شناسهٔ خبر: 15120357 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اطلاعات | لینک خبر

با شاعران امروز

صاحب‌خبر -
 

«آنیتا فرشام» از شاعران جوانی است که شعر سپید می نویسد.
اصالتی آبادانی دارد، اما در سال ۱۳۷۰در شاهین شهر اصفهان به دنیا آمده و بزرگ شده همان شهر است. چند شعر از او را با هم می خوانیم:
(۱)
صورتم را در شعری جا گذاشته ام
که سالهاست ننوشته ام
و هنوز سراغ خودم را
از خودم می گیرم
بی آنکه حتی کسی نامم را شنیده باشد!
هر روز صورتم را توی روزنامه می پیچم
به خیابان می برم
به آخرین قرار ملاقات مان
مرگ
اما از من
معشوقه ای ساخته
با صورت استخوانی
که جوانی ام را
هیچ عکسی به جا نمی آورد

(۲)
روی تخت سرد ِ سردخانه
دراز می‌کشم
و به ابعاد تنم فکر می‌کنم
که چگونه در قبر جای می‌گیرد
با این همه زخم
مگر می‌توانند جنازه‌ام را کفن کنند؟
سفید
چقدر به صورتم می‌آید
وقتی مرگ
دور گردنم می‌پیچد
و دستم از دنیا کوتاه می‌شود
دستم از دست‌های تو…
میان تولد تا مرگ
میان اتاق زایمان تا سردخانه
یک طبقه فاصله است
و میان تن من
تا تو
یک لَحَد.‌..

(۳)
کنار خودم می ایستم
با خودم عکس یادگاری می گیرم
پیش از آنکه
مرگ
در عکس ها تکثیر شود
و یادم نیاید
درد
کجای صورتم پنهان شده

(۴)
مثل زنی که خوشبخت نیست
حرف می‌زنم
و به خانه می‌رسم
ادای صورتم را در می‌آورم
انگار که هیچ چیز خوب نیست
و آیینه فقط برگردان غم است
رفتار خانه را تقلید می‌کنم
تنها…ساکت…تاریک
منتظر نیستم کسی بیاید
و زنی که دارد ویار حاملگی‌اش را
بالا میاورد
فکر می‌کند به اینکه
چندنفر در دنیا
دارند رفتارش را تقلید می‌کنند!

code