شناسهٔ خبر: 14955941 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه خراسان | لینک خبر

یادداشت

عملکرد اقتصادی دولت؛ در کفه ترازو

صاحب‌خبر - برای کاسبانی که این روز ها را بی مشتری شب می کنند، عملکرد اقتصادی دولت مناسب نیست. برای پدرانی که تمنای یافتن شغل فرزند تحصیل کرده شان را می بینند، عملکرد اقتصادی دولت خوب نیست. حتی جوانی که برای پول، ازدواجش به تاخیر افتاده، از عملکرد اقتصادی دولت ناراضی است. این افراد معمولا چند سال پیش را به یاد می آورند که اوضاع کاسبی خوب بود، تحصیل کرده ها زود شغل می یافتند و پول مانع ازدواج نبود اما آیا عملکرد اقتصادی دولت منفی بوده و این مقایسه ها صحیح است؟ آیا دولت در زمینه اقتصاد بد عمل کرده است؟ آنچه هستیم! ما عادت داریم که عملکرد اقتصادی دولت ها را با وضعیت جیب مان بسنجیم. برای بررسی عمیق تر هم، نمودار هایی از نرخ رشد اقتصادی، بیکاری و تورم رسم می کنیم و نشان می دهیم در فلان دولت وضع بهتر یا بدتر بوده است. اما این مقایسه ها یک اشکال بزرگ دارد و آن نادیده گرفتن شرایط و زمینه های تحقق وضعیت فعلی است. بدون شک نمی توان بدون توجه به نقاط اولیه و داشته های اول دوره دولت ها، از همه آن ها یک انتظار داشت و آن ها را با هم مقایسه کرد. این رفتار را می توان به رفتار همسری تشبیه کرد که بی تفاوت به نوسانات درآمد شوهرش، خواسته ای ثابت از او دارد. پس برای مقایسه بهتر است که داشته های این دولت را با نتایج آن مقایسه کرد و بعد در مورد عملکرد اقتصادی سخن گفت. برای این منظور، یک دستاورد دولت (یعنی کاهش تورم) و یک ناکامی دولت (رکود حاکم در بازارها) را مورد بررسی قرار می دهیم. 1. کاهش تورم؛ دستاورد دولت یا روند طبیعی تورم تک رقمی، یکی از اهداف دکتر روحانی بود. رئیس جمهور در میان وعده های انتخاباتی اش گفته بود:«با اجرای برنامه هایم در حوزه اقتصاد گام به گام تورم مهار خواهد شد». اتفاقی که در آن دوران همان قدر عجیب بود که رشد اقتصادی عجیب بود. بعد از گذشت سه سال از فعالیت دولت، تورم تک رقمی شد و دولت به یکی از وعده های انتخاباتی خود عمل کرده است. با این حال، برخی مدعی اند که به دلیل شرایط رکودی حاکم بر کشور، تورم خود به خود پایین می آمده و دولت در این زمینه کار خاصی انجام نداده است. اگر چه این استدلال تا اندازه ای قابل قبول است، اما دولت سیاست های مشخصی انجام داده تا به این هدف برسد و قطعا بدون این سیاست ها تورم تک رقمی قابل دستیابی نبود. انضباط مالی اولین اقدام دولت بود که سبب شد تورم لجام گسیخته به ارث رسیده از دولت قبل مهار شود. در سال های قبل طرح هایی نظیر مسکن مهر، بنگاه های زودبازده و وقوع تحریم ها سبب شده بود تا نااطمینانی نسبت به بازار ها شکل بگیرد و قیمت ها روزانه تغییر کند. شعار های دکتر روحانی و نظم مالی دولت سبب شد تا دولت بتواند افسار تورم را در دست بگیرد. روحانی برای دستیابی به این هدف، از ساختن پل، جاده، ورزشگاه و... در شهرستان ها و روستا ها گذشت و عدم مقبولیت سیاسی را به جان خرید. این اقدام دولت از این منظر قابل تقدیر است. البته در این میان، ورشکستگی بانک هایی که با تورم زنده بودند، سبب شد تا دولت مجبور شود تا اندازه ای افزایش نقدینگی را به جان بخرد. تلاش برای دستیابی به توافق هسته ای و دورنمای خوبی از آینده کشور، سبب شد تا کار دولت در مهار نرخ ارز که زمینه ساز تورم بود، آسان تر شود. لذا، دولت برای کاهش تورم با برنامه وارد شد و توانست به آنچه می خواست دست پیدا کند. اقدامی که بدون برنامه ریزی قابل اجرا نبود. 2. رکود در بازارها؛ خستگی هیئت دولت و دست خالی دولت بدون شک بزرگترین شکست دولت در این سه سال، به وضعیت رکود مربوط می شود. رکود حاکم بر بازار ها آنقدر عمیق است که نمی توان آن را انکار کرد. رکود آنقدر سنگین است که دو تن از وزرای کابینه دولت از بیکاری فرزندانشان می گویند. هرچند که در بد بودن رکود شکی وجود ندارد، اما دست های دولت در مبارزه با رکود خالی بود. قیمت نفت به حدود 40 دلار رسیده بود و فروش نفت تازه داشت جان می گرفت. در این شرایط، درآمد نفتی به دولت اجازه خودنمایی در پروژه های عمرانی که رونق ساز اقتصاد ایران است، نمی داد. از طرف دیگر، دولت ناچار بود تا برای هزینه های خود، درآمدزایی کند. لذا شیب درآمد های مالیاتی بیشتر شد. از آنجا که مأخذی جز فعالیت های مولد برای اخذ مالیات وجود نداشت، این اقدام دولت نیز به تعمیق رکود منجر شد اما دولت در این روز های بحرانی اقتصاد، به مانند دولت های حوزه اسکاندیناوی عمل کرد. به این معنا که سیاست های خود را به تغییر در متغیر های کلانی نظیر حجم نقدینگی، نرخ سود و... محدود کرد. متغیر هایی که در شرایط بحرانی کمتر اثرگذار هستند. دولت هیچ وقت به صورت عملیاتی در حوزه صنعت، معدن و تجارت و... وارد نشد تا مشکل رکود را حل کند. شاید سن بالای مدیران دولتی اصلی ترین عامل در این زمینه بوده است. با این حال، دست خالی و خستگی هیئت دولت سبب شد تا رکود عمیق و عمیق تر شود. طبیعتا نتایج وضعیت اقتصادی در این دوره سه ساله، قابل مقایسه با وضعیت سال های پایانی دهه 1380نیست. جایی که درآمد های بالای نفتی وجود داشت و کشور در شرایط عادی به سر می برد. با این حال، آنچه مشخص است دولت یازدهم با علم به این شرایط تصدی امور را به دست گرفت. دکتر روحانی می دانست که اقتصاد در چه شرایطی قرار دارد و با قبول این وضعیت پا به میدان گذاشت. پس صحبت در مورد بد بودن شرایط در توجیه وضعیت بد اقتصادی از طرف دولتمردان مردود است اما به عنوان ناظر بیرونی که می خواهد با انصاف به قضیه نگاه کند، وضعیت نامناسب اقتصادی تا حدی، تحت تاثیر شرایط بوده است. دولت مردم را نمی فهمد اما شاید بزرگترین نقدی که به عملکرد اقتصادی دولت می توان وارد کرد، عدم مفاهمه دولت و مردم است. دولت مردم را نمی فهمد. این عدم فهم مردم را می توان در بخش های مختلف ملاحظه کرد. برای مثال، به گفته های سخنگوی دولت در مورد صفدر حسینی نگاه کنید. در حالی که مردم از حقوق های نجومی ناراضی و از گیرندگان آن منزجر بودند، دکتر نوبخت، یکی از گیرندگان این حقوق ها را ذخیره انقلاب و نظام می خواند. مورد دیگر به حوزه ورزش مربوط می شود که نشان می دهد این عدم درک در روح هیئت دولت وجود دارد. وزیر ورزش در روز هایی که مردم از مدال نگرفتن در المپیک ناراحت بودند، از ظرفیت پایین ایران در کسب مدال سخن گفت. این ها نشان می دهد که رابطه ای که میان دولت و ملت در دوره های قبل وجود داشت، اصلا شکل نگرفته است. این مسئله سبب می شود که مردم سیگنال های دولت را دریافت نکنند. دولت ها معمولا سیاست هایی را اجرا می کنند که رفتار عموم مردم را تحت تاثیر قرار دهند. اثرگذاری این سیاست ها به واکنش مردم به آن بستگی دارد. لذا اگر دولت، نتواند مردم را مجاب کند که سیاست اجرا شده صحیح است، آن ها به گونه ای دیگر عمل و سیاست دولت را خنثی می کنند. این اتفاقی است که به نظر می رسد دولت نتوانسته انجام دهد و از این منظر ضربه اقتصادی خورده است و ممکن است در آینده ضربه سیاسی نیز دریافت کند.