گاهی اوقات نقشی را برای خود و دیگران اختصاص میدهیم و لزوماً آن نقش را در خود و دیگران نمیبینیم. ما در راستای تعریف انسان به عنوان موجودی که هر لحظه در حال شدن و تولدی تازه است، باید به محدودیتهایی که خودمان برای تفکراتمان پدید آوردهایم کنار بگذاریم تا بتوانیم بزرگ فکر کنیم و در این میان باید مانیفست بزرگ داشت و آن را طراحی کرد. باید بهترین استراتژی برای حرکت و گسترش افقهای فکری را انتخاب کنیم تا حرکت کنیم اگر حرکت نکنیم در ماندن میمانیم. واین ایده توقف بیش از حد خطرناک است. باید سعی کرد کاری انجام داد. تصمیم درست، کار درست و سازنده کاریزمای هر شخصی را جذابتر میکند. این امر مهم بسیار پر اهمیتتر از هر تبلیغی به شمار میرود. بهترین افراد کسانی هستند که در صد بزرگترین خطرات احتمالی را به صفر برسانند و این میسر نیست الا با داشتن اندیشه باز و شفاف که برای دیگران جذاب و دارای قوه جاذبه است. باید با بزرگ فکر کردن اهداف راست و درست را طراحی کنیم و در این میان به گونهای حرکت کنیم که از مسیر درست منحرف نشویم.
برخی معتقدند تفکر بزرگ به این معنی است که باید اهداف بلندمدت و ایدهآلیستی را طراحی کرد تا خود را به قلههای پیشرفت و ترقی رساند. امروز این ایده خریداری ندارد و وقتی اهداف غیر واقعی را برای خودمان تعیین کردیم، این به معنای فلاکت است. اهداف مبهم، ناامیدی به ارمغان میآورد، لذا باید یک هدف خاص را که در واقع قابل دستیابی میباشد، برای خود و محیط پیرامونمان به وجود بیاوریم. ما باید یک تیم کار بلد داشته باشیم تا تعادل و کارآمدی و توانمندی معنا پیدا کند. اغلب زمانی که ما از گروهی یا افرادی میخواهیم که از ما حمایت کنند؛ ما فقط درخواست کرده ایم، اما اگر به دنبال نتیجه هستیم باید اندیشه باز و روشنی داشته باشیم. اگر درخواستی داریم باید منتظر بازخورد نظرات مردم هم باشیم. وقتی به ما میگویند، بیشتر فکر کنید، باید نیک پنداریم. اندیشه پویا از همه میخواهد که عملکردش را نقد کند. ما از مردم حامی خود فقط بلهقربانگو نخواهیم. اندیشه و تفکر و ما نیفست بزرگ باید درک کند که تصمیم به کار درست به تنهایی امکانپذیر نیست. اعتقاد به خرد جمعی یک گام به جلو تلقی میشود. اگر محدودیتها و خطوط قرمز را از دایره فکری خارج کنیم، هزاران نفر درهایشان را باز میکنند و میلیونها نفر پنجرههایتان را میبندند و همینان همیشه انتشار میدهند.
رامین نخستین انصاری
روزنامه نگار