رویه ای که رسانهها در تمام این سالها اتخاذ کرده اند، به دو صورت است؛ دسته اول رسانه هایی هستند که در زمان مرگ یا شکست افراد یاد آنها میافتند.دسته دوم رسانههایی هستند که سعی میکنند از کوچکترین فرصتها برای تجلیل و دلجویی از هنرمندان بزرگ (خصوصا پیشکسوتان) استفاده کرده و دِین خود را به آنها ادا کنند.برای بنده جالب است که رسانههایی که در این سالها حتی اسمی از هنرمندان خانه نشین نیاوردهاند، به یکباره و پس از مرگ آنها پرچم بزرگ سوگواری به دست میگیرند که این رفتار به هیچ عنوان حرفه ای نیست.البته خوشحالم که همچنان رسانههایی هستند که سعی میکنند نقش و رسالت مطبوعاتی خود را به نحو احسن ادا کنند.این مقدمه را گفتم تا بدانید امروز خوشحال نیستم که در مورد داوود رشیدی صحبت میکنم یا دست به قلم میبرم.از روز جمعه که ایشان فوت کرده اند، تعداد زیادی از رسانهها با بنده تماس گرفته اند و به دلیل همان رویکرد اول، حاضر به صحبت با آنها نبودم.در کنار همه اینها سخن گفتن در مورد داوود رشیدی سخت است.او یک هنرمند عادی و معمولی نبود بلکه یکی از بزرگترین هنرمندان تئاتر، سینما و تلویزیون ما بود که در کنار بازیگری یک اندیشمند و پژوهشگر و مولف بزرگ بود.بنده این افتخار را داشتم که در فیلم«خروس» پیش از انقلاب اسلامی و در فیلم«مسخ» پس از انقلاب در کنار ایشان حضور داشته باشم و در طول دوران فیلمبرداری این فیلم متوجه شدم که با یک هنرمند صاحب تفکر و اندیشه طرف هستم.داوود رشیدی از معدود بازیگران و کارگردانان ما بود که زبان را کامل میشناخت و همکاری با او همواره مملو از انرژی و آموختن بود.به هیچ عنوان نمیخواهم امروز که ایشان از میان ما رفته اند تملق بگویم اما همه میدانیم که هنرمندانی چون داوود رشیدی دستنیافتنی هستند و زمانی که آنها از میان ما میروند تازه متوجه میشویم که چه حقی به گردنمان داشته اند و چقدر از عمر خود و جوانی شان را برای اعتلای فرهنگ و هنر این مملکت مایه گذاشته اند.بزرگانی مانند داوود رشیدی، جمشید مشایخی، عزتا... انتظامی، محمدعلی کشاورز و علی نصیریان دیر به دست میآیند و شاید هرگز کسی جای آنها را پر نکند. اینها الماسهای گرانبهایی هستند که باید از آنها به بهترین شکل ممکن نگهداری کنیم.برای این بزرگان باید جشنهای باشکوه برگزار شود، باید به آنها زندگی و شادی بدهیم و تا زمانی که زنده هستند هر روز حضور ما را کنار خود احساس کنند.نباید به صورتی باشد که اگر یک جشنواره فجر برگزار شود شاید اسمی از آنان هم میان بیاوریم بلکه باید به بهانههای مختلف و حتی بدون بهانه و مناسبتهای خاص، مراسم هایی درخور برای این سرمایههای گرانبها برگزار کنیم.آیا حق این بزرگان این نیست که در زمان حیاتشان آنطور که باید و شاید مورد تقدیر و قدردانی قرار بگیرند؟ نمیخواهم بگویم از ایشان تجلیل صورت نگرفته بلکه این تجلیل و قدردانی باید بیش از اینها باشد.بنده مدت هاست دوست دارم در یک همایش قدردانی از جمشید مشایخی، عزتا...انتظامی و محمدعلی کشاورز حضور پیدا کنم و ایستاده آنان را تشویق کنم. برای این کار باید به کجا بروم؟ من شاگرد همه این بزرگان هستم و به آن افتخار میکنم اما متاسفانه قدردانی از این افراد آنطور که شایسته و در شأن آنهاست صورت نمیگیرد و همواره پس از از دست دادن یک هنرمند بزرگ تنها شعار میدهیم و افسوس میخوریم.
* بازیگر سینما و تلویزیون
∎