در ادبيات اقتصادي تاريخ جمهوري اسلامي همواره صنعت خودرو ايران به عنوان يك صنعتي سياسي مطرح شده بطوري كه در دهههاي گذشته پس از نفت، صنعت خودرو در ايران سياسيترين، صنعت ايران نام گرفته است. سياسي از اين نظر كه هر كدام از نهادهاي قدرت همواره گوشه چشمي به اين صنعت داشتهاند و تا توانستهاند سعي كردهاند تا در آن نفوذ پيدا كنند.
صنعت خودرو به دليل خاصيت پيشران بودن در رشد اقتصادي همواره در راس مباحث سياستگذاران و رسانههاي كشور بوده و هر اتفاقي كه در آن رخ داده است مورد واكاوي و كالبدشكافي كارشناسان و منتقدان قرار گرفته است.
در اين ميان دو خودروساز بزرگ كشور به دليل ماهيت دولتي كه دارند و در سالهاي گذشته به نوعي بدرفتاري و بدعهدي با مشتريان داشتهاند داراي محبوبيت زيادي نزد مردم ايران نيستند چراكه آنها صنعت خودرو را نمادي از ظلمهايي ميدانند كه دولتها به آنها كردهاند به همين خاطر وقتي كه كمپين خودرو ايراني نخريم شكل گرفت بسياري خشم خود را در آن منعكس كردند و باعث شدند تا حدي اين تحريم در فروش خودروهاي داخلي موثر واقع شود. آنها به همين دليل يك بدهكاري عظيمي به مردم ايران دارند و بهتر است تا ميتوانند وجه خود را نزد مشتريان ايراني بازسازي كنند.
با توجه به اوضاع اقتصادي كشور ميتوان گفت كه به دليل اشباع بازار خودرو، كاهش تقاضا، كيفيت نامناسب برخي خودروهاي ساخت داخل و كم شدن حمايتهاي دولتي از اهميت اين صنعت در توليد ناخالص داخلي كاسته شده و دولت به مانند سابق اهميتي براي اين صنعت در اقتصاد ايران قائل نيست. تا آنجا كه برخي برآوردها نشان ميدهد سهم خودرو در رشد اقتصادي كاهش يافته و از 3.5 درصد به 2.5 درصد رسيده كه بيانگر آن است صنعت خودرو ديگر به مانند گذشته پيشران رشد اقتصادي و عاملي تعيينكننده در بالا بردن اين رشد نيست. بازار خودرو ايران روي توليد يك ميليون دستگاه خودرو سواري در سال فريز شده و نه با كاهش روبهرو ميشود نه با توجه به اينكه تغييري در تقاضا رخ نخواهد داد افزايشي چشمگيري ندارد تا در رشد اقتصادي اثرگذار باشد.
حال سوال اينجاست كه در چنين شرايطي خودروسازان كشور به ويژه دو خودروساز بزرگ جاده مخصوص چه راهي را بايد در پيش گيرند تا بتوانند با تحريك تقاضا، عرضه خود را بالا ببرند سهم خود را در توليد ناخالص داخلي بازيابند.
شايد يكي از بهترين راهها توليد و عرضه محصولات جديد باشد كه بتواند با قيمت مناسب در كشور عرضه شود. در اين ميان يك تجربه مناسب پيش روي دو خودروساز بزرگ كشور قرار دارد و آن هم تجربه كرمان موتور و نگاه به شرق اين خودروساز طي دو دهه فعاليت خود بوده است. اين شركت كه در ارگ جديد بم قرار گرفته در بيشتر سالهايي كه به توليد خودرو ميپرداخته به جاي مذاكره با خودروسازان اروپايي و مطرح دنيا به سراغ برندهاي گمنام رفته و آن را در بازار خودرو ايران احيا كرده است. تجربه كرمان موتور در صنعت خودرو ايران نشان ميدهد كه ميتوان در اوج تحريمها تفكري اقتصادي داشت و به سمتي حركت كرد كه با انتخاب هوشمندانه يك يا چند شريك تجاري مناسب شرقي خود را احيا كرده و به سمتي حركت كند كه سهم خود را از بازار خودرو داخلي بالا ببرد. رشد اين شركت ظرف چند سال گذشته به اينجا رسيده كه سالانه نزديك به 80هزار دستگاه خودرو سواري را در ايران به توليد برساند و بازار 50 تا 70ميليون توماني را به اختيار خود درآورد. اين موضوع سبب شده كه خودروسازان داخلي بزرگ نيز نقش چين را در صنعت خودرو پررنگ دانسته و سراغ برندهايي از اين كشور بروند كه سهمي در توليد محصولات جديد ايران خودرو و سايپا داشته باشد.
چين در سالهايي كه با كرمان خودرو وارد مذاكره شد، از سوي وزارت صنعت به عنوان سهامدار اصلي خودروسازان بزرگ كشور جدي گرفته نشد و به همين سبب فرصتي طلايي براي بخش خصوصي خودروساز به وجود آمد تا با خودروسازان چيني وارد مذاكره و توليد مشترك شود و بتواند خودروهايي را به توليد برساند كه خودروسازان بزرگ كشور توانايي ساخت آن را نداشتند. شايد يكي از دلايل موفقيت خودروسازان چيني، آپشنهايي بود كه روي محصولات آن نصب ميشد و كمتر مورد توجه خودروسازان بزرگ داخلي قرار گرفت. حال به نظر ميرسد كه آنها به اشتباه و فرصت سوزي خود پي بردهاند و سعي شان بر آن است كه در كنار شركاي اروپايي و معتبر خود چند برند چيني را نيز به همراه داشته باشند و محصولات آنان را در ايران به توليد برسانند.
آنچه مسلم است اينكه نبايد به مانند گذشته به نقش خودروسازان چيني كه نوظهور بزرگ صنعت خودرو جهان است چشم بست و تواناييهاي خودروسازان چيني را ناديده گرفت. در داخل كشور هم بهتر است به كرمان به عنوان سومين مركز بزرگ خودروسازي كشور پس از تهران و مشهد نگريست و از اين بايت خوشحال بود كه يك بخش خصوصي فعال در صنعت خودرو در مقاطع مختلف توانسته خود را احيا و بازساي كرده و به توليد ادامه دهد.
اين نكته بهتر است مورد توجه قرار گيرد كه خودروسازان چيني در آينده حرف بيشتري براي گفتن خواهند داشت و به يكي از بزرگترين سازندگان خودرو با فاصله زياد تبديل ميشوند همانگونه كه در حال حاضر با توليد 800ميليون تن فولاد با فاصله بسيار زيادي نسبت به ساير توليدكنندگان فولاد در جايگاه نخست دنيا قرار گرفتهاند. اگر با چنين ديدي به خودروسازان چيني نگاه كنيم طبيعتا تواناييها و نقش آفريني آنها در معادلات سالهاي آتي صنعت خودرو دنيا باور خواهيم كرد و براي همكاري با آنها استراتژي نويي را در پيش خواهيم گرفت.
چرا صنعت خودرو ايران به چين نياز دارد؟
نگاه به شرق در خودرو
صاحبخبر -