شناسهٔ خبر: 14979013 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه ایران | لینک خبر

جهان نویسندگان

وجدانِ بیدار درباره «اشتفان تسوایگ»

صاحب‌خبر - آرش نقیبیان منتقد ادبی اشتفان تسوایگ (Stefan Zweig) رمان نویس و زندگینامه نویس برجسته اتریشی وجدان بیدار و فرزند راستین عصر خود بود. نسل او شاهد حادثه‌های بسیار و مصائب فراوانی بود که بشریت تا قبل از آن، کمتر به خود دیده بود.تسوایگ در سال 1881 از خانواده‌ای ثروتمند در شهر وین‌ زاده شد. در جوانی به دنبال ذوق و استعدادش، برای تحصیل در رشته ادبیات و فلسفه رفت. محیط روشنفکری اتریش و ارتباط مداوم آن با جهان، شوق آشنایی با دنیای پهناور را در او برانگیخت.اشتفان تسوایگ در همه عمر چون مسافری خستگی‌ناپذیر به جهانگردی پرداخت و چندین بار سراسر اروپا را پشت سرگذاشت و علاوه بر آشنایی با کشورها، زبان‌های گوناگون را فراگرفت. او قبل از روی آوردن به نویسندگی، مترجمی توانا بود و اشعار بودلر، ورلن و رمبو را به آلمانی ترجمه کرد. تسوایگ کارخلاقانه ادبی خود را با شعر آغاز کرد. در آن سال‌ها تحت نفوذ راینر ماریا ریلکه، چند منظومه غنایی سرود. اشتیاق دیگر او به تئاتر بود که در سال‌های آغازین قرن بیستم در اروپا، حرف اول را می‌زد و عموم روشنفکران کار خود را با این هنر والا آغاز می‌کردند. در سال 1918 نمایشنامه‌ای با نام(خانه کنار دریا) نوشت و به صحنه آورد و چند سال بعد اقتباسی از نمایشنامه (ولپن) بن جانسون را به صحنه برد که با استقبال بسیاری روبه‌رو شد.آثار آغازین تسوایگ بشدت تحت نفوذ روانکاو هموطنش، زیگموند فروید، و کشفیاتش در هزارتوی روان آدمی بود. کتاب (آموک) که در 1922 به چاپ رسید سرگذشت پزشکی آلمانی است که بر اثر سرخوردگی در عشق به هند شرقی سفر می‌کند. طبیعت استوایی و مصاحبت چند کارمند ملال انگیز او را به عزلت و افسردگی می‌کشاند. در داستان آموک روانکاوی فرویدی به بهترین شکل ممکن در غالب ادبیات تجلی کرده است. تسوایگ در داستان‌های خویش همواره کوشش کرده است که نقاب از چهره و انگیزه‌های ظاهری انسان‌ها کنار بزند و تأثیر عظیم غرایز مخرب و جنسیت را به خوانندگان نشان دهد.اشتفان تسوایگ در نگارش زندگینامه‌ها و مقالات ادبی خود روش دیگری را برگزید که نقطه عکس نقد ادبی مدرن است و آن همانا کنجکاوی و ریزکاوی در زندگینامه‌های شخصی پرسوناژهای ادبی و تاریخی است برای دریافت انگیزه‌ها و اعمال آنان. برای مثال می‌توان به کتاب (سه استاد سخن) اشاره کرد که به زندگی بالزاک، دیکنز و داستایفسکی می‌پردازد یا کتاب دیگر او (پیکار با دیو) که به زندگی و آثار سه ادیب برجسته آلمانی هولدرلین، کلایست و نیچه می‌پردازد که سرنوشتی کمابیش یکسان و غم انگیز داشتند. همان طور که اشاره شد تسوایگ بنای کار را بر اساس زندگینامه قهرمانانش می‌گذاشت تا تفسیری خاص و قطعی از آثار آنها به دست دهد. لحن نگارش و نثر او در زندگینامه‌ها و آثار آکادمیکش بسیار پرطمطراق و ادیبانه است و این درست نقطه عکس و خلاف آثار ادبی و داستانی او است که روایتی عموماً ساده و جذاب به دست می‌دهد و خوانندگانش را با کششی فوق‌العاده به دنبال می‌کشاند. یکی از بهترین داستان‌های تسوایگ که در اوج خلاقیت ادبی او نوشته شده و به تعبیر باگنر تراویک منتقد ادبی، چکیده نبوغ این نویسنده در داستان‌نویسی را در خود دارد (بیست و چهار ساعت از زندگی یک زن) است که بیشتر از تمامی آثار تسوایگ به زبان‌های مختلف ترجمه و خوانده شده است و امروز نیز با اینکه چند دهه از نگارش آن گذشته است، همچنان خواندنی و تأمل برانگیز است. نویسنده در این داستان با نگاهی دقیق و قلمی شیوا پنهانی‌ترین انگیزه‌های زنان یعنی میل به حمایت و فرزند پروری را ژرف کاوی می‌کند.اشتفان تسوایگ در سال 1924 اتریش را ترک کرد ودر لندن مستقر شد. پس از آن به امریکا رفت و چند سالی در نیویورک زندگی کرد. در اوت 1941 مصمم شد که در برزیل اقامت کند. در این کشور بود که از پیروزی‌های هیتلر و آینده تاریک اروپا سرخورده شد و به اتفاق همسرش خودکشی کرد، چرا که در رؤیاهایش همواره جهانی سرشار از صلح و مهربانی را می‌دید و آرزو می‌کرد. آثار تسوایگ در سال‌های دهه چهل و پنجاه خورشیدی با استقبال فراوان خوانندگان فارسی زبان روبه‌رو شد اما بعدها این استقبال و علاقه فروکش کرد و تسوایگ و کتاب‌هایش برای چند دهه به محاق فراموشی سپرده شد که دلیل آن را باید در جامعه شناسی ذوق ادبی مخاطبان ایرانی جست‌و‌جو کرد.