
حبیب کاوش، کارگردان سینما در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، درباره جایگاه فیلمهای دینی در اکران اظهار کرد: پیش از آنکه به موضوع اکران فیلمهای دینی در سینماها بپردازم ذکر یک نکته را ضروری میدانم که میخواهم به عنوان مقدمه در این بحث آن را ذکر کنم.
وی افزود: سینمای ما پیش از انقلاب اسلامی، نزدیک به ۵۰۰ سالن نمایش فیلم داشت، اما این تعداد بعد از انقلاب به جای افزایش کاهش داشته و ما امروز نزدیک به ۳۰۰ سالن نمایش فیلم داریم این در حالی است که هم جمعیت کشور ما زیاد شده هم تعداد آثار تولیدی قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست، بهنحویکه به راحتی میتوانیم ادعا کنیم هر سال ۱۲۰ فیلم سینمایی در کشور ما ساخته میشود.
کارگردان فیلم سینمای «داد شاه» ادامه داد: با توجه به وضعیتی که به آن اشاره کردم کاملاً طبیعی است که وضعیت اکران در کشور ما ناعادلانه باشد، زیرا هر جا کمبودی وجود داشته به طبع برخی سوءاستفادها رخ داده است، بنابراین اگر میخواهیم فیلمهای دینی و دیگر آثار ارزشی در سینمای کشورمان موقعیت مناسبی برای اکران داشته باشند در ابتدا باید تعداد سالنهای خود را افزایش دهیم.
کاوش با بیان اینکه معافیت مالیاتی برای سینماداران بخش خصوصی میتوان عاملی تشویقی برای اکران فیلمای دینی باشد، تاکید کرد: اگر پای صحبت سینماداران بنشینیم آنها درددلهای فراوانی درباره هزینههای خود در سینما داری خواهند داشت حتی برخی از آنها به شما خواهند گفت که از پرداخت هزینههای برق و گاز سینما نیز عاجز هستند برای همین چارهای ندارند جز آنکه فیلمهای را روانه پرده کنند که قادر باشد هزینههای آنها را تامین کند. در چنین شرایطی است که بهترین راهکار معافیتهای مالیاتی و ... برای رونق اکران در سینمای دینی است.
این کارگردان ادامه داد: شاید این سوال در ذهن شما پیش آید که سینماهای بخش خصوصی به دلیل هزینههایشان مجبور به اکران فیلمهای تجاری هستند، اما چرا سینماهای دولتی از نمایش فیلمهای ارزشی حمایت نمیکنند؟ جواب این نکته را اینگونه میدهم که دولت به مدیران آن سینماها گفته که خود باید هزینههای جاری سینما را تامین کنند و توقعی از دولت برای پرداخت هزینهها نداشته باشد. پس در چنین شرایطی چگونه انتظار داریم مدیران بخش دولتی نیز همانند سینماداران بخش خصوصی به فکر رونق گیشه خود نباشند.
این سینماگر با تاکید بر اینکه سینمادار و سینماگر ایرانی جدا از مردم و کشورش نیست، تصریح کرد: سینماداران و هنرمندان کشورمان جزیی از مردم این سرزمین هستند آنها علائق مذهبی دارند و عاشقانه به اعتقاداتشان عشق میورزند، اما وقتی بحث تامین هزینهها پیش میآید مجبور میشوند پای روی خواسته دلشان بگذارند، بنابراین نباید عدم رونق فیلمهای دینی و دفاع مقدسی را به عدم دلبستگی هنرمندان و سینماداران مربوط دانست، بلکه همان گونه که گفتم موضوع اصلی همان کمبود سالنها است.
این فیلمساز در بخش دیگری از سخنانش از دهه شصت و هفتاد مثال آورد و گفت: تمام سینماهایی که امروز فیلمهای تجاری نمایش میدهند در دهه شصت و هفتاد فیلمهای ارزشی روی پرده میبردند، چون آنها کارها فروش داشت و به نوعی هزینههای آنها را برآورده میکرد، اما وقتی سینمادار میبیند فیلمی با چهار یا پنج نفر در هر سانس به نمایش در میآید دیگر انگیزهای برای کارهای مشابه نخواهد داشت.
وی در پاسخ به این سوال که آیا تنها موارد ذکر شده را باید دلیلی برای مهجور بودن فیلمهای دینی در اکران ذکر کرد و متذکر شد: فیلمهای دینی عموماً مخاطبانش مردم طبقه متوسطه هستند این وضعیت در حالیست که سینماهای مناطق مرکزی و پایین شهر از کیفیت خوبی بهره نبردهاند به همین دلیل تماشاگر کمتر رغبتی برای دیدن فیلم در آن سالنها دارد. با این توضیح اگر ما بیاییم سینماهای جنوب شهر را با کیفیت کنیم مطمئناً فیلمهای دینی مورد استقبال مردم آن منطقه قرار خواهند گرفت.
این فیلمساز درباره کیفیت آثار دینی و انقلابی نیز اینگونه اظهار نظر کرد: بیانصافی است تا بخواهیم درباره بحث اکران فیلمهای دینی سخن گویم، اما به کیفیت فیلمها اشارهای نداشته باشیم، زیرا به باور من این موضوع نیز تاثیری مستقیم در کم شدن میزان مخاطب آثار مورد نظر در سینماها داشته است به نحوی که تاثیر آن را به وضوح در اکران فیلمها مشاهده میکنیم، چون موضوعات در کارهای این چنینی به اندازه تکراری شده که تماشاگر دیگر علاقهای برای دیدن آن ندارد. این اتفاق به وضوح در سینمای دفاع مقدس قابل لمس است درصورتیکه این دست فیلمها همانگونه که پیشتر گفتم جز پرببیندترین فیلمهای دهه شصت و هفتاد بود.
کاوش مثال زد: فیلم «شیار ۱۴۳» از داستانی ساده سود میبرد یا فیلم «ایستاده در غبار» اثر مستند داستانی بود، اما این کارها توانستند در جذب مخاطب بسیار موفق عمل کنند، زیرا قصهای را روایت میکردند که تا آن زمان گفته نشده بود این نکته نشان میدهد که هنوز موضوعات ارزشی جذابیتهای لازم را برای تماشاگر دارا است به شرطی که به شکلی صحیح و غیر تکراری به بیننده ارائه شود.
کاوش در پایان تاکید کرد: حمایت اهالی رسانه به ویژه منتقدان از فیلمهای مورد نظر در این بحث میتواند عاملی برای رونق فیلمهای ارزشی در گیشه باشد، اما متاسفانه همه ما نقشهای خود را فراموش میکنیم و تنها از سازمان سینمای یا سینماگران توقع برآورده شدن خواستهمان را داریم!
وی افزود: سینمای ما پیش از انقلاب اسلامی، نزدیک به ۵۰۰ سالن نمایش فیلم داشت، اما این تعداد بعد از انقلاب به جای افزایش کاهش داشته و ما امروز نزدیک به ۳۰۰ سالن نمایش فیلم داریم این در حالی است که هم جمعیت کشور ما زیاد شده هم تعداد آثار تولیدی قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست، بهنحویکه به راحتی میتوانیم ادعا کنیم هر سال ۱۲۰ فیلم سینمایی در کشور ما ساخته میشود.
کارگردان فیلم سینمای «داد شاه» ادامه داد: با توجه به وضعیتی که به آن اشاره کردم کاملاً طبیعی است که وضعیت اکران در کشور ما ناعادلانه باشد، زیرا هر جا کمبودی وجود داشته به طبع برخی سوءاستفادها رخ داده است، بنابراین اگر میخواهیم فیلمهای دینی و دیگر آثار ارزشی در سینمای کشورمان موقعیت مناسبی برای اکران داشته باشند در ابتدا باید تعداد سالنهای خود را افزایش دهیم.
کاوش با بیان اینکه معافیت مالیاتی برای سینماداران بخش خصوصی میتوان عاملی تشویقی برای اکران فیلمای دینی باشد، تاکید کرد: اگر پای صحبت سینماداران بنشینیم آنها درددلهای فراوانی درباره هزینههای خود در سینما داری خواهند داشت حتی برخی از آنها به شما خواهند گفت که از پرداخت هزینههای برق و گاز سینما نیز عاجز هستند برای همین چارهای ندارند جز آنکه فیلمهای را روانه پرده کنند که قادر باشد هزینههای آنها را تامین کند. در چنین شرایطی است که بهترین راهکار معافیتهای مالیاتی و ... برای رونق اکران در سینمای دینی است.
این کارگردان ادامه داد: شاید این سوال در ذهن شما پیش آید که سینماهای بخش خصوصی به دلیل هزینههایشان مجبور به اکران فیلمهای تجاری هستند، اما چرا سینماهای دولتی از نمایش فیلمهای ارزشی حمایت نمیکنند؟ جواب این نکته را اینگونه میدهم که دولت به مدیران آن سینماها گفته که خود باید هزینههای جاری سینما را تامین کنند و توقعی از دولت برای پرداخت هزینهها نداشته باشد. پس در چنین شرایطی چگونه انتظار داریم مدیران بخش دولتی نیز همانند سینماداران بخش خصوصی به فکر رونق گیشه خود نباشند.
این سینماگر با تاکید بر اینکه سینمادار و سینماگر ایرانی جدا از مردم و کشورش نیست، تصریح کرد: سینماداران و هنرمندان کشورمان جزیی از مردم این سرزمین هستند آنها علائق مذهبی دارند و عاشقانه به اعتقاداتشان عشق میورزند، اما وقتی بحث تامین هزینهها پیش میآید مجبور میشوند پای روی خواسته دلشان بگذارند، بنابراین نباید عدم رونق فیلمهای دینی و دفاع مقدسی را به عدم دلبستگی هنرمندان و سینماداران مربوط دانست، بلکه همان گونه که گفتم موضوع اصلی همان کمبود سالنها است.
این فیلمساز در بخش دیگری از سخنانش از دهه شصت و هفتاد مثال آورد و گفت: تمام سینماهایی که امروز فیلمهای تجاری نمایش میدهند در دهه شصت و هفتاد فیلمهای ارزشی روی پرده میبردند، چون آنها کارها فروش داشت و به نوعی هزینههای آنها را برآورده میکرد، اما وقتی سینمادار میبیند فیلمی با چهار یا پنج نفر در هر سانس به نمایش در میآید دیگر انگیزهای برای کارهای مشابه نخواهد داشت.
وی در پاسخ به این سوال که آیا تنها موارد ذکر شده را باید دلیلی برای مهجور بودن فیلمهای دینی در اکران ذکر کرد و متذکر شد: فیلمهای دینی عموماً مخاطبانش مردم طبقه متوسطه هستند این وضعیت در حالیست که سینماهای مناطق مرکزی و پایین شهر از کیفیت خوبی بهره نبردهاند به همین دلیل تماشاگر کمتر رغبتی برای دیدن فیلم در آن سالنها دارد. با این توضیح اگر ما بیاییم سینماهای جنوب شهر را با کیفیت کنیم مطمئناً فیلمهای دینی مورد استقبال مردم آن منطقه قرار خواهند گرفت.
این فیلمساز درباره کیفیت آثار دینی و انقلابی نیز اینگونه اظهار نظر کرد: بیانصافی است تا بخواهیم درباره بحث اکران فیلمهای دینی سخن گویم، اما به کیفیت فیلمها اشارهای نداشته باشیم، زیرا به باور من این موضوع نیز تاثیری مستقیم در کم شدن میزان مخاطب آثار مورد نظر در سینماها داشته است به نحوی که تاثیر آن را به وضوح در اکران فیلمها مشاهده میکنیم، چون موضوعات در کارهای این چنینی به اندازه تکراری شده که تماشاگر دیگر علاقهای برای دیدن آن ندارد. این اتفاق به وضوح در سینمای دفاع مقدس قابل لمس است درصورتیکه این دست فیلمها همانگونه که پیشتر گفتم جز پرببیندترین فیلمهای دهه شصت و هفتاد بود.
کاوش مثال زد: فیلم «شیار ۱۴۳» از داستانی ساده سود میبرد یا فیلم «ایستاده در غبار» اثر مستند داستانی بود، اما این کارها توانستند در جذب مخاطب بسیار موفق عمل کنند، زیرا قصهای را روایت میکردند که تا آن زمان گفته نشده بود این نکته نشان میدهد که هنوز موضوعات ارزشی جذابیتهای لازم را برای تماشاگر دارا است به شرطی که به شکلی صحیح و غیر تکراری به بیننده ارائه شود.
کاوش در پایان تاکید کرد: حمایت اهالی رسانه به ویژه منتقدان از فیلمهای مورد نظر در این بحث میتواند عاملی برای رونق فیلمهای ارزشی در گیشه باشد، اما متاسفانه همه ما نقشهای خود را فراموش میکنیم و تنها از سازمان سینمای یا سینماگران توقع برآورده شدن خواستهمان را داریم!