شناسهٔ خبر: 15144899 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه ابتکار | لینک خبر

اشتراکات مسعود و اصغر!

صاحب‌خبر - حسن توکل نیا تهیه کننده فیلم «سایه های موازی» اعلام کرد: بهترین سانس ها به فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی اختصاص پیدا کرده و به فیلم «سایه های موازی » در این زمینه ظلم شده است.
از همین جا اعلام می کنیم اعتراض تهیه کننده فیلم کاملا طبیعی به جا و به حق است. شما تنها به مشترکات این دو فیلم توجه کنید. هر دو فیلم را دو اصغر ساخته و در هر دوفیلم یک عدد شهاب حسینی حضور دارد. بهترین روش برای اکران این دو فیلم در کنار هم به سبک ساندویچی های قدیمی است که نوشابه بدون ساندویچ نمی دادند. در واقع می شد به خریداران بلیت فیلم «فروشنده» گفت با هر خرید «فروشنده» یک «سایه های موازی» نیم بها دریافت خواهید کرد. چیزی شبیه همین یکی بخر دوتا ببر که عمدتا در فروشگاه های بزرگ انجام می گیرد و شیوه بسیار خوبی است. نگارنده چندین بار به همراه عیالات دستمال کاغذی خریدیم که بسیار هم راضی کننده بود. در واقع این کار یک معامله دو سر سود است. هم ما به عنوان یک خانواده عیالوار از این تخفیف دستمال کاغذی نهایت استفاده را بردیم و هم کارخانه از حجم محموله های داخل انبارش کاست و آب باریکه ای سر سفره کارخانه اش برد. این شیوه در مورد دیگر فیلم ها هم کاربرد خواهد داشت(البته سهم سایه های موازی به علت اشتراکات فراوانش در زمینه های اصغری و شهابی محفوظ و محسوس است) مثلا «لانتوری» به علت تلخی فیلمش به همراه «ناردون» توصیه می شود که هم خوشمزه است و هم ادای دینی است به غذاهای سنتی خطه گیلان تا این غذاها بیشتر در سفره مردم حضور داشته باشند. شما بعد از دیدن «لانتوری» در حالی که حالتان اساسی گرفته شده وارد سالن «ناردون» می شوید و در انتها با حال خوش به خانه می روید. اساساً این کار جدا از رونق اقتصادی که به گیشه بعضی از فیلم ها می دهد مشت محکمی بر دهان سیاه نمایی هم خواهد بود. در واقع شما با این ترکیب به رنگی خاکستری می رسید که نه سفید است و نه سیاه. به این شکل کسی هم دیگر دلواپس چیزی نخواهد بود. مثلا اگر در اکران نوروز فیلم «کفش هایم کو؟» کیومرث خان پوراحمد که فیلمی در مورد آلزایمر و فراموشی است به همراه «پنجاه کیلو آلبالو» که نمی دانیم راجع به چیست اکران می شد تاثیر بیشتری داشت. زیرا تماشاگر ابتدا «کفشهایم کو؟» و بعد هم «پنجاه کیلو آلبالو» را می دید، در نتیجه فیلم اول را کاملا فراموش می کرد. سازندگان فیلم اول هم به هدفشان که نشان دادن فراموشی بودند می رسیدند. شما به این پیشنهاد که فکر کنید متوجه می شوید چه فیلم هایی را می توان مخلوط سرو کرد. مثلا «اخراجی ها» با «جدایی نادر از سیمین». جفت این فیلم ها در مورد خروج بود و هر دو هم با هم اکران شد. در اولی یک عده کلاً از زندگی اخراج می شدند و در دومی سیمین می خواست خودش خودش را اخراج کند. سینمای ایران در بین آثارش فیلم های متضاد بسیاری دارد که ریشه های مشترکی دارند. واقعا تا به حال به این جنبه مشترک «اخراجی ها» و «جدایی نادر از سیمین» فکر کرده بودید؟ به اشتراکات مسعود و اصغر؟ نه جدا فکر کرده بودید؟