تاکنون ترجمههای مختلفی از آثار شکسپیر به فارسی انجام شده و بهتازگی نیز «لیرشاه» و «تاجر ونیزی» توسط نشر پارسه به چاپ رسیدهاند. شکسپیر «تاجر ونیزی» را بین سالهای 1596 و 1598 نوشت. این نمایشنامه در سالهایی دور توسط ناصرالملک به فارسی ترجمه شد و بعد از آن و در سال 1350 علاءالدین پازارگادی ترجمه دیگری از این اثر بهدست داد. تازهترین ترجمه «تاجر ونیزی» توسط مهران صفوی انجام شده و او در مقدمه کتاب درباره دو ترجمه قبلی آن نوشته: «هر دو ترجمه دارنده کیفیتی درخور نام بلند مترجمشان، اما حاصل رویکردی متفاوت. اولی- سوای داشتن دغدغه آزمودن ظرفیت زبان فارسی برای برگرداندن آثار شکسپیر- در پی القای صبغهای کاملا فارسی به آن است و دومی، بیشتر بهدنبال ارایه خط اصلی داستان و معرفی اثر (چهبسا این رویکرد به سبب انتشار دیرهنگام ترجمه ناصرالملک معقول و منطقی بنماید).» صفوی با اشاره به این دو رویکرد، کوشیده در ترجمهاش رویکردی بینابین را اتخاذ کند. او ترجمهاش را بر پایه نسخه مالی مورین ماهود و مقابله با نسخههای بارتون رافل و جان داور ویلسون انجام داده است. صفوی در یادداشت ابتداییاش، به منبع احتمالی شکسپیر در نوشتن «تاجر ونیزی» اشاره کرده است. به اعتقاد منتقدان و شکسپیرپژوهان، «گاو بیذنب» سر جیووانی، نویسنده فلورانسی، میتواند منبعی برای شکسپیر در نوشتن این نمایشنامه باشد. اگرچه هنوز دقیقا معلوم نیست که آیا این اثر در عصر ملکه الیزابت به انگلیسی منتشر شده بود یا نه. همچنین از «یهودی مالتی» بهعنوان دیگر اثری که میتواند منبع الهام شکسپیر بوده باشد یاد میکنند. «لیرشاه»، دیگر نمایشنامه شکسپیر است که این نیز با ترجمه جدیدی که توسط میلاد میناکار انجام شده مدتی است در نشر پارسه بهچاپ رسیده است. «لیرشاه» از مهمترین تراژدیهای شکسپیر و ادبیات نمایشی جهان است و آن را از «بناهای ماندگار تمدن غرب» دانستهاند. میناکار در مقدمه کتاب اشاره کرده که تاریخ دقیق اولین ترجمه «لیرشاه» به فارسی معلوم نیست اما اعتصامالملک را از نخستین کسانی میدانند که این کتاب را بهطور کامل و با عنوان «افسانه لیر» ترجمه کرده است. بعدها ترجمههای دیگری از این نمایشنامه به فارسی انجام شد که از میان آنها میتوان به ترجمههای علاءالدین پازارگادی و م. ا بهآذین اشاره کرد. میناکار در بخشی از یادداشت ابتدایی کتاب، درباره اولین اجرای «لیرشاه» نوشته: «با توجه به اسناد و شواهد، نخستین اجرای نمایشنامه در دربار جیکز اول و به سال 1606 بوده اما به ظن قوی پیش از آن نیز به روی صحنه رفته است، بههر روی، سندی در این باب در دست نیست».
∎بناهاي ماندگار تمدن غرب
صاحبخبر -