به گزارش مفدا جیرفت ، نزدیک به چند هزار سال است که آخرین شب پاییز یعنی شب یلدا که تاریک ترین و درازترین شب سال است توسط ایرانیان جشن گرفته می شود و آیین ها و رسومات مختلفی در این شب به یاد ماندنی در کنار هم سپری می کنند ، شب زیبایی که در شهرهای مختلف ایران آداب و رسومی دارد. اما آیا می دانید چرا طولانی ترین شب سال تا این حد برای ایرانیان اهمیت دارد؟ آنقدر که برای گرامی داشت آن، به خانهی بزرگترها می رویم و با خواندن شاهنامه و دیوان حافظ، این چند دقیقه بیشتر با هم بودن را جشن می گیریم. اگر شما هم به این سوال فکر کرده اید که داستان شب یلدا از کجا شروع شده است، با ما در ادامهی این این مطلب همراه باشید؛ چراکه قصد داریم شما را با پیشینهی شب یلدا و افسانهی آن آشنا کنیم.
و اما داستان شب یلدا…
روزی روزگاری، ننه سرما بانوی زمستان، به همراه هوای سرد به شهر ما آمد. ننه سرما آنقدر پیر بود که انگار روی تمام موهایش برف نشسته. این مادربزرگ در آسمان زندگی می کرد و دو پسر داشت که سرما را با خود می آوردند. یکی از آن ها چله کوچک و دیگری چله بزرگ.
چلهی بزرگ مرد مهربانی بود که از روز اول زمستان، برای ۴۰ روز بر زمین حکمفرمایی می کرد؛ اما بعد از این که حکمفرمایی چله بزرگه تمام میشد، پسر دوم ننه سرما یعنی چله کوچیکه حکمرانی خود را بر جهان آغاز می کرد. او برعکس برادرش مهربانش، بدجنس و سرد بود و با خود، برف، یخ و هوای بسیار سرد می آورد.
با این وجود، زمان فرمانروایی او کوتاه بود و تنها ۲۰ روز طول می کشید. با اینکه برادر بزرگتر به او می گفت که با دنیا مهربان باشد و اینقدر هوا را سرد نکند، گوش برادر کوچکتر بدهکار نبود.
داستان شب یلدا این طور ادامه پیدا می کند
بالاخره، یک روز حاکم دیگری آمد و چله کوچیکه را در یک کوه یخی زندانی کرد. ننه سرما خیلی غمگین شد. او به کوه رفت و با نفس گرمش برف و یخ را آب کرد تا پسرش را آزاد کند. او سرانجام در نبرد پیروز شد و توانست با آب کردن برف ها، پسرش را نجات بدهد. ننه سرما خوشحال و با آرامش تمام شروع به تمیز کردن خانه کرد تا همه چیز برای آمدن عمو نوروز آماده باشد. همان کسی که پیام آور بهار و سال نو است…
در اولین روز بهار، ننه سرما لباس نو پوشید، موهایش را شانه زد و منتظر شد تا عمو نوروز برسد؛ اما همان طور که منتظر بود، خوابش برد و در همین زمان بود که عمو نوروز رسید. کمی چای نوشید و شیرینی خورد؛ بعد از آن برای ننه سرما چند شاخه گل در خانه گذاشت و رفت. وقتی ننه سرما بیدار شد، فهمید که دیدار با عمو نوروز را از دست داده است و تا سال دیگر او را نمی بیند. بعضی می گویند که این دو گاهی یکدیگر را دیدار می کنند و در این زمان، طوفان رخ می دهد.
اولین روزی که جشن شب چله را در ایران به طور رسمی معرفی کردند و درتقویم یادداشت کردند در زمان داریوش یکم میباشد و آن روز در تقویمهای رسمی مصر و بابل نیز ثبت شده است.
ایرانیان باستان نیز میگفتند که یلدا شب میلاد مهر و دوستی و محبت است. ایرانیان در زمان قدیم اعتقاد داشتند که خورشید در این شب شکست ناپذیر میشود.
آریاییها با دیدن اینکه برخی روزها طولانی و برخی شبها از روزها طولانیتر است در شب یلدا فکر میکردند که روز به معنای محبت و روشنی در حال مقابله و جنگ با شب و اهریمن است.
به همین دلیل طولانیترین شب سال را به عنوان شب چله جشن میگرفتند و میگفتند که در این شب پس از جدال طولانی خورشید با اهریمن، خورشید و مهر پیروز میشود.
ما در این مطلب، از داستان شب یلدا و ماجرایی نوشتیم که ایرانیان باستان آن را دلیل شکل گیری و پاسداشت شب یلدا می دانستند. امروزه، شب یلدا برای دست کم بخشی از جهان یک شب خاص است تا کنار هم بنشینند، فال حافظ بگیرند و اشعار فاخر ایرانی را مطالعه کنند.
آداب و رسوم خاص شب یلدا از گذشته تا به امروز
یکی از مهم ترین شب های ایران باستان شب یلدا می باشد که از دیرباز تا به امروز مورد توجه و اهمیت ایرانیان واقع شده است جشن ها و شب نشینی هایی که در این شب توسط مردم در اقصی نقاط کشور برگزار می شود یک سنت دیرینه محسوب می شود که تا امروز نیز نه تنها از ارزش آن چیزی کم نشده است بلکه جایگاه بسیار ویژه ای در نزد ایرانیان پیدا کرده است.
شب یلدا بلندترین شب سال که به زمان مابین غروب آفتاب از تاریخ 30 آذر یعنی آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب 1 دی ماه یعنی نخستین روز زمستان مربوط می شود مصادف با انقلاب زمستانی در نیمکره شمالی می باشد به همین علت از آن تاریخ به بعد طول شب کوتاه تر و طول روز بیشتر می شود.

علت نامگذاری شب یلدا
یلدا برگرفته از یک واژه سُریانی می باشد که به تولد و زایش معنی شده است. سریانی زبان رایج مسیحی ها بوده است که از تحقیق و بررسی در کتب تاریخی واژه نامه ها کسب شده است دانشمند بزرگ و تقویم شناس ابوریحان بیرونی با نام میلاد اکبر از شب یلدا یاد می کند و آن را میلاد خورشید دانسته است.
واژه یلدا به طور دقیق مشخص نیست که چطور و چه زمانی به زبان فارسی ورود کرده است این گونه از تاریخ بر آمده است که مسیحیان اولیه که در روم زندگی می کردند دچار سختی های فراوانی بودند در همان حال عده ای از آنها تصمیم به مهاجرت به ایران می کنند و به خاطر نزدیک بودن فرهنگ ها این واژه سریانی به زبان فارسی راه پیدا می کند.
با آداب و رسوم شب یلدا آشنا شوید
از آیین های رایج و معروف و مرسوم شب یلدا می توان به آتش روشن کردن،قصه گویی ریش سفیدان و بزرگان،خوردن تنقلات و تفآلی بر حافظ اشاره کرد.
آتش روشن کردن در یلدا
از آنجایی که آتش روشن کردن در دیدگاه گذشتگان نماد روشنی و خورشید بود و همچنین بعضی ها آن را برای رفع تاریکی و نحسی اهریمن میشناختند از این رو برای فراری دادن تاریکی ها و قوای اهریمن آتش روشن می کردند تا محفلی گرم در کنار یکدیگر ایجاد کنند.
فال حافظ و شاهنامه خوانی در شب یلدا

شاهنامه خوانی و فال حافظ در شب های یلدا یکی دیگر از سرگرمی های ایرانیان می باشد و از دیرباز مرسوم بوده است چنانچه برای تفآل زدن به حافظ مخاطب مورد نظر نیت می کند و بزرگ مجلس که قرار است قال بگیرد از او می خواهد این جمله را با خود تکرار کند:ای حافظ شیرازی، تو کاشف هر رازی، من طالب یک فالم، بر من نظر اندازی…
و سپس دیوان را باز کرده و غزل بالای سمت راست را خوانده چراکه جواب تفآل می باشد اگر با وسط غزل مواجه شدند فال باید از ابتدای غزل یعنی صفحه پشت خوانده شود.پس از اینکه غزل خوانده شد آن را تفسیر می کنند .چنانچه فال با محتوای مثبت از آب در آمد یعنی فال خوب است اما اگر منفی بود یعنی بد است البته نا گفته نماند تمامی غزلیات حافظ محتوایی روحیه بخش و عاشقانه دارند.
و همچنین شاهنامه خوانی جزء جدایی ناپذیرترین برنامه های شب یلدا می باشد که از دیرباز رایج می بوده است. فردوسی در پایان داستان اورمزد ساسانی ضمن اشاره به گذرا بودن این جهان ، بار دیگر از خواننده می خواهد که به این جهان فانی و سپنجی دل نبندد و سپس اشاره به فرا رسیدن شب خجسته ی چله دارد و اینکه می باید این شب بلند را گرامی داشت :
چنین بود تا بود گردان سپهر
گهی پر ز درد و گهی پر ز مهر
تو گر باهشی مشمر او را به دوست
کجا دست یابد بدردت پوست !
شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می
شب اورمزد : اورمزد یا هرمزد نام نخستین روز ماه در ایران باستان است .شب نخستین روز از ماه دی : شب یلدا

نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست شـب فراق تو هر شـب که هست یلـدائیست (سعدی)
هنوز با همه دردم امیِد درمان است که آخری بود آخر، شبانِ یلـدا را (سعدی)
صحبت حکام، ظلمتِ شبِ یلداست نور ز خورشید جوی بو که برآید (حافظ)
تهیه کننده: علی عمرانی ساردو دبیر سرویس فرهنگی مفدا