| دانیال آهنگرانی |
از سال 1930 به بعد سریالهایی از تلویزیون آمریکا پخش شد که به علت تبلیغات مواد شوینده قبل از سریال، نام اپرای صابونی بر آنها گذاشته شد. با ورود تلفن همراه به ایران، این نوع سریالسازی نیز به اینجا آمد که ما آن را با نام سریال آبکی (اپرای اپراتوری) میشناسیم. سوژههای این داستانها معمولاً دختران جوانی مثل نرگس و پریا هستند و مشخص نیست که چرا سازندگان این نمایشها کوچکترین اهمیتی به زندگی هوشنگ و کامبیز نمیدهند. واقعاً گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟ ژانرهای این مجموعههای تلویزیونی بسیار متنوع است. علمی-تخیلی، وحشت، ورزشی، جنایی، اکشن، ماجراجویی، فانتزی، معمایی، موزیکال، تریلر، اما ما هیچکدام اینها را نداریم و به جاش، یک ملودرام اجتماعی خیلی قوی داریم! شخصیتهای داستانها هم که فقط اسمشان کوزت و ژان وال ژان نیست. وگرنه بدبختیهایشان، همان بدبختیهای رمان هوگو است. شخصیتهای اصلی یا پدر ندارند یا مادر. اگر تصادفی هم پدر داشته باشند هم مادر، آخر سریال مشخص میشود که سر راهی هستند. این سریالها به شدت در جامعه تاثیرگذارند. به طوری که دخترانی که 20 سال دیگر به خانه بخت میروند، همگی اسمشان یا ستایش است یا کیمیا. مسائل مطرح شده در این نمایشها، مسائل روز هستند. حسن بزرگ این سریالها در این است با اینکه جذاب نیستند، محتوا هم ندارند و برای سرگرمی و خنده مخاطب هم ساخته نمیشوند. و در آخر، عملکرد هوشمندانه تلویزیون در ساخت این سریالها، باعث ترنسفر بعضی از بازیگران این نمایشها به لیگهای خارجی، شده است. ما از همین جا آرزو میکنیم که این نقل و انتقالات یک طرفه نباشد و روزی شاهد حضور فاطما گل، ثمر و کوزی (اگر نشد، گونی) در ایران باشیم.
∎