به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ امیرمحمد بهشتآئین* در تحلیلی پیرامون برنامههای برگزار شده به مناسبت روز دانشجو در دانشگاهها نوشت: آرمانخواهی و عدالت طلبی، بالهای مهمی برای جنبش دانشجویی هستند و در نگاهی ساده و سطحی، حتما عبس و بیهوده به نظر میرسند اما 16 آذرهایی که میآیند و میروند، حتما نسبتی با دانشجویان امروز دارند.
تا پایان هفتهای که گذشت، جو 16 آذری دانشگاهها ادامه داشت. تعطیلات پی در پی و سهروزهی حول 16 آذر هم نتوانست شور و نشاط دانشجویان برای گرامیداشت این روز بزرگ را به حاشیه ببرد. از ابتدای دو هفتهی گذشته تا همین دو روز پیش، به قاعدهی چهارده روز بلکه بیشتر، دانشجویان با موجی از برنامههای متعددی در دانشگاهها روبرو بودند. برنامههایی که عدد آنها به مرز 2000 نزدیک شد.
باید از دانشجویان متشکر بود که سنت آزاداندیشی در دانشگاهها را حفظ کرده و ادامه میدهند. حتی به قیمت لغو تمام برنامهریزیهایشان یا حتی هزینههایی که متحمل میشوند و در ادامه خواهند شد. باید از دانشجویانی که میدانند آرمانخواهی و عدالتطلبی هزین بردار است متشکر بود که علیرغم آگاهی از این مسیر صعبالعبور اما ثابتقدم میمانند و پرچم آزاداندیشی را که اتفاقا مورد تاکید رهبر انقلاب نیز هست را بالا نگه میدارند.
علاوه بر اینکه دانشجویان در گوشه و کنار دانشگاههای مختلف، اقدام به برگزاری برنامههای مختلف و متعددی با موضوعات گوناگون و متفاوت میکنند، همواره سخنرانی و مناظره، یکی از مهمترین محورهای مراسمات دانشجویی در تمام ایام سال به ویژه مراسمات ویژهی 16 آذر و روز دانشجو است؛ پس بدون شک، یکی از پایههای اصلی برقراری و استمرار آزاداندیشی در دانشگاهها، مسئولینی هستند که با قبول دعوت دانشجویان، پا به عرصهی دانشگاه میگذارند تا گرمای محافل دانشجویی افزوده شود.
اتفاقا باید از این مسئولین نیز تشکر کرد که با جرات به معرکهی دانشگاه قدم گذاشته و خود را مقابل تیغ تیز انتقادات دانشجویی قرار میدهند. مهم نیست چه رویکرد و جناح سیاسی داشته باشند اما اهمیت اصلی، متوجه به تکمیل شدن قطعات پازل برقراری آزاد اندیشی در دانشگاه است.
به همان میزانی که تک تک دانشجویان برگزارکننده و شرکت کنندهی یک کرسی آزاداندیشی یا مراسم دانشجویی و یا حتی میهمانان و مسئولین شرکت کننده نقش دارند، مسئولین و کارکنان دانشگاه میزبان، که وظیفهی همراهی و ارائه تسهیلات بهتر برای برگزاری این مراسمات را به عهده دارند نیز تاثیرگذار خواهند بود و همه با هم این پازل را تکمیل میکنند. حال آنکه در بعضی از موارد، به دلیل نقص در انجام وظیفهی یکی از قطعات این پازل، کرسیهای آزاد اندیشی در چند دانشگاه لغو شد و اجازهی برگزاری نگرفت.
کاش به همینجا ختم وشد اما مرور برخی از رفتارهای مسئولین دانشگاهی با دانشجویانی که به دنبال ایجاد آزاداندیشی در دانشگاه هستند، بعضا نگاهها را معطوف به شکایت و دادگاه نیز میکند. جایی که یک مسئول حتی توان تحمل علامت تعجب در یک بیانیهی اعتراض آمیز را ندارد و دانشجو را به دادگاه میکشاند.
باید منصف بود؛ انتظار این نیست که چشم بسته در اختیار دانشجو بود؛ چه بسا دانشجویانی هم پیدا میشوند که به بهانهی همنوایی با شعار تعامل، به دنبال جلب توجه رژیم جنایتکار صهیونیسیتی هستند. حال آنکه اجازهی برقراری کرسیهای آزاداندیشی در قالب اخلاق و ادب، حداقل خواستهی دانشجویان از مسئولین دانشگاهی است.
وسط این مطلبات پر شور و دانشگاههای پر تلاطم در ایامی که متعلق به دانشجویان است، دقت کنید که با برخی دانشجویان که در قالب اعتراض، به دنبال تسویهحساب سیاسی حزب متبوعشان با جریان حاکم بر دانشگاه هستند قاطی نشوید که در آنصورت شاید شما نیز دچار طلاق عاطفی با دولت خواهید شد! چراکه دولت در این روزها، ایدئولوژیش را فدای استراتژی کرده؛ دیروز دانشجویان و امروز سلبریتیها، موج پشیمانی و اعتراض را آغاز کردند و معلوم نیست که فردا نوبت به کدام قشر حامی کاندیدای پیروز انتخابات ریاست جمهوری 96 خواهد رسید.
مرور که میکنیم، طی چهار دههای که از انقلاب اسلامی ایران گذشته، دانشگاه و دانشجو همواره به عنوان یکی از نقاط حساس و سرنوشتساز در برحههای مختلف سیاسی و اجتماعی ایفای نقش کرده است. اما تا چه موفق بوده و درست عمل کرده است؟
آیا دانشجویان آنطوری که باید و شاید، پرچم عدالتخواهی را پیشبردهاند؟ آیا دانشگاه توانسته در قالب یک دانشگاه فعال در جمهوری اسلامی، دانشجویان تراز انقلاب اسلامی را برای خدمت مفید به کشور، تربیت کند؟ قطعا نمیشود پاسخ را در قالب مثبت و منفی ارائه کرد.
اما نه به این معنا که مقصر اصلی نیز دانشجو و دانشگاه باشند. اگر دانشجویان و جریان دانشجویی در برحهای از تاریخ انقلاب اسلامی، وارد جناحبندیهای سیاسی شده و از رسالت اصلی خویش بازماندند، بخشی به بدنهی خودشان مربوط و بخشی دیگر نیز به اشتیاق احزاب سیاسی حریص که چشم طمعشان همواره به دنبال بهرهبرداری سیاسی از دانشگاه است برمیگردد.
از طرفی اگر امروز شاهد شکوفایی سودآور علم و فناوری در کشور نیستیم، هم اهالی دانشگاه را میتوان به عنوان دلیل این گلایه مطرح کرد و هم مسئولین بالادستی و مدیرانی میانی و صنعتگرانی را که به هر دلیلی از دانشگاه و اهالی علم و فناوری، مطالبهی جدی در زمینههای مورد نیاز و پرهزینه نکردهاند. حال انکه در حوزههایی مثل هستهای و دفاعی، یکی از وجوه پیشرفت چشمگیری که نام ایران را به قلههای جهانی نیز رسانده، مطالبهی جدی با توجه به تحریم و نیاز 100 درصدی بوده است.
اینکه دانشجویان ممتاز فارغالتحصیل مقطع کارشناسی دانشگاههای برتر ایران، در دوراهی انتخاب دعوتنامهی دانشجویان خارجی قرار میگیرند و در همین زمینه، موجی از اپلای دانشجویان به دانشگاههای برتر جهان به راه میافتد، حتما ریشههای داخلی نیز دارد. ریشههایی اتفاقا به رفتار و تصمیمات مسئولین دانشگاهی و حتی غیر دانشگاهی نیز بر میگردد.
با این همه اما باید دانشگاه را من حیث المجموع، علی رغم ناکامیهایی که پیش روی خود دیده است، طی چهار دههی انقلاب اسلامی به عنوان متولی اصلی آزاداندیشی باور کرد و این همان چیزی است که به عنوان یکی از کارکردهای اصلی دانشگاه، پیش از انقلاب اسلامی معنایی نداشت. معنایی نداشت که خون 3 دانشجوی معترض به حضور نیکسون، بدون هیچ پاسخی روی زمین دانشگاه تهران ریخته شد.
باید از دانشگاه متشکر بود.
* سردبیر خبرنامه دانشجویان ایران
∎