سعید کاکاآقازاده
بنا به قانون مصوب مجلس شورای اسلامیقراربود اجرای قانون هدفمندی یارانهها قانونی پنج ساله باشد و بنابراین دو سال پیش یعنی درسال ۹۴ به انتهای خود برسد، اما به دلایل مختلفی ادامه یافت.ازطرفی مقامات دولتی بارها به زیان باربودن تداوم توزیع یارانه نقدی اذعان ونسبت به پرداخت یارانه انتقاد داشتند. به این علت که پرداخت یارانه نقدی بهخصوص به اقشاری که نیازی به آن ندارند، استفاده نادرست از منابع است. از طرفی بجای آنکه منابع مالی تامین یارانهها که میتوانست صرف امور تولیدی واشتغال و بالاتر رفتن سطح زندگی شود.ولی درعمل با پرداخت نقدی یارانهها این منابع درجاهای هزینه شدکه هیچ تاثیر بربهبود وضعیت اقشار مردم و بهتر شدن وضعیت اقتصادی نداشت. براساس گذارشهای اعلام شده میزان کل پرداختی به یارانهها بیشتر از کل سرمایهگذاری عمرانی درکشوراست.
به طوری که 21/95 درصد جمعیت کشوردرشش ماه نخست سال جاری یارانه دریافت کرده اند.ضمن آنکه دراسفند سال ۹۵، نزدیک به ۷۵ میلیون نفریارانه بگیر وجود داشته که این تعداد در شهریورسال ۹۶، به حدود ۷۶ میلیون نیزرسیده که براین اساس حدود ۶۰۰ هزار نفر به تعداد یارانه بگیران افزوده شده است.درحالی که مقامات دولتی بارها گفته بودند که یارانه بخشی از اقشار پردرآمد حذف خواهد شد.ولی این اتفاق نیفتاد وبا تمام وعدههای داده شده که قرار بود بعد ازاجرای برنامه هدفمندی یارانهها شرایط بهتری برای مردم فراهم کند. اما نه تنها سطح زندگی بالاتر نرفت بلکه شکافه طبقاتی بیشترشد وکیفیت زندگی اقشارتهیدست و حاشیهنشین بهبود پیدا نکرد.باید خاطرنشان کرد بودجه متوسط خانوارهای ایرانی بین سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۵ روندی نزولی داشته و حدود ۱۵ درصد پایین آمده است. همچنین دریک دهه اخیر شکاف میان هزینه متوسط خانوارشهری در تهران با متوسط هزینه در دیگر استانهای ایران، تقریبا دوبرابرشده است. علاوه بر این از آنجایی که پرداخت نقدی یارانهها و تامین منابع آن مشکلات زیادی را برای دولت به وجود میآورد. به همین علت مجلس تصمیم گرفت تا پرداخت یارانه نقدی به اقشارپردرآمد را لغو کند. از طرفی اجرای برنامه یارانهها پنج ساله بوده و در حال حاضردوری قانونی آن به پایان رسیده است.
همچنین ناکارآمدی قانون پرداخت یارانههای نقدی در رسیدن به اهدافش یکی دیگر از انگیزههای پایان دادن به این پروژه تلقی میشود. به این علت که پرداخت یارانههای نقدی با توجه به تورمیکه دردولت پیشین به وجود آمد وهمچنین ریخت وپاش فراوان نه تنها به هدف مندی توزیع یارانه نینجامید.یلکه موجب اتلاف منابع مالی، افزایش نقدینکی و کسر بودجه شد واثرات منفی خود را دربخشهای مختلف اقتصادی نیزگذاشت.البته دلیل مختلفی باعث شکاف طبقاتی در ایران شده است و تنها به نابرابری توزیع درآمد اختصاص ندارد.بلکه اصلیترین درآمد ایران یعنی درآمد نفتی ورانتهای مربوطه به آن دراختیاروانحصارعده ای قراردارد که این منایع درآمدی را به درستی دربخشهای اقتصادی واجتماعی توزیع نمیکنند.هرچند افزایش فاصله طبقاتی و پیامد بلندمدت آن بخاطرسیاستهایی بوده که درطی این سالها دراقتصاد ایران وجود داشته است.ازسوی دیگراقداماتی مانند توزیح یارانه میتواند شکاف طبقاتی را درکوتاه مدت پهنان کند.
اما به این علت که زیرساختهای اقتصادی برای چنین برنامههای مهیا نبوده اجرای آن هم با موانع مختلفی مواجه شده است.افزون براین بخش قابل توجهی ازاقتصاد ایران کدراست ونظام مالیاتی دقیق وشفافی وجود ندارد، ازاین رو شناسایی افرادی که پرداخت یارانه به آنها ضروری است دشواراست.به همین دلیل علی رغم تلاش دولت و دستگاههای ذیربط آنچه «شناسایی دهکهای آسیبپذیر» خوانده میشود موفق نبوده است.تجربه دیگرکشورهای توسعه یافته نشان میدهد که پرداخت یارانه میبایست به وسیله نهادهایی انجام گیرد که پاسخگووشفاف باشند تا به هدف اصلی آن یعنی توامندی اقشارآسیبپذیردست پیدا کند.پرداخت یارانهها اقدامیبوده که کارکرد آن هیچ تاثیرمثبتی دراقتصاد ایران نداشته است وهمچنین دولت درشرایط فعلی دارای کسربودجه میباشد که با افزایش هزینههای جاری احتمالا درسال آینده بیشترهم خواهد شد.
همچنین دولت یکی از بزرگترین بدهکاران به نظام بانکی وپیمانکاران است.بنابراین به نظرمیرسد دولت برای تعادل بودجه هم شده میباید پروژه هدفمندسازی یارانهها درایران وپرداخت یارانههای نقدی درشکل فعلی آن را متوقف کند. زیرا شواهد نشان میدهد با گذشت نزدیک به هفت سال این برنامه عوام پسند به بنبست رسیده است.