
شيوا نوروزي
ليگ برتر به نيم فصل خود رسيده و در حالي كه تيمها خودشان را براي نيم فصل دوم آماده ميكنند، اميدي به بالا رفتن كيفيت بازيها نيست. ليگ برتر فوتبال ايران به رغم اينكه يكي از پرهزينهترين ليگها محسوب ميشود اما در اين سالها نتوانسته رضايت خاطر مردم و كارشناسان را جلب كند. جلال چراغپور كارشناس فوتبال با تشريح فراز و نشيبهاي اين فصل علل پسرفت فوتبال باشگاهي كشورمان را در گفتوگو با «جوان» مورد ارزيابي قرار داد.
سطح فني نيم فصل اول ليگ هفدهم را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
براي بررسي سطح ليگ بايد به چند محور توجه كنيم و به چند سؤالي كه مطرح است، پاسخ دهيم. اولين سؤال اين است كه چرا صدر جدول يا همان پنج تيم اول تا اين اندازه نوسان داشتهاند؟ سؤال دوم اينكه چرا با پايان نيم فصل اول تقريباً تيمهاي ته جدولي و كانديداي سقوط مشخص شدهاند. از هر كسي بپرسيد سه تيم اصلي را كه به دسته پايين سقوط ميكند، ميتواند حدس بزند. چرا به اين زودي تكليف سقوطكردهها معلوم شده است؟ يك سؤال ديگر اينكه چرا فاصله پرسپوليس با ته جدول 25 امتياز است؟ آخرين مسئله نيز نزديك بودن كيفيت بازيها به يكديگر است و چرا ديگر خبري از تفاوت سبك، استايل بازي و برند فكر مربي نيست؟ اگر به اين سؤالها پاسخ دهيم نيم رخ ليگ برتر را ترسيم كردهايم.
نوسانهايي كه به آن اشاره كرديد چه تأثير منفياي در ليگ برتر دارد؟
اين نوسان به دليل اتفاقي است كه امسال در ليگ افتاده است. تيمهايي كه قبلاً ردههاي سوم تا پنجم را در اختيار داشتند در اين فصل هر كدام بنا به دلايلي در شرايط خوبي نيستند. در سالهاي گذشته استقلال هميشه تا رده دوم و سوم حضور داشت. ذوب آهن حتي در آسيا حضور داشت و رده سوم و چهارم را در اختيار داشت. سپاهان هم مشكلات خاص خودش را دارد يا به دلايل مديريتي يا هر مسئله ديگر در بين تيمهاي بالاي جدول نيست و جزو تيمهاي مقتدر در اين فصل محسوب نميشود. تراكتورسازي هم معمولاً در بين چهار تيم اول ديده ميشد. وقتي چهار تيم به اين شكل از چرخه خارج ميشوند نوبت به تيمهايي ميرسد كه وسع صدرنشيني ندارند اما به خاطر نوسانات به جمع تيمهاي بالاي جدول اضافه ميشوند؛ تيمهايي مثل سايپا، پيكان و فولاد. اين نوسانات بالاي جدول را برخيها مثبت و برخيها منفي تلقي ميكنند. نوسان زياد و چرخش تيمهاي بالاي جدول از جمله اتفاقات جديد بوده است.
چرا چهره تيمهاي سقوط كرده به اين زودي مشخص شده است؟
اين هم از خواص دو سال گذشته است. علت اين است كه در بعد از جابهجايي مربيان، بازيكنان نيز با مربي به تيم ديگر ميروند. اين يكي پديده نادر در كل فوتبال دنياست. اينكه اسكلت و شاكله تيم با رفتن مربي از تيم برود، بسيار عجيب است. از يك طرف توليد ليگ به اندازه كافي نيست و از سوي ديگر قيمت بازيكنان بسيار بالاست به همين خاطر تيمهاي ته جدولي نميتوانند كمبودهايشان را جبران كنند و آسيب ميبينند. آسيبهاي ناشي از جابهجايي مربيان و بازيكنان قابل جبران نيست.
پايين بودن سطح كيفي انتقاد هميشگي كارشناسان و حتي هواداران است. اين نقطه ضعف را چگونه ميتوان جبران كرد؟
كيفيت ليگ ايران يكنواخت و ثابت است. دليل اصلياش اين است كه 18 مربي سالهاست كه در تيمهاي مختلف ميچرخند. در حالي كه از نظر دانش، ايده و كلاس كاري هيچ تغيير و تفاوتي با گذشته نداشتهاند ولي در كشورهاي صاحبنام، حتي آلماني كه خودش مربي به خارج صادر ميكند، براي استفاده از يك ايده و فكر جديد از مربياني چون گوارديولا و آنچلوتي استفاده ميكنند. همينطور در ليگ انگليس كه وزنهاي در فوتبال جهان به حساب ميآيد، شاهد حضور مربياني چون گوارديولا، مورينيو، كونته و كلوپ هستيم تا از يكنواختي فرار كنند و سطح فوتبالشان ارتقا يابد ولي در فوتبال ايران مربياني هستند كه بيش از 15 سال است كه به طور ثابت حضور دارند. با اين شرايط نبايد منتظر ارتقاي سطح بود. بايد به اين سؤال پاسخ داد كه چرا فقط يك مربي به نام برانكو ايوانكوويچ نسبت به همه مربيان ليگ برتري ما برتري سبك، ساختارسازي تيمي و فكري دارد؟ يكنواختي، عدم مطالعه و نداشتن ايده جديد دلايلي است كه باعث اين برتري و تفاوت شده است. نكته ديگر اينكه برانكو گامهاي مهمي را براي موفقيت تيمش برداشته، از نوسانات زياد تيم جلوگيري كرده، بازيكنان جديد زيادي به تيمش نياورد و يك معماري دقيق در پرسپوليس به كار برده است.
تيم ملي فوتبال چه نقشي در ليگ هفدهم داشته است؟
خوشبختانه يا متأسفانه تيم ملي هيچ نقشي ندارد و ليگ برتر هم نقش بسيار كمرنگي در تيم ملي دارد. تفكر كرش با تفكر داخل ليگ متفاوت است و نوع فوتبالي كه در تيم ملي بازي ميشود نيز با فوتبال باشگاهي ما فرق دارد. سرمربي تيم ملي مهرههاي اصلياش را از خارج از ايران انتخاب ميكند و بازيكنان شاغل در ليگهاي خارجي را ترجيح ميدهد چراكه اين بازيكنان با ايدههاي جديد بازي ميكنند و در ليگ ما ايدههاي ما هم سنتي است و هم كهنه. حتي كميته آموزش فدراسيون نيز همچنان بر آموزشهاي سنتي تأكيد دارد. با اينكه در دنيا تحول عظيمي در آموزش، محتوا، روش تمرين، نگرش بر زمان تمرين و حتي آمادگي جسماني بازيكنان ايجاد شده اما حتي كارشناسان ما در صداوسيما تلاش ميكنند فوتبال فوق مدرن دنيا را از طريق گفتمان سنتي بيان كنند! ليگ بازيكن توليد ميكند اما توليداتش به درد تيم ملي و پستهاي مدنظر كرش نميخورد.
با اين شرايط ميتوان ليگ برتر ايران را با ليگهاي معتبر جهان مقايسه كرد؟
چطور ميتوان ليگ ايران را كه در آسيا در رده هفتم قرار دارد با ليگهاي فوتبال جهان مقايسه كرد؟! اين اصلاً خوب نيست براي كشوري كه همه به فوتبال علاقه داريم و تيم مليمان به جام جهاني صعود كرده است. در حالي كه ليگ امارات در رده اول است. بدون تعصب بايد بگوييم كه فوتبال ايران فراتر از سنتي است. دلاليل اين افت واضح است. عناصر تشكيلدهنده همه ليگها بازيكنان هستند. وقتي يك بازيكن پا به سن گذاشته يا بازيكني كه در رده نوجوانان يك بازي ملي داشته را دلالها به ايران ميآورند، نتيجهاش بهتر از اين نميشود. فيفادي كه ميشود هيچ كدام از بازيكن خارجي ما حرف از رفتن به تيم ملي نميزنند. در حالي كه قطريها اينيستا را به ليگ خود ميآورند. مورد ديگر مربيان شاغل در ليگ هستند؛ چرا هيچ كدام از مربيان ما به تيمهاي خارجي نميروند؟
سطح فني نيم فصل اول ليگ هفدهم را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
براي بررسي سطح ليگ بايد به چند محور توجه كنيم و به چند سؤالي كه مطرح است، پاسخ دهيم. اولين سؤال اين است كه چرا صدر جدول يا همان پنج تيم اول تا اين اندازه نوسان داشتهاند؟ سؤال دوم اينكه چرا با پايان نيم فصل اول تقريباً تيمهاي ته جدولي و كانديداي سقوط مشخص شدهاند. از هر كسي بپرسيد سه تيم اصلي را كه به دسته پايين سقوط ميكند، ميتواند حدس بزند. چرا به اين زودي تكليف سقوطكردهها معلوم شده است؟ يك سؤال ديگر اينكه چرا فاصله پرسپوليس با ته جدول 25 امتياز است؟ آخرين مسئله نيز نزديك بودن كيفيت بازيها به يكديگر است و چرا ديگر خبري از تفاوت سبك، استايل بازي و برند فكر مربي نيست؟ اگر به اين سؤالها پاسخ دهيم نيم رخ ليگ برتر را ترسيم كردهايم.
نوسانهايي كه به آن اشاره كرديد چه تأثير منفياي در ليگ برتر دارد؟
اين نوسان به دليل اتفاقي است كه امسال در ليگ افتاده است. تيمهايي كه قبلاً ردههاي سوم تا پنجم را در اختيار داشتند در اين فصل هر كدام بنا به دلايلي در شرايط خوبي نيستند. در سالهاي گذشته استقلال هميشه تا رده دوم و سوم حضور داشت. ذوب آهن حتي در آسيا حضور داشت و رده سوم و چهارم را در اختيار داشت. سپاهان هم مشكلات خاص خودش را دارد يا به دلايل مديريتي يا هر مسئله ديگر در بين تيمهاي بالاي جدول نيست و جزو تيمهاي مقتدر در اين فصل محسوب نميشود. تراكتورسازي هم معمولاً در بين چهار تيم اول ديده ميشد. وقتي چهار تيم به اين شكل از چرخه خارج ميشوند نوبت به تيمهايي ميرسد كه وسع صدرنشيني ندارند اما به خاطر نوسانات به جمع تيمهاي بالاي جدول اضافه ميشوند؛ تيمهايي مثل سايپا، پيكان و فولاد. اين نوسانات بالاي جدول را برخيها مثبت و برخيها منفي تلقي ميكنند. نوسان زياد و چرخش تيمهاي بالاي جدول از جمله اتفاقات جديد بوده است.
چرا چهره تيمهاي سقوط كرده به اين زودي مشخص شده است؟
اين هم از خواص دو سال گذشته است. علت اين است كه در بعد از جابهجايي مربيان، بازيكنان نيز با مربي به تيم ديگر ميروند. اين يكي پديده نادر در كل فوتبال دنياست. اينكه اسكلت و شاكله تيم با رفتن مربي از تيم برود، بسيار عجيب است. از يك طرف توليد ليگ به اندازه كافي نيست و از سوي ديگر قيمت بازيكنان بسيار بالاست به همين خاطر تيمهاي ته جدولي نميتوانند كمبودهايشان را جبران كنند و آسيب ميبينند. آسيبهاي ناشي از جابهجايي مربيان و بازيكنان قابل جبران نيست.
پايين بودن سطح كيفي انتقاد هميشگي كارشناسان و حتي هواداران است. اين نقطه ضعف را چگونه ميتوان جبران كرد؟
كيفيت ليگ ايران يكنواخت و ثابت است. دليل اصلياش اين است كه 18 مربي سالهاست كه در تيمهاي مختلف ميچرخند. در حالي كه از نظر دانش، ايده و كلاس كاري هيچ تغيير و تفاوتي با گذشته نداشتهاند ولي در كشورهاي صاحبنام، حتي آلماني كه خودش مربي به خارج صادر ميكند، براي استفاده از يك ايده و فكر جديد از مربياني چون گوارديولا و آنچلوتي استفاده ميكنند. همينطور در ليگ انگليس كه وزنهاي در فوتبال جهان به حساب ميآيد، شاهد حضور مربياني چون گوارديولا، مورينيو، كونته و كلوپ هستيم تا از يكنواختي فرار كنند و سطح فوتبالشان ارتقا يابد ولي در فوتبال ايران مربياني هستند كه بيش از 15 سال است كه به طور ثابت حضور دارند. با اين شرايط نبايد منتظر ارتقاي سطح بود. بايد به اين سؤال پاسخ داد كه چرا فقط يك مربي به نام برانكو ايوانكوويچ نسبت به همه مربيان ليگ برتري ما برتري سبك، ساختارسازي تيمي و فكري دارد؟ يكنواختي، عدم مطالعه و نداشتن ايده جديد دلايلي است كه باعث اين برتري و تفاوت شده است. نكته ديگر اينكه برانكو گامهاي مهمي را براي موفقيت تيمش برداشته، از نوسانات زياد تيم جلوگيري كرده، بازيكنان جديد زيادي به تيمش نياورد و يك معماري دقيق در پرسپوليس به كار برده است.
تيم ملي فوتبال چه نقشي در ليگ هفدهم داشته است؟
خوشبختانه يا متأسفانه تيم ملي هيچ نقشي ندارد و ليگ برتر هم نقش بسيار كمرنگي در تيم ملي دارد. تفكر كرش با تفكر داخل ليگ متفاوت است و نوع فوتبالي كه در تيم ملي بازي ميشود نيز با فوتبال باشگاهي ما فرق دارد. سرمربي تيم ملي مهرههاي اصلياش را از خارج از ايران انتخاب ميكند و بازيكنان شاغل در ليگهاي خارجي را ترجيح ميدهد چراكه اين بازيكنان با ايدههاي جديد بازي ميكنند و در ليگ ما ايدههاي ما هم سنتي است و هم كهنه. حتي كميته آموزش فدراسيون نيز همچنان بر آموزشهاي سنتي تأكيد دارد. با اينكه در دنيا تحول عظيمي در آموزش، محتوا، روش تمرين، نگرش بر زمان تمرين و حتي آمادگي جسماني بازيكنان ايجاد شده اما حتي كارشناسان ما در صداوسيما تلاش ميكنند فوتبال فوق مدرن دنيا را از طريق گفتمان سنتي بيان كنند! ليگ بازيكن توليد ميكند اما توليداتش به درد تيم ملي و پستهاي مدنظر كرش نميخورد.
با اين شرايط ميتوان ليگ برتر ايران را با ليگهاي معتبر جهان مقايسه كرد؟
چطور ميتوان ليگ ايران را كه در آسيا در رده هفتم قرار دارد با ليگهاي فوتبال جهان مقايسه كرد؟! اين اصلاً خوب نيست براي كشوري كه همه به فوتبال علاقه داريم و تيم مليمان به جام جهاني صعود كرده است. در حالي كه ليگ امارات در رده اول است. بدون تعصب بايد بگوييم كه فوتبال ايران فراتر از سنتي است. دلاليل اين افت واضح است. عناصر تشكيلدهنده همه ليگها بازيكنان هستند. وقتي يك بازيكن پا به سن گذاشته يا بازيكني كه در رده نوجوانان يك بازي ملي داشته را دلالها به ايران ميآورند، نتيجهاش بهتر از اين نميشود. فيفادي كه ميشود هيچ كدام از بازيكن خارجي ما حرف از رفتن به تيم ملي نميزنند. در حالي كه قطريها اينيستا را به ليگ خود ميآورند. مورد ديگر مربيان شاغل در ليگ هستند؛ چرا هيچ كدام از مربيان ما به تيمهاي خارجي نميروند؟