم فروخته شد، برای خانه حضرت زهرا(س) تهیه شد. سپس، ام ایمن، دربان خانه شد و مراقب بود تا فردی یا نامحرمی داخل اتاق نشود. سپس، بانوان مؤمنه حضرت فاطمه(س) را آراسته، ایشان را خوشبو کرده و به آن حضرت زیورآلات آویختند. موضوع خوشبو بودن در سیره معصومین(ع) کاملا مطرح است و زنان و مردان در داخل خانه باید خود را خوشبو کنند که این موضوع از تأکیدات پیامبر(ص) بوده است. پیامبر(ص) پول زیادی برای خرید عطر خرج می‌کردند. بعضی از اعراب‌ طبق رسوم جاهلی خیلی خود را نمی‌شستند و بدبو بودند و پیامبر(ص) به آن‌ها درس عملی می‌دادند. در مورد زن‌ها نیز پیامبر(ص) بر خوشبو بودن در محیط خانه تأکید می‌کردند و زنان را از خوشبو کردنی که نامحرم در بیرون از محیط خانه آن را استشمام کند، نهی می‌کردند. در روایات آمده که پیامبر(ص) زمانی وارد خانه حضرت فاطمه(س) شدند و ایشان وقتی پیامبر(ص) اذن خواستند، حضرت فاطمه(س) فرمودند که اجازه دهید من به پشت پرده بروم. پیامبر(ص) فرمودند که ابن ام‌مکوم نابیناست و زمانی که از حضرت فاطمه(س) پرسیدند که چرا از نابینا حجاب قرار داده است؟ ایشان در پاسخ فرمود که اگر او مرا نمی‌بیند، من او رو می‌بینم و شاید او چشم نداشته باشد، اما بوی خوش را استشمام می‌کند. 

بنابر این، در شب ازدواج حضرت زهرا(س) با امام علی(ع) بانوان مؤمنه مدینه حضرت فاطمه(س) را خوشبو کرده و زیورآلات به ایشان آویختند. پیامبر(ص) به بلال فرمودند که قصد دارم تا ولیمه دادن هنگام عروسی سنتی نزد امت من باشد و به بلال حبشی فرمودند که گوسفندی را همراه با مقداری (حدود پنج کیلو) جو تهیه کرده و با آن مهاجرین و انصار را اطعام کن. در روایات آمده است که مهاجرین و انصار گروه گروه به مسجد پیامبر(ص) و حجره ایشان در مسجد وارد شده و پس از عرض تبریک خارج می‌شدند. همچنین، در روایات آمده است که تمامی مسلمانان از مهاجرین و انصار از این طعام اطعام کردند؛ در حالی که چیزی از غذا کاسته نمی‌شد که این نیز از برکات وجود پیامبر(ص) بود. 

انتهای پیام