صاحبخبر - فاطمه رحیمی- یونان در سال 1981 با برچیدن بساط دیکتاتوری کلنلها رو به دموکراسی آورد و با عضویت در جامعه اروپایی عملا وارد تاریخ نهادهای این قاره شد. یونان دهمین کشور عضو و یکی از پیشگامان جامعه اروپایی است؛ تشکیلاتی که به اتحادیه اروپایی تبدیل شد و 17 کشور دیگر نیز به عضویت آن درآمدند. 34 سال پس از رویای ساخت اروپایی واحد و پشت سر گذاشتن مراحل متعدد از جمله یک بحران اقتصادی و مالی گسترده، مردی در یونان با ایجاد تنشی بیسابقه اتحادیه اروپا را با نخستین یاس و سرخوردگی خود مواجه ساخته است؛ وضعیتی بیسابقه و مملو از ترس و هراس. هرگز اروپا اینگونه نسبت به یکی از اعضایش بیاعتماد نبوده است. هرگز کشوری پیشرفته در عدم پرداخت بدهیهای خود چنین ریسک نکرده است. در مورد تبعات این اقدام و حتی در خصوص واژه «پرداخت نکردن بدهیها» دیدگاهها متفاوت است. اکونومیست در آخرین شماره خود به بررسی این بحران و خطر خروج یونان از منطقه یورو نه تنها برای خود این کشور بلکه برای اروپا پرداخته است.
بحران یونان هر نتیجهای هم که داشته باشد، اتحادیه اروپا را برای همیشه تغییر خواهد داد. اتحادیه اروپا هرگز با چیزی مشابه شرایط هشت روز گذشته در یونان روبهرو نبوده؛ بانکهای مسدود، کنترل سرمایه، نخستین قصور در بازپرداخت بدهی صندوق بینالمللی پول توسط یک کشور توسعهیافته، شکست بسته نجات چندمیلیارد یورویی، برنامههایی برای برگزاری رفراندومی که ممکن است خروج یونان از ارز واحد را تسریع کند و گرفتاری مردم. اگر مخاطرات تا این اندازه بالا نبود، تمام آن نشستهای فوری و تقاضاهای لحظه آخر نمایشی خندهدار محسوب میشدند.
اما این یک تراژدی است با نتیجهای که تمام طرفین میگویند نمیخواهند- خروج یونان از ناحیه یورو- و این نتیجه بسیار محتمل به نظر میرسد. واضح است که ترک یورو برای یونان فاجعه خواهد بود، چراکه دستاوردهای اندک از قصور در بازپرداخت و تنزل ارزش پول به واسطه بیثباتی سیاسی و اقتصادی پایمال میشود. خروج یونان برای دیگر کشورهای اروپا نیز خطرات بسیاری دارد، به خصوص که مربوط به کشوری رو به ورشکستگی در بخش جنوب شرقی این قاره میشود. اما با وجود اینکه این نمایش درام ناامیدکنندهتر شده، اروپاییان نگرانی کمتری دارند. این واقعیت که یونان به شکل منحصربهفردی ناکارآمد است، باعث آرامش آنها میشود. بازیها و پیشبینیهای غلط تکراری، مذاکرات را مسموم کرده است. حال بسیاری به این نتیجه رسیدهاند که ناحیه یورو بدون یورو در واقع باثباتتر خواهد بود.
متاسفانه این برداشت غلط است. نگاهی به ورای یورو و تهدید درگیریهای بیشتر در یورو اجتنابناپذیر است. با وجود اینکه خروج یونان ثابت میکند که یورو غیرقابل فسخ نیست، هیچ کس نمیداند چه قانونشکنی منجر به انفجار خواهد شد. این مساله همچنین باعث حل مساله با عنوان «اجتنابناپذیری» وجود دو قطب دولتهای بدهکار و بستانکار در بستههای نجات نمیشود. اگر این ارز واحد با لزوم اصلاحات کنار نیاید، این بحران یا بحران بعدی شاهد یونانهای بیشتر، اشتباهات بزرگ بیشتر و هفتههای ملالتانگیز بیشتر خواهد بود. در آن زمان، این بحران، یورو و خود اتحادیه اروپا را خواهد شکست.در حال حاضر مساله این است که این استدلال توسط دولت چپگرای سیریزا و رفراندوم مضحکش به تاریکی کشانده شده است، در رایگیری روز یکشنبه (فردا) از یونانیان خواسته میشود بین برنامه بازسازی طلبکاران (که دیگر در میان گزینههای پیشنهادی نیست) و تجزیه و تحلیل پایداری بدهیشان یکی را انتخاب کنند. الکسیس سیپراس، نخستوزیر یونان میگوید رای نه به این همهپرسی در مقابله با طلبکاران دست بالا را به او میدهد بنابراین به حفظ یونان در ناحیه یورو کمک میکند. رهبران اروپایی در جواب میگویند یک «نه» در واقع رای به خروج است. پس از یک «بله» سیپراس به کار خود ادامه خواهد داد و اگر برود، یونان احتمالا بار دیگر حزب سیریزا را برمیگزیند اما هر دو آنها برای گرفتن «نه» تبلیغ میکنند.
در جهان واقعی یونان پولی ندارد. بانک مرکزی اروپا از اعطای نقدینگی بیشتر به این بانکها خودداری میکند و آنها متزلزل شدهاند. اگر یونان در بیستم ژوییه جاری (دو هفته دیگر) در بازپرداخت اوراق قرضه به ارزش 5/3 میلیارد یورو (9/3 میلیارد دلار) به بانک مرکزی اروپا قصور کند، فشارها باعث میشود حتی پشتیبانیهای امروز هم برداشته شود. این دولت به زودی روند پرداخت وامهای خود با سند بدهکاری را آغاز خواهد کرد. هر گام جدید، خروج یونان را محتملتر میکند. علاوه بر این، بازگشت یونان به شرایط عادی نیازمند عقل و مهارت بیشتر خواهد بود- و عدم برخورداری سیپراس از هر دو این موارد، بخشی از دلیل چرایی شکست کشورش است.محاسبات غلط وی باعث تنش شدید در منطقه یورو شده است. سیپراس معتقد است کنار کشیدن طلبکاران بدیهی است چراکه آنها مصمم به حفظ یکپارچگی یورو هستند اما طلبکاران با اعطای کمک به قصور بیپایان یونان در بازپرداخت بدهیها، به این کشور باج نخواهند داد چراکه آنها تاکید دارند این سیستم باید نظم داشته باشد. در حال حاضر یونانیها به یک نخستوزیر جدید نیاز دارند. روابط با سیپراسی که به بیراهه میرود، در هم شکسته است؛ اگر او مسوول باشد، آنها همچنان با مساله ماندن در ناحیه یورو کشمکش خواهند داشت. ناحیه یورو در درازمدت نیازمند حمایت است. برای حمایت از آن، اعضا باید یک مکانیسم خودکار مانند بیمه بیکاری جمعی را ایجاد کنند. این بلوک میداند که باید تغییر کند. معنی فاجعه یونان این است که اروپاییها باید همین حالا با تناقضات یورو مقابله کنند- در غیر این صورت با پیامدهای آن در شرایطی خانمانسوزتر روبهرو میشود.∎