«ایران روی کمربند زلزله قرار دارد». این جملهای است که بعد از هر بار وقوع فاجعه زلزله، تکرار میشود. بی انصافی است اگر بگوییم در کشورمان تاکنون هیچ برنامهای برای آمادگی در برابر زلزله اجرا نشده است، اما واقعیت این است که اقدامات صورت گرفته، کافی نیست. و از اینرو هر بار بعد از زلزلهای شدید، این سئوال مطرح میشود که چرا در مورد آن تدابیر لازم اندیشیده نشده است؟
آنچه مسلم است، قرار گرفتن ایران بر کمربند زلزله است که نمیتوان کوچکترین تغییری در آن ایجاد کرد؛ نه میتوانیم محل گسلها را تغییر دهیم و نه سرزمینمان را بر دوش بگیریم و به جایی دیگر ببریم! اما اینکه زلزله در کشور ما فعال است و هر آینه ممکن است بخشی از آن به شدت بلرزد، به معنای قبول فاجعههای انسانی و پذیرفتن آن به عنوان سرنوشتی محتوم است، و آیا راهحلی برای تابآوری بیشتر در برابر این کنش طبیعی زمین وجود ندارد؟
شاید اگر ۱۰۰ سال پیش این سئوال مطرح میشد، جواب آن با تردید و اما و اگرهایی همراه بود، اما امروز نمونههای دیگری از کشورهای زلزله خیز در جهان وجود دارند که هم شدت و هم تعداد زلزلهها در آنها بیشتر از کشور ماست، اما تلفات آنها به قدری ناچیز است که قابل قیاس با فجایع زلزله در ایران نیست.
زلزله چیست؟
لرزش و جنبش زمین که به دلیل آزاد شدن انرژی ناشی از گسیختگی سریع در گسلهای پوسته زمین در مدتی کوتاه روی میدهد، «زلزله» یا زمین لرزه خوانده میشود. محل و منشأ زلزله را که انرژی از آنجا خارج میشود، «کانون ژرفی» و نقطه بالای کانون در سطح زمین را «مرکز سطحی زلزله» میگویند. زمین لرزه نتیجة رهایی ناگهانی انرژی از داخل پوسته زمین است که امواج ارتعاشی ایجاد میکند. زلزلههای کوچکتر از بزرگی ۳ درجه ریشتر اغلب غیر محسوس است و بزرگتر از ۶ درجه ریشتر، خسارتهای زیادی را به بار میآورد. همچنین در نزدیکی سطح زمین، زلزله به صورت ارتعاش یا گاهی جابجایی زمین نمایان میشود. زمانی که مرکز زلزله کف دریا باشد، در صورت تغییر شکل زیاد و سریع بستر دریا، «سونامی» پدید میآید که معمولاً در زلزلههای بزرگتر از ۸ ریشتر اتفاق میافتد. ارتعاشات زمین باعث ریزش کوه و نیز فعالیتهای آتشفشانی میشوند.
واحد اندازهگیری شدت زلزله
شدت زلزله به اندازه گسل و میزان لغزش لایههای اطراف آن بستگی دارد. اما این پارامترها قابل اندازهگیری نیست و در همین راستا شدت زمینلرزه از دادههای ثبتشده به وسیله لرزهنگار به دست میآید. نمودار لرزهای که به وسیله لرزهنگار ثبت میشود، از خطی تشکیل شده است که به هنگام وقوع زمینلرزه و با توجه به شدت آن، جابهجا میشود.
«ریشتر» نامی آشنا برای همه ماست.، اما احتمالا برای بسیاری ازافراد این سئوال پیش آمده است که چرا با اضافه شدن یک واحد ریشتر، میزان قدرت و تخریب زلزله بسیار بیشتر میشود. واحد اندازه گیری شدت زلزله، مبنایی لگاریتمی دارد و اضافه شدن هر یک درجه به بزرگی زلزله، انرژی آزادشده آن را تقریباً ۶ر۳۱ برابر بیشتر میکند. بدین ترتیب و با توجه به رابطه لگاریتمی ریشتر، شاهد شیب افزایشی زیاد آن در درجات بالا هستیم.
مقابله با آثار مخرب زلزله
ژاپن از جمله کشورهایی است که در معرض شمار بیشتری از زلزلهها قرار دارد که شدت بسیاری از آنها در کشور ما خوشبختانه هیچ وقت پیش نیامده است؛ زلزلههای ۹ ریشتری که تلفات جانی آنها کمتر از تعداد انگشتان دست بوده است. اما قیاس کشورمان با ژاپن ایراد بزرگی دارد و ممکن است این شبهه را القا کند که با توجه به پیشرفتهای بزرگ فناوری در ژاپن، طبیعی است که زلزله در آنجا بدون تلفات و در ایران با تلفات زیادی باشد. باید گفت فقط ژاپن نیست که بر این مشکل فائق آمده، شیلی، یکی از دیگر کشورهایی است که شرایط آن از نظر تعداد و شدت زلزله به ژاپن نزدیک است. این کشور نیز گرچه به اندازه ژاپن در فناوری سرآمد نیست، اما سال ۲۰۱۰ میلادی زلزلهای ۹ ریشتری را تجربه کرد که با توجه به شدت آن، تلفات نسبتا اندکی (۷۰۰ نفر) برجا گذاشت که این موضوع نشان میدهد شیلی خود را با شرایط محیطی وفق داده است. در سال ۱۹۶۰ نیز زلزلهای به بزرگی ۹٫۵ ریشتر این کشور را لرزانده بود.
مقاومسازی ساختمانها
به گفته کارشناسان، عمده تلفات جانی زلزله به دلیل آوار شدن ساختمانها بر روی افراد شکل میگیرد و برای همین در همه کشورها، قوانین سفت و سختی برای ساخت و ساز وجود دارد که شامل موارد ایمنی برای مقابله با تبعات زلزله است.
در کشور ما نیز، قوانین ساخت و سازهای شهری تصویب شده، اما اجرایی بودن آن محل تردید است. از جمله مهمترین دستورالعملها، آیین نامه موسوم به ۲۸۰۰ است که رعایت موارد ایمنی در برابر زلزله را اجباری میکند.
ساخت و ساز مسکن در روستاها تا همین چند دهه پیش مشمول نظارتهای خاصی نبود. برخی به روشهای سنتی خود خانه میساختند و بعضی دیگر با ترکیبی از روشهای سنتی و مصالح جدید. این مورد دوم، متأسفانه عامل کشتار بزرگ مردم بم شد. در بم، عموما دیوارها با گل و خشت بالا رفته بود و روی آنها تیر آهنهای افقی قرار گرفته بود. پس از زلزله، تیرآهنهایی که قرار بود محافظ سلامت و جان مردمان خونگرم بم باشد، به قاتل جانشان بدل شد.
حالا چند سالی است که بنیاد و وزارت مسکن، با طراحی نمونه مسکنهادی و ارائه آن به شهرداریها و دهیاریها، ساخت و سازهای روستایی را مقاومتر و مناسبتر کردهاند. اما هنوز راه طولانی دارد تا به شرایطی برسیم که بتوانیم بگوییم خودمان را با زلزله تطبیق دادهایم.
در شهرهای بزرگ کشور نیز، علیرغم تصویب قوانین سفت و سخت و از جمله آیین نامه ۲۸۰۰ برای مقاوم سازی ساختمانها در برابر زلزله، به نظر میرسد کیفیت ساخت و ساز فقط به سلیقه سازنده مربوط است.
ع٫ن، از سازندگان ساختمان در تهران است. او با اشاره به فجایعی که پس از هر زلزله به وجود میآید، به گزارشگر روزنامه اطلاعات میگوید: هنر بیشتر کارشناسان دستگاههای نظارتی در بخش ساختمان، متأسفانه به رفع تکلیف از خود خلاصه میشود. وی توضیح میدهد: برای تهیه نقشههای سازه هر ساختمان، ابتدا به آزمایش مکانیک خاک نیاز است که بر اساس نتایج آن، نوع و مختصات سازه رسم میشود و بعد از تهیه نقشه، لازم است اول به تایید دفاتر خدمات شهرداری و بعد اداره شهرسازی شهرداری منطقه برسد.
مرحله بعدی مهندس ناظر است که مختار است بین اجرای نقشههای مصوب و یا ارائه نقشههای جدید، یکی را انتخاب کند و در نهایت، آخرین مرحله نظارت کارشناسان سازمان نظام مهندسی است. پس طبق ساختار فعلی، هر ساختمان باید تحت نظارت ۴ ناظر معماری، سازه، برق و تاسیسات قرار گیرد.
وی میافزاید: ظاهرا همه مراحل یادشده تحت نظارت و کنترل است، اما در عمل نوع تیپ خاک آزمایش شده بر اساس پرداختی شما به آزمایشگاه مشخص میشود. مهندس طراح برای اینکه طرحش برگشت نخورد و ایضا زحمت طراحی مجدد را به خودش ندهد، مختصات ملک و سازه را به نرم افزاری میسپارد و بالاترین و سنگینترین سازه بیرون آمده از نرم افزار را به شهرداری ارائه میکند.
به گفته وی بعضی از ناظران هم در بهترین حالت در هر مرحله چند دقیقهای قدم رنجه میکنند و بعد از اجبار به خرید بیمه مسئولیت ناظر و دریافت هزینههای جانبی(!) سازنده را در اختیار خودش میگذارند.
کارشناس نظام مهندسی هم نهایتا سه چهار بار از ساختمان بازدید میکند و چند ایراد بنی اسرائیلی به آن میگیرد، ایرادهایی که اساسی نیست و ربط زیادی به استحکام بنا و قوانین مرتبط ندارد. در نهایت من سازنده به این روش ساختمان میسازم و دلخوشم به مالیدن خون گوسفند قربانی به در و دیوار و ستونهای ساختمان! وی تاکید میکند: طرح، نظارت و اجرا هر ۳ ایراد دارد و اینکه زلزلهای کوچک میتواند خسارات بزرگی به بار بیاورد، برای کسی مثل من که در جریان ساخت و سازها هستم، جای تعجب ندارد!
آییننامهای که اجرا نمیشود
یکی دیگر از مهندسین کشورمان در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات، به آیین نامه ۲۸۰۰ اشاره میکند و میگوید: آییننامه ۲۸۰۰ ساختمان که بعد از زلزله ی منجیل تدوین شد، متأسفانه در کشورمان اجرایی نشده و این در حالی است که این آیین نامه همه موارد مورد نیاز برای مقابله با زلزله را پیش بینی کرده است.
وی تاکید میکند: به جز عدم رعایت این آیین نامه، معمولا از مصالح استاندارد استفاده نمیشود که عامل مهمی در افزایش تلفات زلزله به حساب میآید.
مرد میانسالی که خود را مهندس عمران معرفی میکند، در حالی که به تصاویر ساختمانهای ویران شده در تبلتش اشاره دارد، میگوید: در شیوههای جدید ساختمانسازی درجهان، از مصالح سبک استفاده میکنند، ولی در ایران کماکان از مصالح سنتی و سنگین استفاده میشود. در بافت سنتی خانههای ما، دیوارها بدون پی ریزی درست و حسابی با آجر و سیمان و بعضا خاک و گچ بالا میرود و سپس چند تیرآهن به عنوان تیرک بر آن میگذارند و با آجر سقف میزنند. این یعنی خودکشی و متاسفانه ۹۰درصد سازههای ساختمانی در کشور ما را در چندین سال گذشته تشکیل داده است.
وی میافزاید: ۱۰ تا ۲۰ سال گذشته آپارتمان سازیها به سمت استفاده از بتون آرمه رفته است که آن هم درخصوص استفاده درست از میلگرد و بتونهای استاندارد، شک و شبهه وجود دارد، و این یعنی هر جای ایران زلزله بیاید تلفات آن زیاد خواهد بود.
آمادگی برای مقابله با زلزله
بررسی اجمالی نحوه مواجهه دستگاههای مربوط با زلزله در ۳ زلزله رودبار، بم و کرمانشاه مشخص میکند که روند ارسال کمکها و اقدامهای بعد از زلزله، پیشرفت زیادی در کشورمان داشته است.
گسترش رسانههای فردی و سهولت ارسال عکس و خبر باعث شده است که، هم شتاب امدادرسانیها بیشتر شود و هم افراد جامعه با اطلاع از شرایط بحرانی مناطق زلزله زده، بتوانند برای کمک رسانی بهتر بسیج شوند. شبکههای اجتماعی امروزه در بحرانهایی نظیر زلزله، نقش تاثیرگذاری ایفا میکنند و گرچه ممکن است کارکردهای نامطلوبی نیز در آن پیدا کرد، اما آنچه بیش از همه مشهود است، ایجاد حساسیت و تلاش برای مشارکتهای عمومی در کمک رسانی به زلزلهزدگان است.
اما مواردی نیز قبل از وقوع زلزله باید رعایت شده باشد که از جمله به ارائه آموزشهای لازم برای مواجهه با زلزله میتوان اشاره کرد. همه ساله مانورها و کلاسهای آموزشی برای آمادگی شهروندان در لحظه وقوع زمینلرزه، در بیشتر کشورها به ویژه کشورهای زلزله خیز برگزار میشود و در کشور ما نیز هر سال مانور زلزله در مدارس به اجرا در میآید. گرچه این مانور برای کودکان چندان جدی نیست و شاید به نوعی تفریح محسوب شود، اما جدی تلقی شدن آن توسط آموزش و پرورش، مطمئنا میتواند تاثیر به سزایی در مدیریت لحظه وقوع زلزله داشته باشد.
با توجه به زلزله خیز بودن کشورمان و نیز استاندارد نبودن ساختمانها، به نظر میرسد مانور و کلاسهای آموزشی زلزله باید برای همه اقشار و سنین هموطنانمان برگزار شود. این کلاسها باید به قدری فراگیر شوند که هیچ شهروند ایرانی بدون آموزش نماند. باید توجه داشت که یک تصمیم درست در لحظه وقوع زلزله، میتواند به نجات جان افراد منجر شود.
پیش بینی زلزله
یکی از آرزوهای بشر، پیش بینی حوادث طبیعی و از جمله زلزله است، زیرا پیش بینی حتی با فاصله زمانی کم یک حادثه طبیعی، میتواند از خسارات و تلفات آن به میزان قابل توجهی بکاهد. مثلا فرض کنید انسان توان پیش بینی وقوع زلزله را یک ساعت قبل از آن داشته باشد، که مسلم است تلفات آن میتواند به صفر برسد. اما تلاشها و تحقیقات صورت گرفته تاکنون به نتیجهای نرسیده است و هیچ روش علمی تایید شدهای برای پیش بینی زمان وقوع زلزله
وجود ندارد.
هرچند بارها برخی از افراد و موسسات ادعاهایی در مورد پیش بینی زلزله کرده اند، اما تاکنون هیچ روش علمی به اثبات رسیدهای برای این موضوع ابداع نشده است. با این حال، دانشمندان و زمین شناسان با توجه به گسلها و دورههای فعال شدنشان، میتوانند پیشبینیهای بلند مدت چندین ساله را برای زلزله انجام بدهند. مثلا زلزلهای بزرگ برای تهران پیشبینی شده است که احتمالا طی
۵۰ سال آینده اتفاق خواهد افتاد و نظیر آن در مورد شهر لس آنجلس در آمریکا نیز پیشبینی شده است.
پیش بینیهای بلند مدت، گرچه شاید دردی را پس از وقوع زلزله دوا نکند، اما وظیفهای سنگین بر دوش مدیران شهرها میگذارد تا برای آن روز مبادا، برنامه ریزیهای دقیق انجام دهند.
پیامدهای روانی زلزله
همه ما با خسارات و تلفات مالی و جانی زلزله آشنا هستیم، اما پیامدهای این نوع حوادث فقط خسارت مادی و مرگ قربانیان آن نیست. عموما بسیاری از افراد از زلزله جان سالم به در میبرند و به عبارت دیگر، در بیشتر مواقع افرادی که از زلزله زنده میمانند، بیشتر از ارقام مرگ و میر است. این افراد گاهی دچار اختلالات روحی و روانی میشوند که لازم است دیگران با آن آشنا باشند. از جمله مهمترین این اختلالات، اختلال استرسی پس از ضایعههای روانی، اختلال تنشزای پس از رویداد یا استرسهای پس از سانحه است که با حروف PTSD نشان داده میشود. این حالت، عارضهای است که پس از مشاهده، تجربه مستقیم یا شنیدن یک عامل استرس زا و آسیب زای شدید روی میدهد که میتواند به مرگ، تهدید به مرگ یا وقوع یک سانحة جدی بیانجامد.
فرد آسیب دیده از زلزله، نسبت به این تجربه احساس ترس و درماندگی میکند و اغلب رفتارهای آشفته و حاکی از بیقراری بروز میدهد. این افراد تلاش میکنند از یادآوری رویداد و سانحه دوری گزینند و از اینرو لازم است ما بتوانیم تجربه آنها را تصور و احساسات آنها را درک کنیم.
گروه گزارش
