تأملی در اثری از «یوهان ولفگانگ گوته»
سرگرمیهای مهاجران آلمانی
صاحبخبر - آوسلاسل کتاب «تفنن و سرگرمیهای مهاجران آلمانی»، نوشته یوهان ولفگانگ گوته به ترجمه سعید پیرمرادی از برترین کتابهای سال 1394 از انتشارات چشمه است. یوهان ولفگانگ گوته متولد 28 اوت سال 1749 در فرانکفورت آلمان از نویسندگان سبک رمانتیسیسم، آثار ارزشمندی از خود برجای گذاشته است. وی بر اثر عفونت ریوی، در22 مارس 1832 میلادی درگذشت. گوته شاعر و نویسنده آلمانی است، که بیشتر افراد او را به خاطر ترجمه غزلیات حافظ و سرودن دیوان شرقی غربی خود که تحت تأثیر اشعار حافظ سروده شد، میشناسند. پیش تر، از گوته کتابهایی مانند فاوست، دیوان شرقی، رنجهای ورتر جوان و... را خوانده بودم. زبان گوته زبانی پر صلابت و استوار است که با توجه به زمان زیستن او و اوضاع اجتماعی و سیاسی حاکم بر آن دوران زبانی جز این زبان نمیتوانست خواننده را به خود جذب کند. اما چرا هنوز مردم کتابهای او را در این زمانه میخوانند؟ درست است که گوته با زبانی سخت مینوشت اما ظرافتهای زبانی او و لطافتی که گاهی در کلام او وجود دارد، خواننده را در این سالها هم چنان به سمت خود میکشد. این دست نویسندگان اغلب افکار و آثارشان مرزهای زمانی و مکانی را از بین میبرد و به نوعی خاص جاودانگی پیدا میکنند. اما کتاب «تفنن و سرگرمیهای مهاجران آلمانی» کتابی است متفاوت از تمام آثار گوته. میتوان از عنوان این کتاب به محتوای آن تا حدودی پی برد. گوته رنجهایی را که حاصل اوضاع و احوال آن زمان است گاهی به زبان طنز اما تلخ بیان میکند و ممکن است حتی لحظاتی روی لبان شما خنده بنشیند. البته که این خنده تلخ است! با وجود آنکه این کتاب سختی، استواری و لحن حماسی آثار دیگر گوته مانند فاوست را ندارد اما از آن نوع کتاب هاست که اعتباری همیشگی و همگانی دارد. در این کتاب، گوته از دل آزردگی و رنج خود و دیگران نسبت به منازعات سیاسی، که مخل آرامش انسانها و آسایششان است مینویسد. وی در این اثر، مطالبی عمیق و دشوار که انسان را دعوت به معاشرت میکند، روحیه «تسامح» را در او بر میانگیزد و پرورش میدهد در قالب داستانهایی قصه گونه بیان میکند و در عین سادگی بیشترین تأثیر را بر خواننده میگذارد. ویژگی بسیار مهم این اثر گوته که در دیگر آثار او عموماً یافت نمیشود، فارغ از سنجیده بودن جملات و سادگی یاد شده، پایانبندی عجیب داستانهای کوتاه موجود در آن است که شروع داستانِ بعد در پایان داستان پیش از آن ذکر شده است که خواننده را به یاد کتاب هزار و یک شب میاندازد. ترجمه این کتاب عالی است. واژگان بسیار با دقت انتخاب شدهاند و استفاده از جملات کوتاه باعث فهم سریع آن میشود. ترجمه آثار بزرگان ادبیات مثل گوته همیشه دشوار بوده اما این ترجمه بسیار با دقت صورت گرفته و قابل ستایش است.∎