امروزه فیلترینگ به اشکال و انواع گوناگون در کشورهای مختلف دنیا وجود دارد و چیزی نیست که ابداع و ابتکار آن متعلق به کشورمان باشد. گستردهترین فیلترینگ تارنماهای اینترنتی دنیا مربوط به کشورهای کره شمالی، چین و عربستان است که تنها بخش کوچکی از تارنماهای ملی خود را برای دسترسی عموم فعال کردهاند.
به گزارش ایسنا، از زمان ورود اینترنت به ایران، در کشور ما هم ضرورت وجود فیلترینگ سازماندهی شده و قانونمند وجود داشت؛ چراکه دسترسی کنترلنشده، نقطه شروع آسیب ها و آفت هایی است که در قرن بیست و یکم و عصر رسانههای نوین، کودکان، نوجوانان و جوانان ما را بیش از دیگران تهدید میکند و آرامش روحی و سلامت فکری آنان را هدف قرار میدهد و به اذعان کارشناسان و تحلیلگران، فیلترینگ ساماندهیشده و قانونمند برای سالمسازی فضای اینترنت و حفاظت از آرامش روحی افراد جامعه نه تنها یک امکان بلکه یک ضرورت است.
اما وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات درباره نوع نگاه به فیلترینگ میگوید: هر فضا و شرایطی که برای ما به وجود میآید، فرصتها و تهدیداتی دارد. میتوان به یک پدیده به عنوان تهدید نگاه کرده و آن را ببندیم یا از فرصتهایش بهرهمند شویم. نگاهی در سابق وجود داشت که هر سرویسی در عرصه کشور فعال میشد به دلیل تهدیداتی که وجود داشت، آن را میبستند.
جهرمی ادامه می دهد: در مقابل این پدیده، در دولت یازدهم بحث پالایش هوشمند مطرح شد. اینکه ما از فرصتها استفاده کنیم و موارد منفی را حذف کنیم و با سرویسهای اینترنت، فلهای برخورد نکنیم. زیرا توانمندسازهایی در عرصه کشور هستند و فرصتهایی را ایجاد میکنند. اینجا هم یک مفهوم و یک پروژه به اسم پالایش هوشمند وجود دارد. مفهوم پالایش هوشمند در شورای عالی فضای مجازی مطرح شده و تاییدیه گرفت که در سرویس اینستاگرام اجرا شد.
به گفته وی، در مقطعی که این پالایش فعال بود، موفق عمل کرد. از زمان آغاز پالایش هوشمند روی اینستاگرام، پنج درصد محتوایی را که ارزیابی کردیم، موارد نامناسب با فرهنگ ما بود. پس از پالایش هوشمند و در این فرآیند ۷۰۰میلیون مصداق غیرمجاز شناسایی و بسته شده بود و خللی هم در زندگی مردم ایجاد نمیشد.
اما چالش بزرگ پروژه پالایش هوشمند، رمزنگاری است؛ پالایش هوشمند در موارد رمزگذاری شده نمیتواند مساله را حل کند. در دنیا هم مرسوم است که در موارد رمزگذاری با سرویسدهنده تعامل میکنند و به یک مفهوم و چارچوب مشترک میرسند. نوع نگاهی که برای سرویسهای مبتنی بر رمز پیش رفت، بدین ترتیب است. اما از آنجایی که عمده سرویسهای مورد اقبال مردم ما بیشتر در آمریکا مشغول فعالیت هستند، طبق قوانین امکان تعاملی تاکنون وجود نداشته و به گفته جهرمی، البته از طرف ما هم عزمی وجود نداشته که تعامل صورت بگیرد.
در هر حال طی سال های اخیر گسترش اینترنت زمینهای به وجود آورد که طیف وسیعی از اطلاعات بدون هیچگونه محدودیتی و فراتر از مرزهای جغرافیایی در سراسر جهان منتشر شود و به نحو چشمگیری به یک رسانه ارتباطی و اطلاعاتی تبدیل شود.
خصوصیت و ویژگی اینترنت و سهولت انتشار مطالب و اطلاعات وعلاوه بر آن راحتی دستیابی به انواع مختلف اطلاعات در وب اعم از متن، صوت و تصویر و دادههای گرافیکی متنوع به اندازهای شدت یافته است که در برخی موارد اطلاعات حاوی مطالب مخرب و زیانباری هم در وب منتشر میشود که زمینه سوء استفادههای مختلف را فراهم آورده است.
هرزنگاریها ، ترویج خشونت و فساد، خرید و فروش مواد مخدر و زیانبار، اشاعه اطلاعات خصوصی افراد و سازمان ها و موارد مشابه، ضرورت کنترل محتوای وب را ناگزیر ساخته است، ولی این کنترل و نظارت برانتشار اطلاعات در جوامع مختلف و بر حسب خط مشیهای سیاسی و فرهنگی هر جامعه نمودهای متفاوتی داشته است.
در برخی جوامع غربی تاکید بیشتر بر عدم سوء استفاده از اطلاعات خصوصی افراد و جلوگیری از انتشار تصاویر نامانوس کودکان و ممانعت از دسترسی سازمانهای تروریستی به اطلاعات خاص و مهم است، اما کنترل محتوای اینترنت در جوامع شرقی و مذهبی فراتر از موارد فوق است و نظارت شدید بر اشاعه افکار و عقاید سیاسی در شبکه جهانی را هم شامل می شود.
بطور مثال در کشور چین که مقام اول را در جهان از نظر تعداد کاربران اینترنت داراست، نظارت گستردهای بر محتوای اطلاعات سیاسی صورت میگیرد و کنترل جدی بر عقاید و اندیشههای متضاد با حکومت کمونیستی چین در وب حاکم است و به این منظور “پلیس اینترنت” در این کشور هم با این هدف شکل گرفته است.
عمده دلایل فیلتر کردن اینترنت در کشورهای مختلف را میتوان در چهار تقسیم بندی کلی گنجاند: “مسائل سیاسی”، “مسائل اجتماعی”، ” مسائل امنیتی” و “مسائل اخلاقی” . آنچه باعث تفاوت مبنایی هر کشور برای فیلترینگ میشود، ارزشهای بنیادین مورد توجه در هر مقوله در آن کشورها است.
در مجموع میتوان گفت تعداد کشورهایی که در منطقه و جهان به نحوی با مساله فیلترینگ و سانسور در اینترنت مواجه هستند، نسبتاً قابل توجه است. کشورهایی مانند سوئد، فرانسه وآلمان در قاره اروپا و کشورهایی مانند هند، عربستان، کره جنوبی، مالزی و در مجموع آسیا به عنوان بزرگترین قاره دنیا و همچنین کانادا دارای گستردهترین میزان تنوع فیلترینگ هستند.
گزارش زیر مروری بر تجارب دیگر کشورها در امر فیلترینگ و محدود کردن اینترنت دارد که در ذیل به آن اشاره دارد:
آمریکا
محدودسازی دسترسی کاربران به محتوای اینترنت در ایالات متحده آمریکا از نظام قانونی ویژهای برخوردار است ولی به روش های کاملاً حرفهای و نامحسوس صورت میگیرد و از دسترسی اقشار مختلف جامعه به برخی تارنماهای خاص جلوگیری می کند. در این میان
سیاست های کلان ایالات متحده در عرصه بینالمللی هم تاثیرگذار است.
در آغاز دوران رشد چشمگیر اینترنت در دهه ۹۰و افزایش تصاعدی محتوا در آن، والدین آمریکایی تحت تاثیر چند مورد منتشر شده از اینترنت در رسانههای بزرگ، از دسترسی فرزندانشان به اینترنت به هراس افتادند و فشاری را آغاز کردند که منجر به تصویب “قانون نزاکت ارتباطات” در کنگره آمریکا شد. این قانون، فیلتر و مسدود ساختن محتویات “غیر اخلاقی” را مجاز دانسته است.
به دنبال تصویب این قانون، شرکتهای سازنده نرمافزارهای امنیتی برای رایانهها و شبکهها، برنامههای فیلترینگی را عرضه کردند که یا در مبدا خدمات اینترنتی یعنی شرکتهای “رسا” ISP یا بصورت مجزا توسط شرکت ها یا کاربران عادی بر روی رایانهها نصب میشوند.
پس از حوادث یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱هم پای دولتها و حکومتهای فراوانی به حیطه فیلترینگ باز شد و در این میان نقش کشورهای اروپایی و به ویژه ایالات متحده پر رنگتر از سایرین بود.
ایالات متحده به عنوان پیشروترین کشور دنیا هم در زمینه به کارگیری و توسعه تجهیزات اینترنت و هم در زمینه تولید محتوای اینترنتی پس از حملات ۱۱سپتامبر با چالشی جدی در مواجهه با اینترنت رو به رو شد و دولت این کشور قوانین محکمی را در این مورد وضع کرد تا جایی که حامیان حریم شخصی و آزادیهای مدنی به اعتراضات گستردهای علیه دولت بوش دست زدند.
آمریکا در تاریخ ۲۴اکتبر ۲۰۰۱قانونی تحت عنوان “لایحه میهنپرستی” را تصویب کرد که به موجب آن، کنترل و نظارت بر تبادل دادههای onlineکاربران رنگ قانونی به خود میگرفت؛ این قانون که در قالب مبارزه با تروریسم به تصویب رسیده بود، موجی از مخالفت و اعتراض را هم در میان جمهوری خواهان و هم در بین دموکراتها برانگیخت.
تغییر رئیس جمهوری در آمریکا هم باعث تغییر در سیاست نقض حریم خصوص افراد نشده و اوباما هم پس از روی کار آمدن اقدام به تمدید قانون شنود در این کشور کرد.
در ماه مارس سال ۲۰۰۸میلادی روزنامه نیویورک تایمز گزارشی منتشر کرد که کمپانی میزبانی وب (ENom) آمریکا، نام دامنههایی که در لیست سیاه وزارت خزانهداری آمریکا قرار گرفتهاند را مسدود میکند.
در آمریکا همچنین در پی شکایات فراوان مهمانداران و مسافران خطوط هواپیمایی آمریکا از برخی کاربران در استفاده از تارنماهای غیراخلاقی با محتویات مستهجن، صاحبان شرکت های هواپیمایی به فکر فیلتر کردن این تارنماها افتاده اند.
از سوی دیگر،پس از اینکه وزیر ارتباطات استرالیا «استفان کانروی» سیاستهای حریم شخصی گوگل را به چالش کشید و این شرکت را تهدید به فیلتر کردن کرد، تارنمای اخبار فنآوری اطلاعات استرالیا با نقل پاسخ این شرکت تأیید کرد که گوگل اجازه دسترسی دولت آمریکا به جیمیل را فراهم کرده است.
پس از تصویب لایحه میهنپرستی که توسط دولت بوش ارائه شده بود، دولت آمریکا اجازه یافت که کنترل گسترده و جامعی بر مخابرات و ارتباطات رایانهای از جمله تلفن، فکس، ایمیل و… داشته باشد. هرچند قبل از آن هم چنین کنترلهایی با قواعد مشخص انجام میشد، اما هیچگاه امکان کنترل کامل و گستردهای به مانند این قانون در اختیار دولت قرار داده نشده بود.
در این میان، گوگل زیرساخت عظیمی را برای کنترل ارتباطات اینترنتی کاربران فراهم ساخته که به خوبی توسط دولت آمریکا مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.
هر چند آمریکا از شهروندان خود جاسوسی گستردهای را به انجام میرساند و این جاسوسی پس از ۱۱سپتامبر و تصویب قانون میهنپرستی گستردهتر و همچنین آزادانهتر به انجام میرسد، اما به هر حال در یک چارچوب مشخص انجام میگیرد.
اما در مورد کشورهایی که به صراحت مورد تحریم آمریکا قرار دارند، هیچ محدودیتی وجود ندارد. مثلا اطلاعات شخصی کاربران سایر کشورها از جمله ایران بدون هیچ محدودیتی در اختیار سرویسهای امنیتی آمریکا قرار میگیرد. اطلاعاتی شامل ایمیلهای فرستاده شده افرادی که با آنها ارتباط برقرار شده است، آدرس اینترنتی که از آنها به جیمیل وصل شدهاند
و …
در بین سرویسهای اینترنتی گوگل، مشکل تنها جیمیل نیست؛ شرکت موزیلا که کار توسعه نرمافزار فایرفاکس را بر عهده دارد، حدود ۹۰درصد درآمد خود را به طور مستقیم از گوگل دریافت میکند. در مقابل، موزیلا هم دسترسی به سرویسهای گوگل را تضمین کرده است؛ نکته جالب دیگر در مورد فایرفاکس این است که از طریق سرویس SafeBrowsingگوگل، آدرس هر صفحهای که در فایرفاکس دیده شود، به سرورهای گوگل فرستاده میشود تا از سلامت و مشکلدار نبودن آن (به طور مثال ویروسی نبودن آن) اطمینان حاصل شود.
این سرویس هم امکان خوبی را برای گوگل فراهم میآورد تا صفحات بازدید شده توسط کاربران را ردیابی کند. با سازوکارهای دیگری که گوگل در سرویسهای اینترنتی مختلف دارد -از جمله سرویس Adsense و جیمیل- و ترکیب اطلاعات، گوگل نه تنها میتواند تشخیص دهد که از چه آدرس IPصفحات اینترنتی بازدید میشوند، بلکه میتواند هویت دقیق فرد بازبینی کننده را هم تشخیص دهد.
اما قصه فیلترینگ در کشورهای عضو اتحادیه اروپا داستان دیگری دارد که در ادامه به فیلترینگ و محدودیت اینترنت در کشورهای فرانسه، انگلیس، ایتالیا و آلمان پرداخته خواهد شد:
ادامه دارد
مروری بر نحوه نظارت بر اینترنت
صاحبخبر -
∎
