نگاهی به ششمین روز «ونیز 2016»
روز درخشش فیلمهای خارج از بخش مسابقه
سه فیلم از کشورهای انگلیس، کرواسی و اسپانیا و بخشهای جنبی جشنواره امسال ونیز درخشیدند و نامداران قسمت مسابقه را به زیر سایه خود بردند
صاحبخبر - وصال روحانی ششمین روز از هفتاد و سومین دوره جشنواره بینالمللی فیلم ونیز ایتالیا روز درخشش فیلمهای خارج از بخش مسابقه و سایه انداختن آنها بر فیلمهای قسمت مسابقه بود که هرچند بد جلوه نکردند اما به لحاظ ابداعات و نوگراییها مقابل برخی آثار قسمتهای جنبی جشنواره کم آوردند. به یاد بچه رزماری یکی از فیلمهای بخشهای جنبی که نظرها را جلب کرد، کاری به نام Prevenge بود که در قسمت موسوم به «هفته منتقدان» در ونیز پخش شد. در این فیلم که ساخته آلیس لو و محصول سینمای بریتانیا است، در فضایی که بیشباهت به «بچه رزماری» فیلم کلاسیک سال 1969 رومن پولانسکی لهستانی نیست، با زنی روبهرو میشویم که به هویت بچهای که در شکم دارد و در آستانه وضع حمل اوست، شک دارد و گمان میکند که شاید حامل یک بچه شیطانی به درون کره خاکی باشد. آلیس لو در این فیلم نقش این زن بداقبال را نیز بازی میکند. زنی به نام روت که در هفتمین ماه بارداریاش انواع خیالهای بد و تصورات ترسناک را در سر میپروراند و به اطرافیانش میگوید که انگار توسط نیروهای اهریمنی تسخیر شده است. «لو» بیش از آن که در مجامع جهانی یک کارگردان شاخص شناخته شود، به خاطر نوشتن سناریوی فیلم پرطرفدار «منظره بینها» مشهور است و همین طور به خاطر ایفای یکی از دو نقش اصلی در همین فیلم که کارگردان آن بن ویتلی و سال عرضهاش 2012 بوده ولی ساختن Prevenge میتواند آن معادلات را عوض و آلیس لو را سرانجام یک کارگردان مجرب معرفی کند. نخستین کار پخته یک هنرمند کروات دیگر فیلمی که دوشنبه (15 شهریور) در ونیز سر و صدا کرد، کاری است به نام «دست از خیره شدن به ظرف غذای من بردار». این فیلم که در قسمت موسوم به «روزهای ونیز» در جشنواره امسال ونیز به نمایش درآمده، نخستین ساخته بلند یک هنرمند کروات به نام هانا یوسیچ است اما او طوری پخته کار کرده که انگار سالها است پشت دوربین مینشیند و یک کارگردان مؤلف برجسته بوده است. این فیلم متمرکز بر یک دختر 24 ساله است که سالها تحت تسلط پدرخوانده بیرحمش و کنار یک مادر سهلانگار و برادر بزرگ دچار بیمار روانیاش زندگی کرده و رنج برده و هویت مستقل نداشته است. اما سلسله حوادثی تند و پیوسته سبب میشود که او ناگهان فراتر از افراد فوق به نانآور و به تبع آن به چهره اول این خانواده کج و کوله تبدیل شود. شاید این ایراد به یوسیچ وارد شود که برخی صحنههای دراماتیک را با لودگیهای خانوادگی آمیخته است اما شکی نیست که او جامعهشناسی هوشمندانهای دارد و میاپتری سویچ ایفاگر نقش اصلی نیز در نقش خود خوش میدرخشد. سربرآوردن مجدد شگفتیسازان اسپانیا دیگر فیلم موفق روز ششم جشنواره ونیز - که آن را موسترا هم مینامند - کاری از سینمای اسپانیا به نام «خشم یک مرد بردبار» بود که در بخش «افق»های جشنواره به نمایش درآمد و این همان بخشی است که تک نماینده ایران در جشنواره امسال یعنی «مالاریا» ساخته پرویز شهبازی هم در آن حاضر است. شاید هم درخشش این فیلم در ونیز که دومین جشنواره برتر سینمای جهان (پس از کن فرانسه) به حساب میآید، نباید اسباب تعجب شود زیرا سینمای اسپانیا در دهههای اخیر و بویژه از 1980 به بعد هر از چند گاه با پدیدههای بینالمللیاش موازنه قدرت را در سینمای اروپا به هم میزند و ولولهای تازه در این هنر میاندازد. آخرین مرد از تبار شگفتیسازان سینمای غنی و فرهنگی اسپانیا آلبرتو رودریگز بوده است اما از امروز و پس از پخش «خشم یک مرد بردبار» در ونیز نام خالق آن را هم که رائول اریوالو است به این فهرست بیفزایید. این فیلم یک کار جنایی و تریلر (دلهرهآور) است که هر لحظه هیجانی تازه را میآفریند اما لزوماً از محصولات مشابه هالیوودی تأسی نکرده و استقلال عمل اریوالو در این فیلم محسوس است. از همه عجیبتر اینکه همچون هانا یوسیچ، اریوالو نیز نخستین باری است که یک فیلم بلند داستانی را در مقام کارگردان عرضه میدارد و با وجود این او در قسمتهای جنوبی و کارگرنشین شهر مادرید ماجراهای نابی را در دل این فیلم خلق کرده و از حالا زمزمههای انتخاب آن به عنوان یکی از فیلمهای برتر سال اسپانیا شنیده میشود. احتمالهایی که گردانندگان موسترای 2016 نمیتوانند نسبت به آن بیتفاوت بمانند.∎