نیروهای موسوم به ارتش آزاد با همکاری توان رزمی و آفند هوایی ترکیه و به کمک هواپیماهای آمریکایی به فاصله زمانی کمتر از یک روز شهر مرزی «جرابلوس»، واقع در خاک سوریه را به اشغال خود درآوردند. واقعیت این است که ماهیت این حمله و نحوه جنگ بین این نیروها و داعش در هالهای از ابهام قرار دارد.
با توجه به اینکه چندی پیش بهعنوان روزنامهنگار برای کسب خبر و گزارش، تا نزدیکی شهر جرابلوس رفته بودم، بنابراین از لحاظ میدانی و موقعیت جغرافیایی میدانم که عبور هزارو 500 نفر از نیروهای وابسته به ترکیه از موانع طبیعی و تپههای نهچندان بلند آن بدون کمترین مقابلهبهمثلی، در زمانی کوتاه عملا غیرممکن یا دستکم، به راحتي ممكن نخواهد بود.
باید به این نکته توجه کرد چگونه ممکن است داعشی که همه نیروهای نظامی مخالف خود را همواره در جنگ زمینی معطل و زمینگیر کرده، در عرض کمتر از یک روز در مقابل هزارو 500 جنگجو البته با کمک قوت توپخانهای و هوایی ترکیه و آمریکا تن به شکست میدهد. این موضوع قدری تأملبرانگیز و شائبهدار است. سابقه نبردهای داعش در کوبانی، فلوجه، بغداد، قیاره، رمادی، منبج و... نشان داده که داعش تا آخرین نفس در جنگ زمینی مقاومت خواهد کرد و علاوهبرآن در صورت خروج از نقاط شهری یا منطقهای، مبادرت به بمبگذاری و تلههای انفجاری در اماکن و فضای شهری میکند. بنابراین ورود ارتش ترکیه و گروه موسوم به ارتش آزاد که تحت حمایت آمریکا هستند و البته با نیروهای ارتش آزادی که در اوایل جنگ سوریه اعلام موجودیت كردند یکی نیستند، سناریوی تازهای است که از سوی ترکیه طرحریزی شده است.
ارتش آزاد تحت قومیت ترکیه، از گروههای اسلامی تندرویی تشکیل شده که تحت عنوان احرارالشام، فیلقالاشام و جهاد ترکمنی و... در واحدهای رزمی مستقر شده و از لحاظ فرماندهی مستقیما از سازمان «میت» فرمان میگیرند.
ترکیه در فصل تازهای از سیاستورزی خود قرار دارد. کودتا مبدائی شد تا این کشور دکترین خود در قبال سوریه و منطقه را برای دستیابی به همان اهداف اولیه خود تغییر دهد. آنچه مشخص است استراتژی ترکیه دچار تغییر نشده و این در گفتههای اردوغان در نشست خبری او با «جو بایدن»، معاون رئیسجمهور آمریکا، روشن بود که گفت اسد باید برود.
اما اردوغان تاکتیک خود در تعامل با قدرتهای جهانی و منطقهای را تغییر داده و سعی میکند بر امواج این تاکتیک سوار شود و راهبردهای طرحریزیشده خود را به روشهای دیگر به سرانجام برساند. با توجه به وقایع اخیر و نشستهای چندگانه ترکیه با آمریکا، روسیه، ایران و سوریه مشخص است این کشور در پازل سیاسی خود، احتمالا با بدهبستانهای مختلف، از مواضعی صرفنظر کرده و به مواضعی دست یافته است.
آنچه مشخص است، آمریکا و روسیه هردو دارای منافع متضادی در سوریه هستند و علاوه بر فضای سوریه، درخصوص مسائل منطقهای همچون اوکراین، گرجستان و... همواره تقسیم منافع میکنند. در مورد موضوع کُردها این دو گویا هنوز نتوانستهاند به توافقی برسند، اما در چرخش تاکتیکی اردوغان و نشست او با ولاديمير پوتین مشاهده شد روسیه در این موضوع خاص؛ یعنی تصرف جرابلوس مخالفتی نکرده و این در حالی بود که پیشتر روسیه مواضع ارتش ترکیه در این مناطق را بمباران میکرد و همچنین آمریکا بهعنوان همپیمان کُردها در عملیات آزادسازی منبج و در درگیری بین نیروهای کرُد و ارتش سوریه در حسکه بهعنوان پشتیبان کردها عمل کرد و به یکباره تغییر موضع داد. بنابراین چربش منافع و وعدههای ترکیه نسبت به کردها در مقابل دو قدرت جهانی همچون آمریکا و روسیه بیشتر بوده و اردوغان گویا در این نشستها توانسته است دو قدرت جهانی را در قبال تحرکاتش اقناع كند، اما بههرحال و به صورت سنتی نمیتوان انتظار داشت که این سیاست طرفین پایداری به خود ببیند و منافع متضاد گروهها تا برد زمانی بلندمدتی پابرجا بماند.
باید به این نکته توجه داشت که همواره ترکیه در سنگر غرب بوده و منافع آن با کشورهای غربی و اتحادیه اروپا گره خورده است و به صورت کلاسیک تمایلات غربی دارد. بههمینخاطر گمان نمیشود نزدیکی ترکیه به روسیه در این موضوع خاص عمر چندانی داشته باشد.
اما دراینمیان کردها بهعنوان نیروی واکنشسریع علیه داعش، موقعیت متزلزلی دارند و جلب نظر قدرتهای جهانی و منطقهای برایشان بسیار سختتر از ترکیه خواهد بود. کردها چون دارای پایگاه قوی سیاسی و اقتصادی و نظامی در نظام بینالملل نیستند، همواره در معرض توفان حوادث قرار دارند. عقبنشینی کردها از منبج برای آنها بهمنزله شکست در سیاست اتصال سه کانتون و نرسیدن به دریا خواهد بود.
کردها اگر در مقابل درخواست آمریکا مبنیبر خروج از منبج، بر حضور خود در این مناطق پافشاری کنند، این امکان وجود خواهد داشت که حمایت آمریکا را از دست بدهند یا آمریکا در کمک به آنها با اغماض برخورد کند که در این صورت کردها ناچارند به سمت روسیه متمایل شوند که این نیز با توجه به نزدیکی اخیر پوتین و اردوغان، قدری با اماواگر روبهرو است.
اما بههرحال اگر کردها مُصر در ادامه تحرکات خود باشند و در این راه تلاش كنند، تجربه نشان داده که آمریکا و روسیه در رقابت نزدیکشدن به این نیروها کوتاهی نخواهند کرد. در سوی دیگر میدان، کردها امروز با خطر جدیتری مواجهند و ورود ارتش ترکیه و نیروهای ارتش آزاد به سوریه که مورد حمایت آمریکا هستند، زنگ خطری متوجه کردها خواهد كرد و تصرف تمام نقاط حائل از سوی کردها را در هالهای از ابهام خواهد برد، چراکه وجود داعش در این مناطق این بهانه را به آنها میداد تا بتوانند بدون کمترین دردسر و به بهانه نابودی داعش این مناطق را کنترل کنند.
اما با ورود نیروهای موسوم به ارتش آزاد که تحت حمایت ترکیه و آمریکا هستند، عملا این نیروها بهعنوان نیروهای مشروعی شناخته میشوند که آمریکا آنها را میانهرو مینامد و این موجب میشود تا کردها در آینده نتوانند بهراحتی مناطق حائل را از دست آنان آزاد کنند.
بااینوصف، کردها در این فاصله زمانی بهدنبال یافتن راههای مقابله با این وضعیت خواهند بود و مطمئنا حزب کارگران کردستان و گروه خودسری به نام عقابهای آزاد «تاک» بیکار نخواهند نشست و سعی خواهند کرد با عملیاتهای ایضایی در داخل ترکیه به این کشور فشار وارد كنند تا در مواضع سوریه تجدیدنظر کند.
آغاز دکترین تازه دولت اردوغان
افشين غلامي
صاحبخبر -