حدود دو سال پیش بود که گزارشی با عنوان «نیشابور و مشهد؛ خاموشی سازها» و سپس «خانهنشینی سنتیها، جولان زیرزمینیها» در روزنامه شرق منتشر شد؛ پس از آن بارها و بارها خبر سریالی لغو کنسرتها نیز بهعنوان یک پایه ثابت در این مدت هرازچندگاهی خودنمایی میکرد؛ موضعگیریها اکثرا در لفافه و با کنایه مطرح میشد و بیان شفافی در طرح آن نبود، اما بالاخره این بغض پنهان ترکید؛ بغضی که سالهاست در گلوی خراسانیها گیر کرده و هنرمندان این خطه را آزار میداد؛ کنسرتهایی که جستهگریخته در استان خراسان برگزار میشد که گاه این مجوزها با گذشتن از فیلترهای سخت ممیزی و گاه بهدور از ضابطههای معمول و با رابطه، اخذ و البته با استقبال پرشور مخاطبان مواجه میشدند که نشاندهنده نیاز قشر بزرگی از جامعه بود.
هنرمندان نیز به رئیسجمهور و همچنین ریاست مجلس نامه نوشتند؛ در بخشی از نامه هنرمندان به رئیسجمهور که سوم شهریور در ایسنا منتشر شد، آمده بود: «غمگینیم که در ولایت امام مهربانیها، هنر موسیقی اینگونه دستخوش نامهربانیهاست و دل هنرمندان از بیمهریها گرفته است. لازم است بدانید قریب به ۱۲ سال است بهجز چند مورد انگشتشمار، در این شهر کنسرتی برگزار نگردیده است، ولی هنوز انتقاد از برگزاری کنسرت است و بر آن تاخته میشود و کنسرتها یکی پس از دیگری لغو میشوند... خواسته هنرمندان موسیقی مشهد که همانا برخورداری از حقوق تعریفشده در قانون اساسی این کشور است، نه بیجاست، نه زیاده و نه نامشروع...».
اما بسیاری نیز از این جهت امیدوارند که این بغض پنهان و این مسئلهای که طرح آن همیشه با احتیاط همراه بود، بالاخره رو شده و حالا دیگر باید تصمیم درست و قانونی برای آن گرفته شود.
چرا در برابر تندرویها سکوت میکنند؟!
هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی و آیینی ایران، در گفتوگو با «شرق» میگوید: در این زمینه هم مستندات از نظر تعلیم موسیقی پس از وقوع انقلاب اسلامی و هم نظرات صریح و روشن رهبر معظم و همچنین بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، وجود دارد؛ بخشی از پیشرفت موسیقی ایرانی بعد از انقلاب مدیون همان فتوای بنیانگذار نظام بود، حالا اگر عدهای نمیتوانند این را بپذیرند، اعتقادم این است که مخالف نظر کسی هستند که بنیانگذار انقلاب بوده و دارند مخالف او عمل میکنند. بعد از انقلاب هنرمندان بسیاری از بخش موسیقی وارد دفاع مقدس شدند، هنر خود را در راه انقلاب مصرف کردند، در خدمت نظام بودند، هرکسی به نوبه خود برای جامعه و آرامشبخشی به روح جامعه خدمت کرده است؛ چرا باید اینگونه با آنها برخورد شود؟ شاید عدهای از این مسائل خوششان بیاید ولی این نوع برخوردها با هنر موسیقی یا جنبههای دیگر از هنر و در واقع این نوع برخوردهای شداد و غلاظ غیر از اینکه جامعه را در مقام مقایسه با حرکتهایی که در کشورهای مجاور اتفاق میافتد، در آورد و تندرویهایی که انجام میشود، هیچ اثر مثبتی در جامعه نخواهد گذاشت، بلکه سطح نارضایتی مردم را بالا میبرد. من نمیدانم چه زمانی جلوی تندرویها را میخواهند بگیرند؟ وزارت کشور یکی از متولیان در این زمینه است؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی متولی دیگر این قضیه است؛ چرا همه اینها در برابر اینطور ابراز نظرها سکوت میکنند؟ تنها وزیر ارشاد باید پاسخگو باشد؟ پس شورای انقلاب فرهنگی را چرا تشکیل دادند؟ شورای تشخیص مصلحت نظام چرا سکوت میکند؟ چرا در برابر تندرویها سکوت میکنند؟!
جاوید ادامه میدهد: بر اثر همین تندرویها بهجای آنکه جوانان بیایند به سمت موسیقی ایرانی داخل شهر مشهد، گروههای بسیاری که خارجیها هم خیلی دوست دارند نامشان را موسیقی زیرزمینی بگذارند، به وجود آمده؟! واقعا چه اصراری بر این قضیه است؟ اگر فضای اجرا باز شود، حتی این نگرانیها هم برطرف خواهد شد و نظارت درستی نیز میشود. بسیار برای من جالب است که یک مجموعه از هنرمندان برای آستان قدس رضوی ترانههای رضوی خیلی خوبی اجرا کردند ولی اجازه ندارند در خراسان کنسرت بدهند، چرا؟! آیا آن هنرمند نمیگوید که از من میخواهند برای امام رضا کار کنم ولی به من جا نمیدهند که بروم در شهر امام، هنرم را ارائه دهم؟! برخورد صحیحی از نظر جامعهشناسی نبوده است. امیدوارم مشاوران درستی پیدا شوند که بتوانند این قضیه را حل کنند، تنها نباید از وزیر ارشاد انتظار داشت، باید شورای انقلاب فرهنگی و شورای تشخیص مصلحت نظام درگیر مسئله شوند، حتی وزارت آموزش عالی که موسیقی را آموزش میدهد، باید واکنش نشان دهد. اگر این است که باید درِ دانشگاهها را ببندند، باید بیایند و مستدل آنها را قانع کنند و بگویند موسیقی هنری است که در اختیار جامعه قرار میگیرد و در آن خلافی صورت نمیگیرد. باید این موضوع منطقی و بهدور از هیجان و احساسات حل شود.وی در رابطه با موضعگیریهای اخیر نیز اظهار میکند: به نظر من وزارت کشور باید حساس باشد، این بحث جامعه است، نمیدانم محرومکردن جامعه از موسیقی چه تعریفی میتواند داشته باشد. حتی من نظریات روحانیت را در زمینه موسیقی مطالعه کردم. مشکل اینجاست که همواره وقتی اتفاقی به این شکل میافتد، بسیاری با احساسات برخورد میکنند.
عکسالعمل ما کنترل شده و از مجرای قانون بوده است
میثم قومورلو، رئیس هیأتمدیره انجمن صنفی هنرمندان موسیقی خراسانرضوی، نیز به «شرق» میگوید: هنرمندان دنبال جنگ و مغلطه نیستند، افراد فرهیختهای هستند که اخلاقیاتشان نیز معلوم است؛ اما کار به جایی رسیده که توهین عظیمی به آنها میشود و انواع و اقسام توهینهای ضددینبودن و... را به آنها روا میکنند. وی در رابطه با برونرفت از این مشکل نیز ادامه میدهد: پیشنهاد خیلی ساده آن، رجوع به قانون است؛ ما قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را داریم که توسط متخصصان دین نوشته شده و مدون است، احتیاج به چیز دیگری نیست و اگر قرارست متممی بر قانون بیاید، مجلسی داریم که میتواند متمم برای قانون بزند. ضمن اینکه اگر میگفتند این موضوع حرام است و واقعا نیز حرام بود، بشخصه 20 سال پیش دنبال این فعل حرام نمیرفتم(!) ما دانشگاه و آموزشگاههای رسمی موسیقی و یک صنف داریم؛ آیا میشود یک صنف باشد ولی حق فعالیت و کسب درآمد نداشته باشد؟! مثلا بگویند بروید یک کبابی بزنید ولی حق ندارید کباب بفروشید ولی اگر ما کباب تو را بخواهیم، باید به ما بدهید! از اول انقلاب و از لحظه ورود حضرت امام به فرودگاه ایران، به هر عنوانی با موسیقی از ایشان استقبال شد، ما در مداحی، عزاداری، راهپیمایی، خوشحالی، در جنگ و... موسیقی را داشتهایم، این محصول ماست و حاصل دسترنج بچههای موسیقی است که دارند با عشق و علاقه کار میکنند. موسیقی برای یک هنرمند هم شغلش و هم عشقش است، اما به دو فاکتور اصلی یک هنرمند در جامعه حمله میشود و طبیعی است که عکسالعملی نسبت به آن وجود داشته باشد. ما سعی کردیم این عکسالعمل کنترلشده و فقط از مجرای قانون باشد؛ مطمئنم اگر قانون بخواهد مشخص کند که خوب و بد چیست، این دردسرها وجود ندارد، آنچه در قانون وجود دارد و آنچه مقام معظم رهبری میگویند فصلالخطاب است و بحثی روی آن نیست.
گفتوگوی «شرق » با دو فعال موسیقی خراسان
آتش موسیقی و خاکستر بیمهریها
سیمین سلیمانی
صاحبخبر -