علامه از سوی دیگر نقش ماندگاری در تربیت اخلاقی طیفی از طلاب آن زمان داشت که طالب علم و معنویت توأم بودند و ایشان را دستگیر خود یافتند.
به نظر میرسد امروز بیش از پیش لازم است که نسل جوان با ابعاد مختلف شخصیت این مرد عرفان و علم آشنا شوند.
ایکنا به بهانه فرارسیدن سالروز رحلت علامه طباطبایی با حجتالاسلام والمسلمین منصور رستمی؛ استاد حوزه علمیه گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانیم.
ایکنا ـ اگر موافق باشید برای شروع بحث در مورد علامه طباطبایی، مروری بر زندگینامه ایشان داشته باشیم تا خوانندگان بهتر و بیشتر با این شخصیت بزرگ آشنا شوند؟
ما همه نیاز داریم ولو در حد اندک با مفاخر علمی و دینی خود آشنا شویم که یکی از مفاخر ارزشمند این قرن مرحوم علامه طباطبایی است. دانشمندان بزرگ الهی در جامعه نقشآفرین هستند؛ یکی از دانشمندان بزرگ که منشأ اثرات ماندگار و زیادی بوده، علامه طباطبایی است. ایشان در تبریز و در خانواده اهل علم و دانش به دنیا آمد و نسب علامه از طرف پدر و مادر به امام مجتبی(ع) و امام حسین(ع) میرسد.
علامه بعد از گذراندن مکتبخانه در سال 1297 وارد حوزه علمیه شد و در این زمان درس صرف و نحو و بیان و منطق و فقه و اصول و کلام را فراگرفت و بعد از یادگیری این علوم راهی نجف اشرف شد و در آنجا به ادامه تحصیل علوم دینی پرداخت و شش سال در درس خارج اصول آیتالله محمدحسین اصفهانی شرکت کرد و چهار سال هم درس فقه خواند. در درس خارج محور بحث کتاب عروةالوثقی است و استاد مسئله به مسئله میخواند و مستندات آیه را از جهت لغت بررسی و روایات را هم از جهت سند و محتوا بررسی کرده و آرای فقهای دیگر را ذکر میکند و اگر خودش نظر متفاوتی از آنچه در عروة بیان شده داشت، آن را بیان خواهد کرد.
ایکنا ـ علامه طباطبایی مانند بسیاری از بزرگان با اینکه در یکی دو شاخه علمی معروف شدند ولی در رشتههای مختلف صاحبنظر بودند، مقداری در مورد تحصیلات ایشان در رشتههای مختلف در نجف توضیح دهید؟
مرحوم علامه هشت سال در درس خارج فقه مرحوم نائینی و یک دوره هم در درس خارج مرحوم آیتالله سیدابوالحسن اصفهانی شرکت کرد و کلیات رجال را نزد آیتالله حجت کوهکمرهای در نجف خواند و البته در این مدت از فلسفه و حکمت غفلت نکرد. فلسفه را نزد آیتالله سیدحسین بادکوبهای که ید طولایی داشت فراگرفت و چون این دانشمند به تربیت طلاب نیز اهتمام و به شکوفایی آنان عنایت داشت، به علامه فرمود که ریاضیات بخواند. لذا ایشان هم نزد آیتالله خوانساری ریاضی خواند تا قدرت استدلالی ذهن او بیشتر شود و نزد ایشان حساب و هندسه و جبر استدلالی خواند. لذا علامه یکی از ریاضیدانان برجسته آن دوران بود.
از آیتالله جوادی آملی نقل است که علامه طباطبایی یک مسئله ریاضی به بنده دادند که یک ماه برای حل آن وقت صرف کردهام؛ مرحوم علامه در نجف بوده و از طریق زمینی که در تبریز داشتند مخارج زندگی و تحصیل برای ایشان میرسید ولی به خاطر اینکه بعد از مدتی این مخارج قطع شد و به سختی معیشت افتاد به تبریز برگشت و در مدت 10 سال به باغبانی و کشاورزی پرداخت و از این 10 سال به عنوان سالیانی یاد میکند که شکنجه روحی شده است زیرا آنطور که قصد داشته از نوشتن و خواندن دور بوده است و البته در همین مدت چند کتاب تألیف کرده است.
ایکنا ـ گفته شده است که ایشان از تبریز وارد حوزه قم شدند و از آن به بعد در حقیقت در قلهبودن علامه به تدریج آشکار شد؛ ایشان در قم چه اقدامات علمی داشت؟
ایشان بعد از تبریز وارد حوزه قم شد و سراغ نیازهای حوزه آن دوره رفت و وقتی به این نتیجه رسید که گمشده حوزه فلسفه و قرآن کریم است، این دو درس را شروع کرد؛ وقتی فلسفه را شروع کرد خیلی از طلاب وارد درس او شدند ولی چون جوی علیه درس فلسفه ایشان ایجاد شد لذا به توصیه یکی از بزرگان آن را به صورت عمومی تعطیل کرد و در مجلسی خصوصی و با حضور شاگردان محدود آن را دنبال کرد.
ایکنا _ یکی از فصول زندگی علامه در قم جلساتی است که با هانری کربن داشت؛ ایشان چه مواجههای با این اندیشمند فرانسوی داشت؟
هانری کربن اسلامشناس برجسته اروپایی بود که به اشتیاق دیدار با علامه و آشنایی بیشتر با شیعه وارد ایران شده بود و جلساتی داشت که استادان دانشگاه و حوزه در آن شرکت داشتند؛ او دانشمندان بزرگی را در کشورهای مختلف دیده و ملاقات کرده بود ولی برای بهرهمندی از علامه نزد ایشان آمد و به تعبیر خود او سؤالات زیادی داشت که جواب آن را از علامه فراگرفت که نتیجه آن دو جلد کتاب بود.
هانری کربن تأکید کرده است که در غرب اسلام را با بیان اهل سنت میشناسند ولی اسلام واقعی، شیعه است لذا دنبال معرفی شیعه در غرب رفت و کارهای بزرگی هم در عرفان اسلامی کرد و در این عرصه بسیار فعال بود و خیلی هم تحت تأثیر مراتب علمی علامه طباطبایی قرار داشت.
ایکنا ـ چه آثار دیگری از علامه طباطبایی غیر از المیزان برجای مانده است؟
ایشان 27 عنوان کتاب غیر از مقالاتی که در برخی مجلات چاپ شده است داشت؛ همانطور که گفتید مهمترین و بزرگترین کتاب ایشان تفسیر المیزان است که بگذارید چند جمله در خصوص آن بگویم؛ ایشان در تفسیر آیات ابتدا یک آیه و یا چند آیه مرتبط را مینویسد، سپس آیات دیگری را که ارتباط موضوعی دارد میآورد که به آن تفسیر قرآن به قرآن میگویند و بعد این دسته آیات را تفسیر کرده و اگر توضیح فقهی در آیات باشد بیان کرده است؛ اگر مسئله فلسفی مرتبط با آیه باشد مطرح کرده است؛ همچنین مسائل اجتماعی و ... و در نهایت روایات مرتبط را میآورد لذا اگر نگوییم این کتاب در نوع خود بینظیر است قطعاً کمنظیر است.
در آن دوره فلسفه کانت و هگل و ... در فضای علمی کشور مطرح بود و ایشان به فلسفه غرب هم پرداخت و شاگردانی چون شهید مطهری و آیتالله مصباح یزدی و ... را تربیت کرد و جلساتی با ایشان داشت که خروجی آن کتاب فلسفه و روش رئالیسم شد که مطالعه تطبیقی بین فلسفه اسلامی و غربی بود و شهید مطهری هم این کتاب را شرح داد. وقتی دانشگاه تهران قصد جذب استاد الهیات داشت، چون ایشان مدرک کلاسیک نداشت نمیتوانست جذب شود ولی در رزومه خود نوشته بود که من بر کتاب فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبایی مقدمه و شرح نوشتهام و به همین خاطر استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران شد. برخی معتقدند که اگر وی این کتاب را شرح نداده بود، امکان مطالعه آن برای بیشتر مردم وجود نداشت زیرا علامه مجمل و ثقیل نوشته است.
دو کتاب بدایه الحکمه و نهایه الحکمه دو اثر فلسفی علامه است که در دانشگاهها و حوزههای علمیه تدریس میشود. یکی دیگر از آثار علامه، شیعه در اسلام است؛ رساله در حکومت اسلامی، حاشیه کفایه الاصول، رساله در قوه و فعل، رساله در اثبات ذات و اثبات افعال هم از دیگر آثار ایشان است. همچنین ایشان شاگردان زیادی در عرصههای مختلف علمی تربیت کرد که میتوان به شهید مفتح، آیتالله جوادی آملی، آیتالله حسنزاده آملی، آیتالله سبحانی، آیتالله انصاری و آیتالله مکارم شیرازی اشاره کرد.
ایکنا ـ شما به شاگردان علامه طباطبایی اشاره کردید، آیا از این شاگردان درباره منش و سلوک علامه چیزی نقل شده است؟
شرح حال دوگونه است؛ یکی زندگینامه افراد که عمدتاً خودنوشت است یا به ظواهر میپردازد و نوع دیگر توضیحاتی است که شاگردان یک استاد از سیر و سلوک باطنی و مقامات علمی او ارائه میدهند؛ شهید مطهری فرموده است که علامه طباطبایی، مرد بسیار بزرگ و ارزندهای است که باید صد سال بگذرد تا آثار او را تجزیه و تحلیل کنند و به ارزش او پی ببرند یعنی او جلوتر از زمان خود حرکت کرده است. شهید مطهری شاگردی است که آثار او بینظیر است و این استاد هم در مورد شاگرد میگوید وقتی آقا مرتضی را در کلاس میدیدم از شوق به رقص در میآمدم و شاداب بودم زیرا میدانستم هر چه بگویم هدر نمیرود. شهید مطهری نزد چنین عالمی درس خوانده است.
فرد دیگر علامه جوادی آملی است که فرموده است که حضرت استاد علامه محمدحسین طباطبایی قدس الله نفسه الزکیه انسانی کامل بود که از حکمت الهی برخوردار شد و خدا قلب این عالم ربانی را با نور حکمت روشن کرد و قرآن حکمت را خیر کثیر معرفی کرده است و این شخصیت از این خیر کثیر برخوردار بود.
آیتالله جعفر سبحانی هم فرموده است علامه طباطبایی با توجه به خدمات ارزندهای که از خود به جا گذاشته است به تنهایی یک امت بود و با توجه به کارهایی که صورت داد در شمار امت بود. اینها تمجید شاگردانی است که هر کدام از آنان خودشان استوانه علم و عمل و مراجع تقلید هستند.
علامه با این مقامات علمی در سادهزیستی کم نظیر بود و گفتهاند همه اسباب و اثاثیه منزل ایشان به اندازه یک وانت هم نبوده است. ایشان چنان حوزه را در علوم مختلف تحت تأثیر قرار داد که فلسفه و تفسیر او هنوز به عنوان آثار برتر شناخته میشود و شاگردانی تربیت کرد که هر کدام ستاره درخشانی در جهان علم و عمل و فلسفه و تفسیر و حکمت هستند و باید از برکات علمی و عملی این شخصیت بزرگ تاریخ اسلام استفاده کنیم و قدر این نعمت بزرگ را بدانیم.
گفتوگو از علی فرجزاده
انتهای پیام