| دکتر ابوالفضل حسنآبادی | تاریخنگار محلی|
مهمترین پرسش در چند سال اخیر که به عنوان نقد نیز مطرح میشود، مساله ارتباط تاریخ با جامعه و کاربردی بودن آن در حوزههای مختلف است. شکی نیست که معضل بیتوجهی به تاریخ در سطوح گوناگون تصمیمگیری در موسسات و نهادهای مختلف و ادعای کاربلدی در این زمینه، مشکلاتی فراوان از نظر تخصصی و کاریابی برای دانشجویان تاریخ در مقاطع گوناگون تحصیلی پدید آورده است. این مساله از این پرسش سرچشمه میگیرد که تاریخ به چه درد جامعه میخورد و قرار است چه مشکلی از آن را حل کند. این البته نقدی بر تاریخ به شمار میآید که در چند دهه پیش در جهان مطرح بوده است. بررسی شکلگیری و گسترش برخی از حوزههای تخصصی تاریخ در دنیا نشان میدهد به تناسب نیاز جامعه در یک دوره شکل گرفته و توسعه یافتهاند و در واقع بیشتر از آن که خواست افراد و دانشگاهها در ایجاد آن تاثیر داشته باشد، احساس نیاز جامعه به آن منشأ اصلی بوده است. اما رشته تاریخ در ایران، از آغاز بر مبنای دورهنگری و زمانهای تاریخی بوده است که امروزه نمیتواند بسیاری از نیازها و واقعیتهای تاریخی جامعه را برآورد. این نگرش همزمان که برای آموزش تاریخ در دانشگاهها مشکل پدید آورده، زمینه تدریس غیر متجانس و
غیر تخصصی را به اجبار برای بسیاری از استادان فراهم کرده است. بیشک علم تاریخ به مثابه یک دانش پایه، مورد نیاز است اما تعریف این نیاز و همخوانسازی آن با واقعیتهای روز جامعه شرط اصلی ماندگاری آن به شمار میرود. مقایسه تاریخ با جغرافیا که در سالهای نه چندان دور تالی هم بودند و تخصصی شدن جغرافیا در شاخههای گوناگون، نمونهای قابل توجه در اینباره است. بررسی پژوهشهای تاریخی دانشگاهی نشان میدهد مورخان ایرانی تاریخ را بیشتر برای تاریخ و برای مخاطبان خاص مینویسند نه برای مردم؛ این گسست ارتباطی با جامعه به زیان دانشجویان تاریخ و مردم خواهد بود. تاریخ محلی میتواند به عنوان یک شاخه تخصص در زمینههای زیر برای تاریخ کار بگشاید.
1- تاریخ محلی در واقع، تاریخ برای پاسخ به منتقدانی است که معتقدند تاریخ به گذشته مربوط است و ما میخواهیم در امروز زندگی کنیم. در حالی که تاریخ محلی، تاریخ نزدیکی است که به اندیشه تاریخی در زمان کنونی ارزش بخشیده، تاریخ سنتی را رنگ و لعاب و جانی دوباره میدهد و با اطلاعات دست اول و باارزشی که دارد ما را به گذشته نزدیکتر میکند.
2- تاریخ محلی میتواند تسهیلکننده تخصصهای موضوعی در تاریخ باشد. توجه به نیاز جامعه به تخصصهایی مانند مورخ اقتصادی، مورخ فرهنگی، مورخ نظامی، مورخ شهری و مورخ محلی میتواند زمینه حضور بیشتر تاریخ در جامعه را فراهم کند.
3- هرچند مکانیت در تاریخ محلی، شاخصهای مهم است اما تاریخ محلی از راهِ برآوردن آرزوها، خواستها و نیازهای مردمانی که دوست دارند درباره ریشه خانوادگی، تاریخ نیاکان و اماکن خود بیشتر بدانند، درک مفهومی از موضوع، جامعه، مکان، زمان، دوره و متن تاریخی را برای استفاده کنندگان فراهم میکند.
4- تاریخ محلی ارتباط نزدیک میان جزییات کوچک با کلیات یک جامعه بزرگ است و میکوشد تاریخ نزدیک را برای جامعه مخاطباناش قابل فهم سازد. این خُردنگری موجب میشود تاریخ محلی با انجام پژوهشهای محدود و کوچک به رخدادهایی بپردازد که کمتر مورد توجه قرار میگیرند اما قابل لمس کردن در زندگی روزانه مردم در یک محلاند. در واقع این کارکرد تاریخ محلی، نوشتن و حتی ساختن تاریخ برای مردم در زمان آینده است.
5- بر اساس تجربهای که در نگارش پایاننامه دکترا دارم بر این باورم مورخان میتوانند از راه تیپشناسی محلینگاری در مناطق مختلف ایران در گذشته و شناسایی مولفههای تاریخنگاری آن بر اساس نیازهای تاریخی جامعه و خواستهای حکومتی، بر آینده تاریخنگاری و به پیروی از آن، هویت محلی و منطقهای مستقیما تأثیر بگذارند.