نامهايي که براي جانشيني محمد بنا در تيم ملي کشتي فرنگي معرفي شدهاند از نظر فني درحد ايشان نيستند. حالا انتخاب جانشين وي به دغدغهاي بزرگ براي فدراسيون تبديل شده است. پايان بازيهاي المپيک به وداعيتلخ براي محمدبنا تبديل شد. پاياني دراماتيک که آقاي خاص هيچ گاه آن را فراموش نخواهد کرد. حتي شيريني خاطرات وافتخارات المپيک لندن هم مرهم تاثيرگذاري براي او نبود و سرمربي کاريزماتيک کشتي فرنگي ايران چاره اي جز خداحافظي با اين عرصه نداشت.اما روي ديگراين داستان، حکايت متفاوتي در جريان است و برخي از مربيان کشتي فرنگي خود را مهياي جانشيني مي کنند. با اعلام خداحافظي رسمي محمد بنا، نام برخي از مربيان به عنوان گزينههاي اصلي سرمربيگري تيم ملي مطرح شد که انصافا هيچکدام ازاين گزينهها به تنهايي، توان برابري با توان فني و افتخارات بنا را ندارند. در اين بين از خيرآبادي، رنگرز، يوسفي افشار وحتي پازاج و نوربخش ياد شده، اما هيچ يک ازاين افراد همچون محمد بنا تاب و تحمل همکاري در کناريکديگررا ندارند وهيچ بعيد نيست انتخاب هرکدام ازاين گزينهها به سرانجامي نظير المپيک ريو بيانجامد.متوليان کشتي اگرآرزوي بازگشت کشتي فرنگي به روزهاي روشن و طلايي را دارند بايد در وهله اول گزينهاي را به جاي محمد بنا درراس امور تيم ملي قراردهند که توان همکاري با ديگر همتايان خود را داشته باشد وبرخلاف روزهاي انزواي قبل ازالمپيک، بتواند با همفکري واتحاد به اهداف خود دست يابد.
جانشينان بنا، دغدغه بزرگ!
صاحبخبر -
∎