شناسهٔ خبر: 15120205 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه رسالت | لینک خبر

نگاهي به فيلم بارکد

بارکد ناخواناي چند داستان موازي!

صاحب‌خبر -

محمد عمراني
 فيلم سينمايي «بارکد» ساخته مصطفي کيايي است. او متولد سال 1355 در شهرستان کرج است و فعاليتهاي هنري اش را از سال 1373 در مرکز آموزش فيلمسازي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي همان شهرستان آغاز کرد. اما سالها طول کشيد تا بتواند اولين مجوز ساخت فيلم بلند سينمايي خود با نام «بعد از ظهر سگي سگي» را دريافت کند. يک سال بعد «ضد گلوله» را در سال 1389 روانه سينما کرد که به دليل نقش آفريني خوب مهدي هاشمي با استقبال نسبي تماشاگران مواجه شد و فيلم سينمايي «خط ويژه» نيز تبديل به پرفروش ترين اثر کيايي در گيشه سينماها شد. «عصر يخبندان» به عنوان چهارمين ساخته سينمايي مصطفي کيايي چندان موفق نبود و حالا او با ساختن فيلم « بارکد» دوباره به ژانر کمدي روي آورده است. مي شود گفت که «بارکد» دومين فيلم سينمايي مصطفي کيايي با گوشه کنايه‌هاي سياسي اجتماعي است.
اين فيلم پنجمين ساخته مصطفي کيايي است. فيلم «بارکد» رتبه هشتم را در بين فيلم هاي محبوب سي و چهارمين جشنواره فيلم فجر از نگاه کاربران سايت سلام سينما کسب کرد.
داستان اين فيلم با سکانس نهايي آغاز شده و در نهايت با سکانس ابتدايي به پايان مي‌رسد. فيلم «بارکد» بهمن ماه سال گذشته در بخش سوداي سيمرغ سي و چهارمين جشنواره فيلم فجر حضور داشت. تهيه کنندگي «بارکد» را نيز مصطفي کيايي  برعهده دارد، ضمن آنکه فيلمنامه را هم  مصطفي کيايي با همکاري مهيار شاهرخي نوشته است. ساختن فيلمي کمدي با ساختاري متقاطع، تجربه‌اي جديد در کارنامه کيايي و ژانر کمدي در سينماي ايران محسوب مي‌شود.فيلم از الگوي کمدي‌هاي هجوآميز تارانتينويي پيروي کرده و با محوريت سرگذشت دو دوست مسير تبديل شدن آنها از دو آدم ساده‌ دل به دو خلافکار را به تصوير مي‌کشد که جامعه و کدهاي اجتماعي روز در اين مسير نقش مهمي دارند.  فيلمساز با انتخاب ساختار روايي که با تکيه بر روايت زمان حال در يک شرکت مي‌گذرد، به تدريج با سير فلاش‌ بک‌ها عقب رفته و گذشته اين دو جوان را در تضاد با زمان حال آنها قرار مي‌دهد و در انتها با چرخشي جذاب، روايت زمان حال را در راستاي فلاش ‌بک‌ها و ادامه منطقي آنها قرار مي‌دهد که به يکدست شدن و يکپارچگي کليت فيلم کمک مي‌کند. «بارکد» نيز مانند آثار قبلي مصطفي کيايي فيلم پربازيگري است ، از پژمان بازغي و رضا کيانيان گرفته تا بهرام رادان، محسن کيايي، و سحر دولتشاهي ، بهاره کيان افشار، بابک بهشاد، علي کوچکي، رضا شريفي نژاد، آرش تاج، سحر آربين، مرجان عليزاده، شهرام جمشيدي، سمانه عارف پور و...
خلاصه داستان فيلم از اين قرار است که؛ دو دوست به نامهاي حامد ( بهرام رادان ) و ميلاد ( محسن کيايي ) در پي دستيابي به يک پول کلان  براي تغيير در زندگي خود هستند اما در اين مسيردرگير اتفاقات عجيب و غريبي مي شوند و...
اين فيلم تلفيقي از چند ژانراست و با آن ژانرها شوخي مي‌کند. در يک داستان فضاي فيلم، کانگستري است، در يک داستان اخاذي از يک بچه پولدارمطرح است و تم عاشقانه جاري است و در داستاني ديگر به زندگي يک فروشنده مواد مخدرپرداخته مي شود، اما نخ ارتباط درستي، اين داستان‌ها را به هم مرتبط نمي‌کند. در فيلمنامه «بارکد» موارد بسيار زيادي وجود دارد که به جاي منطق دروني از بيرون اعمال شده است. مثل داستان چک گرفتن از صاحب شرکت که واقعا بي‌معني است و بي‌دليل درساختار فيلم چيده شده است. نقص ديگر فيلمنامه به شخصيت پردازي حامد بازمي‌گردد. او به لحاظ زمان سرراست داستان در ميانه فيلم، يک نفر را کشته است اما اثر اين اتفاق در انتهاي داستان که در ابتدا روايت مي‌شود به کلي نامشهود است.
مصطفي کيايي از معدود فيلمسازاني است که تا بدين حد توانسته شوخي هاي لفظي جنسي را در جريان فيلم هاي خود به کار بگيرد و شخصيت هاي داستاني او بي آنکه اين شوخي ها کارکردي هم در داستان داشته باشند آن را به زبان مي آورند تا مخاطب فيلم که انتظار شنيدن چنين کلماتي را در سينماي ايران نداشته، شوکه گردد. متاسفانه فيلم ارجاعات اجتماعي اش را نيز نه به صورت کنايه و اشاره  مطرح مي نمايد و مخاطب فيلم را از لحاظ اجتماعي بسيارناآگاه فرض مي کند.هرچند که اين اثر يک عقبگرد نسبت به فيلمهاي «ضد گلوله» و «خط ويژه» به‌حساب مي‌آيد ولي از حق نبايد گذشت که مصطفي کيايي در خلق موقعيت کمدي و ديالوگ‌ نويسي بسيار خلاق و هنرمندانه عمل مي‌کند ضمن آنکه نقش آفريني برادرش محسن کيايي در اين فيلم نيز درخشان است و بخش زيادي از طنزهاي کلامي داستان با لحن و بيان طنز مناسب او شکل گرفته اند.نويسندگان فيلمنامه بارکد ديالوگ‌هاي طنز خوبي نوشته اند و کارگردان موقعيت هاي جذابي ساخته و داستان را خوب تعريف مي‌کند. اما ارتباط ميان داستان ها چندان جذاب از کار درنيامده است و بنا به ساختار فيلم هر وقت که مخاطب با داستان همراه مي‌شود داستان به عقب برمي‌گردد تا اتفاقات کمي پيش‌تر را دنبال کند. چيزي که مخاطب فيلم هيچ عطشي براي رسيدن به آن ندارد.«بارکد» در محتوا، سطحي و شبيه به يک مهماني خانوادگي است که درچنين محافلي معمولا درباره سياست، آقازاده‌ها، شبکه هاي 
اجتماعي مثل تلگرام ، فيسبوک و ...سخناني به ميان مي آيد. ايده ايستادن درمقابل فساد اقتصادي ، همان ايده تکراري فيلم  
« خط ويژه » است که البته در آن فيلم کامل‌تر و پرچالش تر پيگيري شده بود. و اما روايت از انتها به ابتدا تا به حال بارها در سينماي جهان امتحان شده است. و گويا "چانگ دونگ لي " فيلمساز اهل کره جنوبي در فيلم «آب نبات نعنايي» براي اولين بار اين شيوه را آزموده است . درهاليوود هم " کريستوفر نولان " با تريلر «يادآوري» به سراغ اين شکل از روايت رفته است. اين درحالي است که فيلم «بازگشت ناپذير» ساخته گاسپار نوئه بديع ‌ترين شکل از اين گونه روايت به حساب مي آيد. 
داستان فيلم «بازگشت ناپذير» در يک روز مي‌گذرد و فيلم با سکانس نهايي آغاز و در نهايت با سکانس ابتدايي به پايان مي‌رسد. مضمون اصلي در اين فيلم زوال و نابودي است که ارتباط مستقيمي با عنصر زمان دارد.
حال آنکه در«بارکد» حامد دراولين قصه‌اي که براي رئيس شرکت تعريف مي‌کند، دو جوان (حامد و ميلاد) با هم در مسابقه رالي شرکت مي‌کنند و اتومبيلي را سرقت مي کنند. براي مخاطب فيلم  اين سوال که پيش از اين چه شده است؟ خيلي مهمتر از ادامه و آينده داستان است بخصوص اينکه حامد پس ازآن سرقت در بين راه دختري را مي‌بيند که مي‌خواهد سوار يک ماشين مدل بالا بشود و... اين داستان يک شروع مناسب براي شخصيت‌پردازي هر دو شخصيت جوان فيلم است و حتي ذهن مخاطب را براي ادامه داستان آماده مي‌کند. درحالي که درقصه اول هيچ اثري از گذشته اين دو جوان نيست. با اين انتخاب اشتباه در فرم روايت داستان، مخاطب بارها سر در گم مي‌شود. چرا که فيلم مدام در حال گريزبه مرحله قبل است. مثال ديگر، داستان اخاذي از بچه پولداري است که وجود لکه‌ اي روي صورتش باعث شده نتواند با کسي قرار بگذارد در حالي که اين قصه هم هيچ گرهي در خود ندارد تا ذهن تماشاگر فيلم را به خود مشغول نمايد، و مواردي از اين دست.
نکته ديگر اينکه جمله تبليغاتي فيلم «بارکد» که به عنوان خلاصه داستان به مخاطبان معرفي مي‌شود نيز شباهت زيادي به جمله اي از فيلم «ممنتو» دارد؛ «پشت هر آدمي داستاني هست و پشت هر داستاني آدمي. بهتره قبل از هر قضاوتي يه کم صبر داشته باشيم.» البته در آن فيلم شخصيت  لئونارد شلبي در تمام مدت داستان به دنبال حقيقت مي‌گردد و ضعف‌ حافظه به او اجازه نمي‌دهد که حقيقت را بيايد و اين موضوع سبب مي گردد تا او قضاوت اشتباه کند و مخاطب هم به همراه او مدام قضاوت‌هايي اشتباه مي‌کند.
حتي اين جمله که پشت هر آدمي داستاني است به آن ايده ممنتو که پشت هرعکس، اطلاعاتي از آن نوشته شده که داستان او را مي‌سازد، بي ارتباط نيست. ولي در فيلم «بارکد» ماجراها و داستانها ارتباط چنداني به هم ندارند.