آیه شریفه: «وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ» (سوره انعام آیه ۵۹)
هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتاب الهی آمده است.
و آیه «وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ ءٍ» (سوره نحل آیه ۸۹)
ای پیامبر بر تو کتابی نازل کردیم که بیان کننده هر چیزی است.
و آیه «مَا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِنْ شَیْءٍ» (سوره انعام آیه ۲۸)
ما در کتاب هیچ چیز را فروگذار نکردهایم.
و بیان عبدالله مسعود، صحابی پیامبر اکرم که میگوید:
«مَن أرادَ عِلمَ الأوَّلینَ و الآخِرینَ فَلْیَتَدَبَّر القرآنَ»
هرکس علم اولین و آخرین را میخواهد، باید در قرآن تدبر و تفکر کند.
و احادیث دیگری از ائمه طاهرین علیهم السلام در این زمینه وجود دارد. اینان میگویند تمامی علوم در قرآن وجود دارد حتی فیزیک، شیمی، ریاضی و … اگر ما درنیافتهایم به علت ناتوانی ما در علم است، در آینده که علوم پیشرفت کردند موارد بیشتری از اخبار علمی قرآن آشکار میشود، همانگونه که در گذشته مسلمین به بسیاری از حقایق علمی قرآن آگاه نبودند، ولی با پیشرفتهای علمی بشر، پرده از راز برخی از علوم قرآن برداشته شده است.
در برابر این گروه از مفسران عده دیگری هستند که با این نظر موافق نیستند. میگویند قرآن یک کتاب علمی از قبیل علم فیزیک، شیمی و … نیست قرآن کتاب هدایت است. نباید قرآن را به فرضیههای بیثبات علمی و علوم متزلزل و متغیر تجربی وابسته کرد و توجیهگر آنها قرار داد. هر دو این گروه معزز در نظرات خود به نوعی محق هستند. حق این است که بگوییم، قرآن کتابی است که از مبدأ علم اعلی صادر شده و کتاب هدایت است، هدایت به همه طرق مستحکم و مفید از جمله علوم مختلف.
قرآن مردم را به شناخت و معرفت خداوند یکتا دعوت فرموده است و این شناخت از مسیر شناخت موجودات جهان آفرینش میگذرد،زیرا موجودات جهان آفرینش همه آیات و نشانههای خداوند هستند. از این طریق است که دریچه بسیاری از علوم و صنایع از جمله فیزیک، شیمی، ریاضی، کیهانشناسی، زمینشناسی و غیره به روی انسان گشوده میشود؛ بنابراین قرآن مخزن علم اعلی است که علوم بسیاری از آن زاییده و متولد میشوند، به آیات توحیدی و معرفتی خداوند نگاه کنید که موجودات جهان را آیات و نشانههای الهی دانسته و شناخت خداوند را به شناخت موجودات عالم خلقت مرتبط ساخته است.
علم فیزیک، شیمی، ریاضی و … ابزار و وسایل شناخت موجودات خلقتند. شناخت مخلوقات علاوه بر اینکه وسیله شناخت خالق هستند، باعث تسلط ما بر موجودات و بهرهمندی از آنها میشود. از این طریق است که آیه شریفه «وعَلَّم آدم الاسماء» محقق میشود و انسان در جایگاه خلافت خداوند قرار میگیرد.
در اینجا چند آیه را به عنوان شاهد مدعا میآورم:
قرآن در آیه ۵۳ سوره فصلت میفرماید: «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ»
به زودی نشانههای خود را در افقهای جهان هستی و در خودشان (جسم و جان انسان ) به آنان نشان خواهیم داد تا برایشان روشن شود که خداوند حق است.
در این آیه شریفه شناخت آفاق و انفس عامل و وسیله شناخت خداوند معرفی شده است. اگر ما به این شناخت اقدام میکردیم، علوم بسیاری در زمینه کیهانشناسی و انسانشناسی تولید میشد.
در قرآن شریف، سوره بقره آیه ۱۶۴ میفرماید:
«إنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِوَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّه وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»
همانا در آفرینش آسمان ها و زمین و دگرگونی شب و روز و کشتی که به نفع مردم در دریا حرکت میکند و آبی که خداوند از آسمان فرو میفرستد و زمین خشک و مرده را به وسیله آن آب زنده میسازد و جنبندگان بیشماری که در زمین منتشر میسازد و گردش بادها و تسخیر ابرها بین زمین و آسمان؛ محققا اینها نشانههایی هستند برای مردمی که تعقل و تفکر میکنند.
این آیه شریفه مردم را به علوم فضایی، کیهانشناسی، زمینشناسی و چگونگی آمد و رفت شب و روز و کشتیسازی و تجارت سودمند دریایی و کیفیت فرود آمدن آب از آسمان و زندگیبخشی آن به زمین و انتشار جنبندگان در کره ارض اعم از حشرات، خزندگان چارپایان و پرندگان و حرکت و گردش بادها و اینکه چگونه ابرها بین زمین و آسمان مسخر شدهاند، دعوت فرموده و آن را نشانههایی برای شناخت خداوند معرفی فرموده است. مسلما این امر به ابزار و علوم بسیاری از جمله علوم جدید نیازمند است و بدون آنها این شناخت چنانکه باید ممکن نیست.
به قول شهید علامه مطهری، عمل بر مبنای این آیه هم فال است و هم تماشا، هم ما را به شناخت و معرفت خداوند نائل میکند و هم ما را به سلطنت علمی در جهان و بهرهبرداری از آنها به نفع خود موفق میسازد.
در آیه ۲۹ سوره بقره میفرماید:
«هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُم ما فِی الأَرضِ جَمیعًا»
اوست خداوندی که آنچه در زمین است، برای شما آفریده است.
اینکه کلمه لکم، قبل از ما فی الارض آمده دلیل حصر است و ما فیالارض یعنی آنچه در روی زمین و دل زمین از ذخائر و معادن گوناگون و آنچه در کوهها و دشت ها و صحرا و دریا وجود دارد، برای شما آفریده شده است. منتفع شدن و بهرهبرداری از این نعم الهی، به زمینشناسی، کشف و استخراج و فرآوری مواد معدنی تا مرحله ساخت و تولید ابزار و وسایل مفید و قابل مصرف نیاز دارد و بدون مهندسین معدنشناسی و ابزار صنعتی، استخراج و فرآوریهای صنعتی ممکن نیست، لذا متخصصان زیادی در علوم مختلف باید دست همکاری به یکدیگر بدهند تا بر مبنای این آیه عمل شود و از منافع آن بهرهمند شوند.
در آیه شریفه ۶۱ سوره هود میفرماید:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا»
خداوند است کسی که شما را از زمین ایجاد کرد و از شما خواسته است که زمین را آباد کنید. آبادی زمین؛ به رشد دانش و معرفت، اخلاق و عبادات، همزیستی و عدالت، بهداشت و امنیت و آبادانی محیط زندگی و حفظ و سالم نگهداری محیط زیست، نیازمند است. به قول آیتالله جوادی آملی فقیه و مفسّر بزرگ قرآن، آبادی زمین یعنی جهاندانی و جهانداری و جهانآرایی و این امر به دانش، اخلاق، کار و کوشش، همکاری و مراقبتهای بسیار نیازمند است.
آیات فراوان دیگری در قرآن وجود دارند که ما را به شناخت انسان و دقت در ملکوت و باطن موجودات جهان دعوت میکند که برای خودداری از اطاله مقاله از آوردن آنها صرفنظر میکنم و گمان دارم همین آیاتی که ذکر شد برای توجه به اهمیّت مطلب کفایت میکند.
آری! قرآن کتاب هدایت است، هدایت به سوی همه خوبی ها و مبدأ همه خوبیها و گشودن دریچههای تمدنی قدرتمند و متعالی که سعادت، امنیت، عدالت و رفاه بشریت را در بردارد و سردمداران و پرچمداران این تمدن، علمای اسلام و حوزههای علمیه هستند.
این افتخار نیست که علمای ما بنشینند و هر زمان که غربیها و غیرمسلمانان به یک پیشرفت علمی نایل شدند و رازی از رازهای بیشمار عالم خلقت را کشف کردند بروند در قرآن جستجو کنند و آیهای را در آن زمینه بیابند، آنگاه بگویند قرآن یکهزاروچهارصد سال قبل، از این حقیقت خبر داده بود. افتخار آنجاست که علما به عنوان سردمداران قافله علوم قرآنی، جامعه اسلامی را قبل از همه، به این اکتشافات و اختراعات و گشودن رازهای خلقت راهنمایی کنند.
راه حل چیست ؟
راه حل این است که حوزههای علمیه از لاک محدودیت و انزوای علمی، خود رها شوند و فقه را از راه انحصار احکام و تکالیف شرعیه خارج کنند و به سایر موضوعات علوم قرآنی تعمیم دهند. تفسیر علمی قرآن با حوزه علمیه است ،اما تفسیر عملی آن به عهده دانشگاه است. هردو این مجموعههای علمی مفّسر آیات خدا هستند یکی در حوزه قرآن و قول خدا و دیگری در حوزه طبیعت و فعل خدا. لازم است پلی مستحکم بین حوزه و دانشگاه و جامعه زده شود؛ مثلث حوزه، دانشگاه و جامعه شکل گیرد و زنجیره علوم و تمدن اسلامی تکمیل شود. اگر این اتصال و ارتباط صورت نگیرد ،تمدن برتر اسلام محقق نخواهد شد. حوزه باید آغوش خود را به روی دانشگاه بگشاید و آنان را به همکاری دعوت کند. دانشگاه نیز باید از این دعوت استقبال کند بلکه خود داوطلب و طالب این همکاری باشد، زیرا حوزه، دانشگاه را به دانش مستقل و مقدس قرآن و اهل بیت پیوند میدهد.
غفلت و کاهلی پانصد ساله را باید کنار گذاشت و به پاخاست، به سراغ آیات آفاقی و انفسی خداوند رفت، آیات آفرینش قرآن را عملی ساخت، تا تمدن عظیم اسلامی شکوفا شود. گام نخستین به عهده و در مسئولیت حوزه است، جنبشی نو و پرشور لازم است با برنامه مدون و کار جمعی؛ در غیر این صورت حوزه باید جوابگوی عقبماندگی مسلمین باشد و سپس دانشگاه و جامعه.
ادامه دارد